جستجو برای:

مبادا خدا برود آن زیر میرا

مبادا خدا برود آن زیر میرا

همسرم امروز داشت کشوی لباس‌ها را مرتب می‌کرد که اتفاق جالبی افتاد.

همین‌طور که لباس‌ها را جابه‌جا می‌کرد، با خوشحالی گفت:

«اِ… این لباسم اصلاً یادم رفته بود!»

بعد ادامه داد:

«می‌دونستم دارمش، ولی از خاطرم رفته بود که هست. زیر بقیهٔ لباس‌ها مونده بود. رفته بود اون زیر میرا؛ چقدر هم دوستش دارم…»

با خودم فکر کردم؛ اگر یک کشو را حتی برای مدتی کوتاه به حال خودش رها کنیم، بعضی لباس‌ها کم‌کم می‌روند زیر بقیه. از کشو بیرون نمی‌روند، از بین هم نمی‌روند؛

فقط آن‌قدر زیر لایه‌های دیگر پنهان می‌شوند که دیگر به چشم نمی‌آیند و از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم.

شاید ذهن ما هم گاهی همین‌طور باشد.

بعضی چیزها از زندگی ما حذف نمی‌شوند؛ فقط آن‌قدر زیر لایه‌های شلوغی و مشغله ذهنی روزمره دفن می‌شوند که دیگر در تصمیم‌ها و رفتارهای ما نقشی ندارند؛ کمرنگ می‌شوند؛ گم می‌شوند.

خیلی باید حواسمان باشد آن چیزی که از همه مهم‌تر است، وسط شلوغی‌های ذهنمان نرود «آن زیر میرا».

خدا از زندگی انسان گم نمی‌شود. حتی کسانی که سال‌ها از او غافل بوده‌اند، وقتی با یک خطر واقعی یا یک بن‌بست جدی روبه‌رو می‌شوند، ناگهان توجهشان به همان نیروی برتر جلب می‌شود. انگار چیزی که زیر انبوه مشغله‌ها پنهان شده بود، دوباره خودش را نشان می‌دهد.

اما مؤمنان این‌گونه نیستند که فقط در لحظه‌های سخت خدا را به یاد بیاورند.

هنرشان این است که اجازه ندهند خدا هیچ‌وقت زیر انبوه کارها، نگرانی‌ها، برنامه‌ها و مشغله‌های زندگی پنهان شود.

خدا در سورهٔ نور از چنین انسان‌هایی با عظمت یاد می‌کند؛ کسانی که تجارت و دادوستد، مهم‌ترین حقیقت زندگی را از جلوی چشم دلشان کنار نمی‌زند:

مردانى كه بازرگانى و خريدوفروش، ايشان را از ياد خدا و اقامهٔ صلات و دادن زكات مشغول نكند، و آنان حواسشان به روزى است كه دل‌ها و ديدگان در آن روز دگرگون می‌شود (۳۷)

و دربارهٔ پاداش آنان می‌فرماید:

باید که خدا پاداششان دهد به بهتر از آنچه عمل كردند و بيفزايدشان از فضل خويش، و خدا هر كه را خواهد بى‌شمار روزى می‌دهد (۳۸)

شاید یکی از مهم‌ترین کارهای هر روز ما این باشد که گاهی کشوی ذهنمان را مرتب کنیم؛ مبادا آنچه از همه ارزشمندتر است، زیر چیزهایی پنهان شود که فقط فوری‌تر به نظر می‌رسند.

اگر به موضوع این درس علاقمند هستید؛‌ اینها را هم ببینید:
این «من» را بردار

آیا خدا می‌تواند از ما دور شود؟

 

دیدگاهتان را بنویسید