معناشناسی تقوا در قرآن و نقش آن در ساختن آینده
معناشناسی تقوا در قرآن و نقش آن در ساختن آینده

مقدمه – چرا درک معنای تقوا مهم است؟
به واژههای زیر دقت کنید و ببینید؛ چه احساسی را در شما بیدار میکنند:
ترس؛ هراس؛ شرم؛ پرهیز
معمولاً بیشتر مردم از مفهوم این کلمات، احساسات ناخوشایندی را در خود حس میکنند؛ عبارتهایی که به عنوان معنای واژه «تقوا» در ترجمهها به کار رفته است.
به این سؤالات فکر کنید:
آیا انسان میتواند با انتخاب روشِ هراسان بودن؛ ترسیدن و… به نتایج مثبتی در زندگی برسد؟
آیا معنای واژه تقوا در کلام خدا نمیتواند معنایی عمیقتر از این واژهها داشته باشد؟
آیا ممکن است که برای «تقوای الهی» یک مفهوم بهتر را از آیات قرآن درک کنیم؟
با توجه به تأکید خداوند بر اهمیت تقوا در قرآن؛ هر تلاشی برای شناخت معنای این موضوع ارزشمند خواهد بود.
بخش اول – چه میخواهم بگویم؟
طبق بررسیها و تطبیقهایی که صورت دادهام؛ تقوا صرفاً یک مفهوم مرتبط با کردار انسان نیست، بلکه نوعی حرکت درونی و تغییر شیوه دیدن و جهتگیری ذهن در برابر جهان است؛ چیزی که میتواند نوع تجربه انسان از زندگی را تغییر دهد.
در نگاه قرآنی، تقوا بیشتر از آنکه یک رفتار بیرونی باشد، یک حالت آگاهی و مدیریت درونی نسبت به جریان فکر و انتخاب است؛ حرکتی که بزرگترین بخش آن در درون انسان انجام میشود؛
و جان او را چنان سرشار میکند که از اعماق قلبش به صورت یک رفتار بیرونی متفاوت آشکار میشود.
تقوا به معنایی که در این نوشتار از آیات قرآن برداشت شده، صرفاً مجموعهای از بایدها و نبایدهای رفتاری نیست؛ بلکه با نوع نگاه انسان به خودش، به خدا و به جهان ارتباطی عمیق دارد.
به نظر میرسد قرآن پیش از آنکه بخواهد رفتار انسان را تغییر دهد، تلاش میکند زاویه دید او را تغییر دهد؛ زیرا بسیاری از انتخابها و رفتارهای ما، پیش از آنکه در عمل ظاهر شوند، در لایههای پنهان فکر و نگرش ما شکل گرفتهاند.
ریشه این واژه به معنای حفاظت و نگهداری است، اما در قرآن این معنا در سطحی عمیقتر به کار رفته است.
در نهایت، این آگاهی به جایی میرسد که انسان میتواند جهان را از زاویهای دقیقتر و روشنتر ببیند.
بخش دوم – درک لغوی و درک قرآنی تقوا
- برای فهم این واژه لازم است مسیر زبانی آن را هم در نظر بگیریم، هر چند هدف نهایی فراتر از بررسیهای لغوی است.
در اصل، ریشهٔ «وقی» به معنای حفظ کردن، نگاه داشتن، حمایت و محافظت از چیزی در برابر آسیب اشاره دارد؛
با بررسی آیاتی که این واژه را در خود دارند متوجه میشویم که ۱۶۶ مرتبه از ۲۵۸ مورد تکرار این ریشه در صیغهٔ «افتعال» آمده است.
اما در ساختار صرفی عربی، این نوع قالبها معمولاً نشاندهنده «ورود فعال به یک انتخاب یا روش» هستند.
بر همین اساس، ترجمههای مبتنی بر ترس یا پرهیز، تنها بخشی محدود از معنا را پوشش میدهند و علاوه بر آن باری منفی با خود دارند که به مرور انسان را به ورطه اضطراب میبرند.
بخش سوم – آیاتِ محوری
از میان تمام آیات قرآن شاید بتوان گفت که آیات ۱۸ و ۱۹ سوره حشر توضیح کاملی را برای معنای تقوا ارائه نموده است:
يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه، وَلتَنظُر نَفسٌ مَا قَدَّمَت لِغَدٍ، وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعمَلُونَ
وَلا تَكونوا كَالَّذينَ نَسوا اللَّهَ فَأَنسَاهُم أَنفُسَهُم؛ أُولٰئِكَ هُمُ الفاسِقُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای خدا را پیشه کنید و هر کسی بنگرد به آنچه برای فردا پیش فرستاده؛ تقوای خدا پیشه کنید؛ البته خدا به آنچه میکنید همواره آگاه است.
و مانند آنان نباشید که خداوند را فراموش کردند پس خداوند هم خودشان را فراموششان ساخت؛ آنان همان بیرون آیندگان از عهد خدا هستند.
این نوشتار با محور قرار دادن این آیات و بررسی آن؛ مفهوم عمیقتری را از تقوا در قرآن ارائه نموده است.
۱. تقوا یعنی «تغییر زاویه نگاه انسان»
خدا مؤمنان را در این آیات مخاطب قرار داده و به آنان دستور به رعایت تقوا داده است.
ترجمهٔ تحت اللفظی من از واژهٔ «إتَّقوُا اللّٰهَ» در این جمله توضیح داده میشود: «روش محافظت و مراقبت از خدا را اختیار کنید»
در نگاه اول چنین معنایی عجیب به نظر میرسد؛ اما خواننده پس از مطالعه این نوشتار به درکی صحیح از این عبارت خواهد رسید.
اما عناصر تشکیلدهندهٔ این معنا در قرآن عبارتند از:
الف)انسان در درون خود همیشه میان دو جهت در حال انتخاب است؛ دو نیرویی که مسیر تجربه او را شکل میدهند.
یک جهت الهی مثبت/ نور است و آن دیگری جهت منفی/ ظلمات که شیطان نام دارد.
این دو جهت، بخشی از ساختار انتخاب انسانی را تشکیل میدهند و در قرآن نیز بارها به آن اشاره شده است:
فَألهَمَها فُجورَها وَ تَقواها (شمس ۷)
خداوند؛ فجور و تقوای انسان را در وجود او نهاد
وسوسهها و الهامات؛ فجور و تقوا؛ خیر و شر، نور و ظلمت، هدایت و ضلالت؛ همیشه برای انتخاب در دسترس انسان است.
ب) در ادامه، قرآن از نوعی نزدیکی میان انسان و خدا سخن میگوید که بسیار بنیادین است.
هر چه این ارتباط درونی برای انسان واقعیتر و زندهتر باشد، نگاه او به زندگی نیز تغییر میکند.
انسانی که خود را تنها، رهاشده و جدا از منبع هدایت و پشتیبانی الهی میبیند، جهان را بیشتر از زاویه کمبود، ترس و ناامنی تجربه میکند؛ اما هر چه این نزدیکی را عمیقتر درک کند، امید، آرامش و اطمینان بیشتری در زندگی او جاری میشود.
۲. دعا؛ باز تعریف یک مفهوم آشنا
برای فهم این نگاه، باید به یکی دیگر از مفاهیم بنیادین قرآن یعنی «دعا» توجه کنیم.
مفهوم آیه ۱۸۶ سوره بقره ـ ترکیب مفهوم نزدیک بودن خدا و همواره اجابت کردن دعای انسان توسط او – ما را به این درک عمیق میرساند که:
«در نگاه قرآنی، دعا صرفاً بیان لفظی نیست، بلکه جهتگیری دائمی توجه انسان به سوی خداوند است.».

هر چیزی که ذهن به آن گرایش پیدا میکند، در واقع نوعی درخواست درونی محسوب میشود.
در نتیجه، دعا پیش از زبان، در سطح توجه درونی شکل میگیرد و در همان سطح نیز – از سوی خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است – دریافت میشود.
خداوند هم با بیان خود در تمام قرآن تلاش نموده تا این دیدگاه فکری را بر مبنای توحید و ایمان برای انسانها توضیح دهد.
دیدگاه فکری ترسیم شده در قرآن موجب میشود که انسان بتواند، دنیا و همه اتفاقات و شرایط را از نگاه خدا ببیند؛
دیدگاه جدیدی را بیاموزد که تمام خواستههایش در زندگی دنیا و آخرت را به نفع او میآفریند.
نتیجه ایجاد چنین نگرشی در انسان «جریان زنده افکار توحیدی» و تحقق وعدههای عالی خداست.
«إتَّقوُا اللّٰهَ» بر اساس این توضیحات یعنی:
ای انسان؛ روش زندگیات را طوری اختیار و انتخاب کن که دنیا را از نگاه خدا ببینی؛ هوای خدای درونت را داشته باشی.
به عبارت دیگر جمله اول در این آیه میگوید: ای مومنان؛ هوای خدا را داشته باشید. هوادار خدایی باشید که در قلب شماست.
۳. رابطه انتخاب و آینده
در ادامه آیه، خدا این گونه چنین رابطهای را شرح میدهد:
وَلتَنظُر نَفسٌ ما قَدَّمَت لِغَدٍ
هر کسی باید نگاه کند که برای فردا چه «پیش فرست» کرده است
در تجربه انسانی نیز، میان انتخاب امروز و نتیجه فردا یک رابطه قابل پیگیری وجود دارد.
انسان هر لحظه در حال ساختن آیندهای است که بعداً آن را تجربه خواهد کرد.
نگاهی که در این عبارت وجود دارد؛ باعث میشود انسان نسبت به پیامد انتخابهایش آگاهتر شود.
قرآن بارها تلاش میکند توجه انسان را از نتیجهها به سمت ریشهها برگرداند.
ما معمولاً اتفاقات زندگی را مستقل از خودمان میبینیم و علت آنها را در شرایط بیرونی، شانس، تقدیر یا رفتار دیگران جستجو میکنیم؛ اما قرآن بارها از انسان میخواهد به سهم خود در ساختن تجربههای زندگیاش نگاه کند.
تعبیرهایی مانند «بِما قَدَّمَت أیدیکُم» (به سبب آنچه از پیش فرستادهاید) و «بِما کَسَبَت أیدیهِم» (به سبب آنچه به دست آوردهاند) انسان را متوجه این حقیقت میکند که میان آنچه امروز میکارد و آنچه فردا برداشت میکند، رابطهای واقعی وجود دارد.
گویی خداوند پیوسته از انسان میپرسد: آنچه امروز تجربه میکنی، چه نسبتی با بذرهایی دارد که پیش از این کاشتهای؟
۴. تغییر زاویه دید و دگرگونی تجربه
گاهی آنچه تغییر میکند واقعیت بیرونی نیست، بلکه زاویه دید انسان است.
مولوی این حقیقت را به خوبی در یک بیت توضیح داده است:
پیش چشمت داشتی شیشه کبود
زان سبب عالم کبودت مینمود

همین تغییر زاویه نگاه، میتواند تجربه کامل انسان از یک موقعیت را دگرگون کند.
در این نقطه، ادراک انسان وارد سطحی عمیقتر از مشاهده معمول میشود.
خدا در این آیه دیدگاه جدیدی برای انسان میسازد.
در نتیجه، تقوا را میتوان «افزایش وضوح در ادراک» دانست، نه صرفاً مجموعهای از رفتار.
این وضوح، باعث دیده شدن لایههایی میشود که در حالت عادی پنهان میمانند.
۵. از نظارهگر بودن تا نظارت کردن
وَلتَنظُر نَفسٌ مَا قَدَّمَت لِغَدٍ
هر کسی بنگرد به آنچه برای فردا پیش فرستاده
در نگاه الهی، بین «ساختن» در امروز و «نتیجه را دیدن» در فردا فاصلهٔ زمانی وجود دارد.
ذهن انسان معمولاً عادت ندارد از این پنجره پدیدهها را ببیند.
ذهن، از کودکی برای دریافتِ پیامِ فوری برنامهریزی شده و این عادتِ عجولانه مانعِ دیدنِ اثر تدریجیِ افکار در خلق آینده انسان میشود.
اینجاست که تقوا معنا پیدا میکند.
خدا میگوید: ببین که امروز هرچه داری را با افکارت، با کانون توجهت و با کردارت در دیروز ساختهای؛
امروز هم نظاره کن چه چیز برای فردای خود «پیش فرست» میکنی.
خدا تقوا را با «نظاره کردن» برای انسان معنا میکند
و انسان وقتی به این شکل از «نظاره» خو کند که چه چیزی را برای فردایش پیش میفرستد؛
«نظارت» را هم آغاز خواهد کرد.
نظاره کردن، درک و ایمان میآورد
و ایمان، انگیزه نظارت بر جریان افکار را در وجود انسان خلق میکند.
۶. جمعبندی آیه از مفهوم تقوا
«وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعمَلُونَ»
در ادامهٔ آیه، دوباره خدا فرمان میدهد که هوای خدای درونمان را داشته باشیم و دنیا را از نگاه خدایی درک و تحلیل کنیم که همواره به کردار ما «خبیر و آگاه» است.
تقوا به معنیِ «روشِ انتخابِ نگاه» است؛ روشی که در آن ذهن ما دنیا را میسازد و فردا را میپروراند.
در این بخش، مفهوم تقوا با عمل اینگونه گره میخورد:
کسی که بداند هر بذری که میکارد، فردا میوهٔ آن را دریافت خواهد کرد؛ «دست به کار» میشود.
آگاهی؛ عمل میآورد.
اگر چشم ما به «نگریستن از دیدگاه خدا» عادت کند،
میفهمیم که بذر امروز؛ حتماً همان میوهای را میدهد که دانهاش را کاشتهایم.
پس هوشیار میشویم و بذری را که میکاریم، با دقت انتخاب میکنیم.
کنترل جریان افکار، همین انتخابِ بذرِ مناسب است.
و میدانیم که اگر بذرمان در خاک و نور مناسب بماند؛ حتماً جوانه خواهد زد؛
این همان «ایمان به غیب» است.
پس با امید
و با شادی که از دیدنِ میوهٔ فردا به امروزمان میآوریم؛
از کاشتههایمان مراقبت میکنیم و مرتب آنرا آبیاری میکنیم و آفتهایش را از بین میبریم.
این همان معنای «صبر» و «عمل صالح» است.
وقتی در سایهٔ ایمان و اطمینان،
امروزِ خودت را از شوقِ چیدن میوهٔ فردا لبریز میکنی
و به حرف آنهایی که میگویند «قحطی و خشکسالی در راه است» اعتنا نمیکنی
و مدام به باغ رسیدگی میکنی و مواظبش هستی،
در حقیقت؛ تقوا را پیشهٔ خود کردهای.
۷. هدف عبادتها رسیدن به همین نگاه است
در این چارچوب، عبادتها فقط اعمال بیرونی نیستند، بلکه ابزار تغییر آگاهی انسان هستند.
در قرآن، عبادتها همه وسیلهای هستند، برای رسیدن به توانایی دیدن جهان از نگاه خدا:
روزه واجب شده تا انسان با خالی شدن از دغدغهٔ خوراک، چشم دلش را بگشاید: لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ (بقره ۱۸۳).
حج را اگر از معنایش تهی کنیم؛ چیزی از آن نمیماند.
خدا میگوید از قربانیهای شما چیزی به خدا نمیرسد؛ اما تقوای شما به خدا میرسد. (حج ۳۷)
حتی از نماز هم باید به نگاه خدا رسید.
یاد خدا از نماز هم برتر و بزرگتر است. (عنکبوت ۴۵)
در واقع آنچه که برای فردا پیش میفرستی گیرندهاش خداست؛
خدایی که «خبیر» است.
جزئیترین رفتارت را میبیند و میداند که از کجا آمده:
از ترس، از عشق، از باور به کمبود، از ایمان یا شرک…
و در نهایت، ارزش عمل نزد خداوند به منشأ درونی آن وابسته است، نه فقط ظاهر آن.
«بِما کَسَبَت قُلوبُکُم» یعنی ارزش عمل به فضای افکار و درون ذهن انسان است. (بقره ۲۲۵)
۸. نقطه مقابل تقوا
در عبارتهای پایانی این آیات خداوند، نقطه متضاد تقوا را اینگونه به تصویر کشیده است:
وَلا تَكونوا كَالَّذينَ نَسوا اللَّهَ فَأَنسَاهُم أَنفُسَهُم؛ أُولٰئِكَ هُمُ الفاسِقُونَ
« مانند آنان نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم خودشان را فراموششان ساخت؛ آنها همان فاسقان هستند»
در این آیه، نتیجه فراموشی خدا چیز عجیبی است.
خدا نمیگوید: آنان مرا فراموش کردند، پس من هم آنها را فراموش کردم.
بلکه میگوید: خدا را فراموش کردند، پس خودشان را فراموش کردند.
انگار بزرگترین پیامد دور شدن از نگاه الهی، گم کردن خویشتن است؛ گم کردن آن بخش روشن، امیدوار و هدایتشوندهای که خداوند در وجود انسان قرار داده است.
پس تقوا این است که خدایی را که از درون به تو متصل و نزدیک است، همیشه به یاد داشته باشی
وقتی انسان این سطح از آگاهی را از دست بدهد، از مرکز فهم خود فاصله میگیرد.
وقتی دیدگاه الهی را کنار میگذاریم
و از دیدگاه ترسها، کمبودها، رقابتها، اضطرابها و ناتوانیها دنیا را نگاه میکنیم ؛
در حقیقت «ذات الهی خودمان» را فراموش کردهایم
از نگاه دیگر، تقوا یعنی یادآوری مداومِ خودِ واقعیمان.
یعنی که هر وقت احساس ما تاریک شد، برگردیم به همان «نگاه اصیل»
وقتی این یادآوری را کنار میگذاریم
چیزی که از دست میرود «خود ما» است
و این همان است که قرآن به آن میگوید «فسق»:
خروج از اصل، دور شدن از ریشه، بیرون آمدن از عهدی که با خدا بستهایم
در نتیجه، تقوا نوعی بازگشت مداوم به آگاهی اصیل انسان است.
نتیجه نهایی
شاید خواننده با همه برداشتهای این مقاله موافق نباشد؛ اما اگر آیات تقوا را بار دیگر با دقت مرور کند، ممکن است این پرسش برایش جدیتر شود که آیا تقوا صرفاً یک توصیه اخلاقی برای پرهیز از خطا است، یا روشی برای دیدن جهان، فهمیدن رابطه میان انتخاب و سرنوشت، و آگاه شدن از نقشی که انسان در ساختن آینده خود ایفا میکند؟
این پرسش ارزش تأمل دارد که آیا میتوان واژهای را که قرآن این اندازه در ساختن شخصیت، ایمان، عبادت، هدایت، رشد و سعادت انسان به کار گرفته است، تنها با مفاهیمی مانند ترس، پرهیز یا شرم توضیح داد؟
در این نگاه، تقوا نه ترس است و نه صرفاً پرهیز؛ بلکه نوعی شیوه دیدن جهان و تنظیم نسبت انسان با واقعیت است
تقوا یعنی هر لحظه آگاه باشی که از کدام زاویه به دنیا مینگری و تجربههای آیندهات را میسازی.
پیشنهاد مطالعه:
منابع:
- قرآن کریم
- حسن مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن؛ ج ۱۳؛ ص ۲۰۲-۲۰۶
- مقایسه تطیقی ۷۰ ترجمه فارسی از قرآن کریم در نرمافزار جامع التفاسیر نور
- محمد حسین شیرافکن؛ فاطمه صاحبی؛ علیرضا قائمی نیا؛ تحلیل حوزه مقابل تقوا با تاکید بر روش معناشناسی ایزوتسو
- مریم نیلی پور؛ علیرضا قائمی نیا؛ شعبان نصرتی؛ کاربست نظریه پیشنمونه و شبکه شعاعی در معنا شناسی شناختی تقوا در قرآن
- اعظم پرچم؛ زهره قدرتی اصفهانی؛ مقاله تحلیل روزآمد در قرآن
هدف این مقاله ارائهٔ برداشت قابلفهم، کاربردی و مفید برای زندگی روزمره شماست. با این حال، همواره پذیرای نقد و نظر خوانندگان هستم و شما میتوانید بازخورد و برداشت خود را با من در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.