جستجو برای:

مؤمن در همه حال دلتنگ خداست

مؤمن در همه حال دلتنگ خداست

رابطهٔ ما با بعضی‌ها فقط برای این است که کارمان راه بیفتد؛ مثل رابطه‌مان با سوپرمارکت یا میوه‌فروشی محل.

با این آدم‌ها سلام‌وعلیک داریم، اما این‌طور نیست که مثلاً دلمان برای علی‌آقای نانوای محل تنگ شود. فقط برای خرید نان به سراغش می‌رویم و همان موقع هم به اقتضای ادب، احوالی از او می‌پرسیم.

به قول معروف، وقتی کاری داشته باشیم؛ کارمان گیرِ آنها بیفتد سراغشان می‌رویم. حتی اگر انسان‌های بسیار خوبی هم باشند، کمتر پیش می‌آید جلوی مغازه‌شان برویم و بگوییم: «کاری نداشتم؛ فقط دلم برایت تنگ شده بود.»

خیلی وقت‌ها رابطهٔ ما با خدا هم شبیه همین است. اگر اوضاع بر وفق مراد باشد، چندان کاری با او نداریم؛ چند رکعت نمازی و والسلام.

اما همین که کارمان گیر می‌کند، درِ خانهٔ خدا را رها نمی‌کنیم و مدام او را صدا می‌زنیم؛

غافل از اینکه تمام زندگی ما به خدا وابسته است، چه در روزهای آسایش و چه در روزهای سختی.

یکی از ویژگی‌های مؤمن، خشوع است. خشوع فقط این نیست که انسان هنگام نماز و دعا حالت فروتنی داشته باشد؛ خشوع یعنی خدا در همهٔ شرایط، جایگاه خود را در زندگی انسان حفظ کند.

برای همین، انسانِ خاشع چه زمانی که گرفتاری دارد و چه زمانی که همه چیز روبه‌راه است، دلش برای خدا تنگ می‌شود و همیشه درِ خانهٔ اوست.

شاید به همین دلیل است که خداوند دربارهٔ زکریا و خانواده‌اش در سوره انبیاء آیه ۹۰ می‌فرماید:

«إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ»

«آنان در کارهای خیر شتاب می‌کردند و ما را در حال امید و بیم می‌خواندند و برای ما خاشع بودند.»

کاش همیشه به یاد داشته باشیم که فقط یک نفر است که در همهٔ لحظه‌های زندگی با ماست؛ چه وقتی چیزی می‌خواهیم و چه وقتی خیال می‌کنیم به چیزی نیاز نداریم.

دیدگاهتان را بنویسید