جستجو برای:

ایمان به غیب، اولین شرط تقوا بخش اول

ایمان به غیب، اولین شرط تقوا بخش اول

سلام به همه شما بنده های خوب خدا

سلام به شما که دنبال بهتر شناختن خودتون و قوانین الهی هستین

این مطلب، در ادامه موضوع هدایت در قرآن بخش پنجم هست و توصیه می کنم، به خاطر اینکه یک تصویر کلی از موضوع براتون روشن بشه، قبل از مطاله این بخش، سراغ «مفهوم هدایت در قرآن بخش پنجم» برید و مطالعه کنید.

در آیات ۳ و ۴ سوره بقره خداوند در مورد تقوا پیشگان (متقین) که قراره قرآن برای آنها هدایت باشه توضیح میده و اونها رو با صفاتی معرفی میکنه.

اولین شرط دریافت هدایت از قرآن، ایمان به غیب است:

«الذین یؤمنون بالغیب»

نکته اولی که در اینجا برای من جالبه، اینه که خداوند از فعل مضارع برای ایمان استفاده میکنه. 

یعنی متقین کسانی هستند، که به طور مستمر، همواره و در همه حال، درحال تقویت و عمق بخشیدن به ایمان خودشون هستند.

این مفهوم بارها و بارها در قرآن تکرار شده، چه در مورد اهل ایمان و چه در مورد اهل کفر. 

خداوند در اکثر اوقات از فعل مضارع برای این دو صفت استفاده میکنه: «یؤمنون»، «یکفرون»

مفهوم ایمان یکی از محوری ترین و مهم ترین مفاهیم از دید خداوند هست که نزدیک به ۹۰۰ مرتبه خداوند در قرآن از واژه‌های دارای ریشه ایمان استفاده کرده که قسمت بسیار زیادی از این واژه‌ها، یا به صورت فعل مضارع اومده و یا مفهوم مداومت و مستمر بودن فرایند ایمان رو به ما می‌رسونه.

به‌عنوان‌مثال آیه ۱۳۶ سوره نساء رو با هم ببینیم:

یَاأَیُّهَا ٱلَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالكِتَـٰابِ ٱلَّذِی نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَٱلكِتَـٰابِ ٱلَّذِی أَنزَلَ مِن قَبلُ وَمَن یَكفُر بِٱللَّهِ وَمَلَائكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَٱلیَومِ ٱلآخِرِ فَقَد ضَلَّ ضَلَالاً بَعِیدًا

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش و….

یک کلام زیبا از زبان پیامبر نقل شده که صرفنظر از اینکه واقعاً گفتار ایشون باشه یا نه، خیلی به درکِ بهترِ این آیه کمک می‌کنه:

ایمان هم مانند لباسهای شما کهنه می‌شود، پس همیشه از خدا ایمانی نو بخواهید.

طوری که خداوند مفهوم ایمان رو معرفی می‌کنه، متوجه میشیم دقیقاً این مفاهیم، مثل زندگی روزمره ما موضوعاتی هستند که باید به صورت مستمر و مکرر مورد تمرکز و توجه ما باشه، مثل موضوع درس خواندن یا غذا خوردن یا استحمام کردن.

ما هیچ وقت با یک بار غذا خوردن نمی‌گیم که دیگه تا آخر عمرمون نیاز به غذا نداریم. بلکه بدن ما برای تامین انرژی به صورت مداوم نیاز به غذا خوردن داره، دقیقاً ایمان هم از دیدگاه خداوند همینطوره.

یعنی با یکبار انجام دادن یک سری اعمال و یا گفتن شهادتین یا اعتقاد یک مرتبه به چند موضوع، نمی‌تونیم بگیم که ما ایمان آوردیم، 

و همینطور اگر یک خطا از ما سر بزنه خداوند به ما نمیگه که کافر هستید،

بلکه اگر روی خطای خودمون اصرار داشته باشیم و در جهت کفر به صورت مستمر حرکت کنیم به ما کافر گفته میشه.

واژه «ایمان» در دایره المعارف های زبان عربی به معنای «ایجاد اطمینان قلبی و آرامش» و به طور خلاصه به معنای «باور قلبی» است.

اگر بخواهیم هدف خداوند از نزول قرآن رو در یک چند خلاصه کنیم، به نظر من «باورسازی» مناسب ترین واژه هست.

حالا که کمی روی واژه ایمان دقیق شدیم نوبت به کلمه دوم یعنی «غیب» میرسه.

مفهوم واژه «غیب» در قرآن و به طور کلی در زبان عربی، متضاد کلمه «شهادة» هست و غیب، به هر چیزی گفته میشه که از انسان نهان باشه.

ولی کمی توضیح برای فهمیدن این واژه لازمه.

بعضی چیزها از انسان نهان هستند، ولی انسان می‌تونه به وسیله حواس پنج‌گانه خودش و یا عقل و دانشی که در اختیار می‌گیره، اونها رو برای خودش آشکار می‌کنه و به آنها دست پیدا می‌کنه.

ولی بعضی چیزهای دیگه هستند که انسان به هیچ عنوان دسترسی به فهم آن ها نداره و از دستیابی به آنها کاملاً ناتوان است و دانش بشری هم راهی به قلمرو این حقایق پیدا نمی‌کنه.

دسته اول موضوعاتی مربوط به علوم طبیعی مثل فیزیک، شیمی، ریاضی، منطق، هندسه، زیست شناسی و… میشوند که همه دانشمندان معتقدند که حجم نادانسته‌های بشر در این حوزه (همون مفهوم غیب) بسیار بسیار بی‌نهایته ولی هر لحظه به دانسته‌های بشر داره اضافه میشه چون ابزار شناخت رو در این حوزه در اختیار داره.

ولی دسته دوم….

دسته دوم شامل هر آن چیزی میشه که در قلمرو علم و دانش و حواس و عقل و فهم و حتی وهم انسان نیست.

به این مفاهیم «مابعد الطبیعه» یا «ماوراء الطبیعه» هم گفته میشه.

اینکه ذات خداوند چیه، ملائکه چی هستن، کیفیت دقیق زندگی پس از مرگ چطوره، خدا دقیقا چطوری این جهان به این وسعت رو با این همه ظرافت و عظمت، هرلحظه اداره میکنه، بهشت و جهنم دقیقا چطوریه، چطوری خدا در هر لحظه به تمام کائنات آگاهی داره…

اینکه چطور دستگاه فوق‌العاده عظیم و گسترده خداوند داره با این دقت و ظرافت، تمام کائنات رو اداره می‌کنه و میلیاردها میلیارد موضوع دیگه که حتی به ذهن بشر خطور نمیکنه، شامل همین دسته دوم هست.

و البته واضحه که مجموع دانسته های تک‌تک انسانهایی که روی کره زمین اومدن و خواهند اومد، در مقایسه با حجم موضوعاتی که انسان بطور کلی دسترسی بهش نداره مثل یک دانه شن در کهکشان هست.

در این آیه به مجموع نادانسته‌های انسان در دسته اول و دوم با کلمه «غیب» اشاره می‌کنه.

قدم اول برای رسیدن انسان به تقوا اینه که اعتراف کنی و باور داشته باشی که حقایق بی‌نهایتی در این جهان در جریانه که اصلا به ذهنت هم خطور نمی‌کنه و فقط یکی هست که از تمام این حقایق «کاملاً» و با تمام جزئیات آگاهه و اون یکی، همون خالق تمام اون حقایق هست.

به عبارت دیگه، اینکه انسان به نادانی خودش در برابر کائنات اعتراف داشته باشه  و بدونه و باور داشته باشه که فقط خداونده که همه این حقایق رو خلق کرده و به تمام اونها آگاهی کامل داره، قدم اول برای رسیدن به تقوا و دریافت هدایتهای قرآن هست.

در بیان وضعیت کافران، خدا چندین مرتبه در آیات مختلف عنوان می‌کنه که کافران، مجموع دانسته‌ها و علم خودشون رو به شدت برای سعادت و خوشبختی خودشون کافی می‌دونند و همه چیز رو با همین ذهن کوتاه و مغز نخودی خودشون می‌سنجند.

اینکه حرف پیامبران رو باور نمی‌کنند و فکر می‌کنند که فرستادگان خدا جادوگر هستند، یا وقتی به راه خداوند دعوت میشن، در جواب می‌گن که آن چیزهایی که از پدران خودمون آموختیم برای ما کافی هست و نیازی به این حقایق جدید نداریم، بارها و بارها در قرآن تکرار شده.

در مقابل، در سوره آل عمران آیه ٧ خداوند، اعلام میکنه که بعضی از آیه‌های قرآن مفاهیم یقینی دارند (محکمات) و بقیه آیه‌ها موضوعاتی رو در قالب تشبیه بیان کرده (متشابهات) که اساس و حقیقت اونها رو فقط خدا میدونه.

و در ادامه عنوان می‌کنه که کسانی که در علم استوار هستند (راسخون فی‌العلم) می‌گویند که ما به همه این قرآن ایمان داریم که همه آن از جانب خداوند هست:

هُوَ ٱلَّذِی أَنزَلَ عَلَیكَ ٱلكِتَـٰابَ مِنهُ آیاتٌ مُّحكَمَـٰاتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلكِتَـٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَـٰابِهَـٰاتٌ

فَأَمَّا ٱلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم زَیغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَـٰابَهَ مِنهُ ٱبتِغَاءَ ٱلفِتنَةِ وَٱبتِغَاءَ تَأوِیلِهِ

وَمَا یَعلَمُ تَأوِیلَهُ إِلَّا ٱللَّهُ

وَٱلرَّاسِخُونَ فِی ٱلعِلمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا ٱلألبَـٰابِ

ترجمه:

او کسی است که کتاب را بر تو نازل کرد. بعضی از آن، آیات محکم  است، که آن‌ها اساس کتاب است. و  بقیه «متشابهات» است.

اما کسانی‌که در دل‌هایشان کژی و انحراف است، برای فتنه جویی و بخاطر دنباله روی از تأویل آن از متشابه آن پیروی می‌کنند.

و در حالی‌که تأویل آن جز الله نمی‌داند. 

و راسخان در علم می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگار ماست» و جز خردمندان به یاد نمی‌آورند.

بهترین توضیح درمورد این آیه کلامی از حضرت علی در خطبه اشباح (خطبه ۹۰) هست که در مورد واژه «راسخون فی العلم» اینطور توضیح می‌ده:

فَمَدَحَ اللَّهُ تَعَالَى اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً

 ترجمه:

خداوند، آنان را به این دلیل كه به عجز و ناتوانى خود در برابر غيب و آنچه كه تفسير آن را نمى دانند اعتراف مى كنند، ستايش فرمود، و ترك کنکاش از سوی آنان در آنچه كه خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ بودن در علم نامیده است.

به طور خلاصه چیزی که از واژه (یؤمنون بالغیب) متوجه میشم اینه:

قدم اول برای رسیدن به تقوا اینه که با وجود اینکه مطلقاً هییچ چیزی نمی‌دونیم، با چشم بسته به خداوند و تمام دستگاهی که داره باهاش کائنات رو اداره می‌کنه، اعتماد و باور داشته باشیم و مدام این باور رو تقویت کنیم.

این اولین قدم برای دریافت هدایت خداست.

باید تا جایی که میتونیم تلاش کنیم تا این باور تقویت بشه.

درسته که ما تقریباً هیچی نمیدونیم؛ ولی یکی هست که همه چیز رو میدونه، باید هر لحظه بیشتر بهش اعتماد کنیم.

امیدوارم هر لحظه زندگیتون سرشار از احساس خوب و اتفاقات عالی باشه.

ضمناً بخشهای بعدی این مطلب رو به صورت پادکست آماده کردم که قسمت دوم رو از اینجا می‌تونین گوش بدین.

دیدگاهتان را بنویسید