رشتهای که نباید پاره شود
رشتهای که نباید پاره شود

سال ۸۴ بود که برای اولین بار با همسرم قهر کردم؛ بر سر موضوعی بچهگانه که آن روزها برایم خیلی جدی به نظر میرسید.
دو روز با هم حرف نزدیم. دلم از شدت ناراحتی داشت میترکید.
بالاخره آشتی کردیم و اولین توافقی که بعد از آشتی بین ما شکل گرفت این بود که هیچوقت رابطهٔ کلامیمان را با هم قطع نکنیم؛ هر چقدر هم که از دست هم ناراحت یا دلخور باشیم.
حالا بعد از بیست سال میتوانم بگویم یکی از بهترین درسهایی بود که از آن قهر گرفتیم. چقدر خوشحالم که در تمام این سالها به آن پایبند ماندیم.
خیلی مهم است که آدم هر چقدر هم ناراحت باشد، باز آن ارتباط حداقلی را با عزیزش حفظ کند.
راستی، چه کسی از خدا برای ما عزیزتر است؟
اگر با خدا قهر کنیم، چیزی از او کم نمیشود؛ این ما هستیم که خودمان را از بزرگترین پناهگاه زندگی محروم میکنیم.
ما که جز خدا کسی را نداریم.
پس با خودت قرار بگذار هر چقدر هم حالت بد بود، هر چقدر هم دلگیر و خسته بودی، باز آن راه باریکِ رابطه را با او قطع نکنی.
مطمئن باش خیرش را میبینی.
یا أَیُّهَا النّاسُ أَنتُمُ الفُقَراءُ إِلَى اللهِ وَ اللهُ هُوَ الغَنِیُّ الحَمیدُ (فاطر: ۱۵)
ای مردم، شما همان نیازمندان به خدا هستید و خدا همان همواره بینیاز و ستوده شده است.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.