جستجو برای:

راهکار خداوند برای درمان تنبلی و بی حوصلگی چیست

راهکار خداوند برای درمان تنبلی و بی حوصلگی چیست

خلاصه

قرآن راهکار مقابله با تنبلی و بی‌انگیزگی را نه با طلسم یا جادوی آیات، بلکه با فعال‌سازی عقل، فکر و انگیزه‌های انسانی ارائه می‌دهد.

نخستین نکته این است که قرآن آمده تا انسان را به تفکر، تدبر و تصمیم‌گیری آگاهانه هدایت کند و قدرت هدایتش از عمق مفاهیم و کلمات آن سرچشمه می‌گیرد، نه از تکرار جادویی آیات.

درکِ درست نگاه قرآن در مورد مسائل انسان؛ موجب می‌شود که مشکلات ما به صورت ریشه‌ای شناخته شده و مدیریت گردد.

تنبلی و بی‌حالی، ناشی از نداشتن انگیزه برای کاری مشخص است، نه ضعف مطلق انسان. به همین دلیل، هر فردی ممکن است در برخی امور فعال و باانگیزه باشد و در برخی دیگر کم‌کار و بی‌حوصله.

از نگاه قرآن، مشکل اصلی ضعف انگیزه و هدفمندی است، نه تنبلی ذاتی.

اساسی ترین روش قرآن برای درمان بی‌انگیزگی القاء دیدگاه نامیرایی و جاودانگی انسان است.

این دیدگاه به انسان می‌آموزد که زندگی دنیوی در برابر ابدیتی که پیش رو دارد به کوتاهی چشم بر هم زدن است.

اما انسان در همین زندگی کوتاهش شخصیتی را برای خود می‌سازد که در زندگی ابدی خود با آن خواهد بود. 

هر کدام از انسانها بر اساس شخصیتی که در این دنیا ساخته‌اند، پس از مرگ در شادی و رضایتی ابدی (بهشت) و یا در اضطراب و تنگنا و حسرتی بی‌انتها (جهنم) خواهند بود.

با این دیدگاه، هر لحظهٔ عمر ما ارزشی بی‌نهایت پیدا می‌کند.

همچنین خداوند برای ایجاد انگیزه در انسان، پنج روش اصلی را در قرآن به کار می‌برد:

  1. یادآوری توانایی‌ها و موفقیت‌های قبلی انسان: قرآن بارها به مؤمنان یادآوری می‌کند که آنچه قبلاً توانسته‌اند انجام دهند، اکنون نیز از عهدهٔ آن برمی‌آیند. (آل‌عمران ۱۲۳، ۱۳۹)

  2. وعدهٔ آسانی و یاری خدا: خداوند انجام کارهای درست را برای مؤمنان آسان می‌سازد و بر توانایی و یاری خویش تأکید می‌کند. (طلاق، ۵–۷)

  3. حرکت آهسته و پیوسته: قرآن تأکید دارد که هر کسی باید به اندازهٔ توان خود پیش برود و خدا از هیچ کسی بیش از ظرفیتش توقع ندارد. (اعراف ۴۲)

  4. بیان شایع بودن مشکلات: انسان وقتی می‌داند دیگران هم با مشکلات مشابه روبرو بوده‌اند و موفق شده‌اند، انگیزهٔ بیشتری پیدا می‌کند. (فاطر ۴، ابراهیم ۹–۱۳)

  5. تصویرسازی و تجسم آینده: قرآن با ترسیم روشن بهشت و جهنم، انگیزهٔ عمل صحیح و دوری از رفتار زیان‌آور را تقویت می‌کند. (نساء ۵۶–۵۷)

علاوه بر این، قرآن انسان را به امیدواری، توبه و اصلاح مسیر دعوت می‌کند و روش‌هایی مانند شمارش خوبی‌ها و بدی‌ها برای انتخاب عاقلانه ارائه می‌دهد.

نتیجه: مقابله با تنبلی از نگاه قرآن یعنی ایجاد انگیزه درونی، حرکت مستمر و انتخاب آگاهانه. با درک و تکرار این اصول، هر فرد می‌تواند با ایمان و تلاش خود، مسیر رشد و پیشرفت را طی کند و از ظرفیت‌های وجودی خود حداکثر بهره را ببرد.


 

متن کامل

سـؤال:

سلام و وقت بخیر آقای طهرانی عزیز خسته نباشید. راهی برای مقابله با تنبلی و کسلی و بی‌حوصلگی در قرآن وجود داره؟ کلاً سخن و یا اشاره‌ای دراین مورد؟

اگر هست؛ ممنون میشم بگید خیلی مهمه برام

با تشکر

راهکار خداوند برای درمان تنبلی و بی حوصلگی چیست

هدفِ اصلیِ قرآن ارتقاء کیفیت زندگی بشر است و این هدف را با استفاده از تواناییِ عقل و فکرِ انسان انجام می‌دهد.

به این معنا که قرآن در قدم اول؛ اصولِ کلی و اساسیِ زندگیِ موفق را به انسان می‌آموزد

و در قدم دوم این توانایی را به انسان می‌دهد که چگونه با استفاده از این اصول؛ بتواند در هر لحظه و هر شرایطی بهترین تصمیم را بگیرد و مناسب‌ترین کار را انجام دهد.

این معنای اساسیِ واژهٔ «یُعَلِّمُهُم الکِتاب وَالحِکمَة» است که بارها در قرآن تکرار شده است. (جمعه2 – آل‌عمران164 – نساء113)

ما نیز برای درکِ دیدگاهِ قرآن در مورد درمان تنبلی باید براساس روشِ قرآن عمل نماییم.

یعنی در مرحلهٔ اول اصولِ کلیِ مربوط به این موضوع را در قرآن بشناسیم و سپس با استفاده از این اصول؛ مناسب‌ترین راه‌ها و روشها را برای حل این مسأله «به صورتِ ریشه‌ای» پیدا کنیم و به کار ببریم.

«تنبلی» و «بی‌حوصله بودن» در حقیقت واژه‌هایی هستند که ما برای یک حالتِ درونیِ انسان استفاده می‌کنیم.

ما این واژه‌ها را برای کسانی به‌کار می‌بریم که در انجام کار، سست و بی‌حال هستند و آن را با جدیت و فعالانه انجام نمی‌دهند.

اما آنچه که در دنیای واقعی در جریان است؛ با چیزی که در موردِ انسانهای تنبل و بی‌حوصله تصور می‌کنیم، تفاوتهایی دارد.

برای درکِ این تفاوت، شما را به انجام یک تمرین دعوت می‌کنم.

آن فردی را که در زندگی خودتان به عنوانِ فردی کسل و تنبل می‌شناسید تصور کنید و در موردِ او به این سؤال پاسخ دهید:

  • آیا آن کسی که شما او را تنبل و بی حوصله می‌دانید؛ بدون استثنا در تمامِ رفتار و کارها تنبل و بی‌حوصله است؟

مثلاً اگر در درس خواندن تنبلی می‌کند، آیا در بقیهٔ کارها مثل غذا خوردن، تفریح کردن، خرید چیزهایی که دوست دارد، بازی‌های رایانه‌ای و سایر کارها هم بی‌حوصله و کسل رفتار می‌کند؟

مسلماً اینطور نیست.

همان فردی که به تنبلی معروف شده، حتماً در بعضی از کارها به شدت عالی و با پیگیری و تمرکز زیاد رفتار می‌کند و برای انجام آن کارها بسیار فعال و زرنگ است!

پس بر خلافِ تصورمان ما نمی‌توانیم در موردِ هیچ انسانی حُکم کنیم و بگوییم که او در همهٔ زندگیش و تمامِ کارهایش تنبل است.

پدیده‌ای که ما آن را به عنوان تنبلی می‌شناسیم، ناشی از نداشتنِ انگیزهٔ کافی برای انجامِ کاری مشخص است.

در حقیقت، «بی‌انگیزه بودن» برای انجام یک کار، پدیده‌ای است که ما نام «تنبلی» را برای آن انتخاب کرده‌ایم.

ما تنها در زمانی به این پدیده در درون خودمان پی می‌بریم که انجامِ کاری را در زندگیمان ضروری می‌بینیم؛ ولی در عین حال نسبت به انجامِ آن جدیت کافی نداریم و آن را هر مرتبه با دلیلی به تعویق می‌اندازیم.

یعنی از طرفی می‌فهمیم که برای پیشرفتمان لازم است که دست به انجام آن کار بزنیم؛ ولی از طرف دیگر آن کار را انجام نمی‌دهیم؛

و «انگیزهٔ» ما آن‌قدر قوی نیست که تغییری در رفتارمان ایجاد کنیم و به همین دلیل؛ آن را از اولویتِ زندگیمان خارج می‌کنیم و به کارهایی می‌پردازیم که برای ما «اولویت بیشتری» دارند.

آنچه که ما به نام «جدیت و پشتکار» و یا «تنبلی و بی‌حوصلگی» در خودمان می‌شناسیم؛ نتیجهٔ یک سفر درونی است. سفری که انسان به وسیلهٔ «افکار» و «تصورات» و «باورها» آن را می‌پیماید و به آن می‌رسد.

قرآن هم دستورالعملی برای این سفر است

در هر نقطه‌ای که باشیم – در هر وضعیتی از نظر موفقیت و یا ناکامی در زمینه‌های مختلف – می‌توانیم با استفاده از این راهنما خودمان و جهان اطرافمان را به خوبی بشناسیم

و جایگاهی را که در آن هستیم بدانیم؛

مقصدِ دلخواهمان را به درستی تعیین کنیم

و با آرامش و امید در راهِ رسیدن به آن مقصد پای بگذاریم

و با احساسِ خوب و به صورت مستمر حرکت کنیم و به مقصد برسیم.

با استفاده از این دیدگاه؛ برای این‌که راهکار قرآن برای درمان تنبلی را بدانیم، باید به دنبالِ روش‌هایی در قرآن بگردیم که خدا برای مقابله با «بی انگیزه بودن» ارائه نموده است و راه‌های ایجاد انگیزه را از نگاهِ خداوند در قرآن جستجو نماییم.

به عبارت دقیق‌تر برای یافتن پاسخِ این سؤال در قرآن باید ببینیم که خدا چگونه در آیات قرآن برای مخاطب یک انگیزهٔ قوی ایجاد می‌نماید.

مهم‌ترین روشِ خدا برای ایجاد انگیزه در انسان که به عنوانِ یک اصل اساسی مطرح گردیده «القاء دیدگاه نامیرایی و جاودانگی انسان» است.

اهمیتِ این دیدگاه از نگاهِ خدا آنقدر زیاد است که آن را همواره در قرآن به اندازهٔ توحید مهم دانسته و همیشه در کنار ایمان به یگانگیِ خودش؛ ایمان به زندگیِ جاوادان را آورده است. (به عنوان نمونه این آیات را مطالعه نمایید: بقره ۶۲ و مائده ۶۹)

خدا برای این باور در قرآن تأکیدهای زیادی نموده تا به ما «دیدگاهی بلند مدت» در رابطه با زندگی بدهد.

از نگاهِ خداوند، زندگیِ انسان در مقایسه با زندگیِ جاودانهٔ او بسیار اندک و ناچیز به چشم می‌آید؛ اما درعین حال همین زندگی کوتاه، بسیار تعیین کننده و محوری است.

انسان به‌وسیلهٔ هر کاری که در زندگی دنیایی خود می‌کند، بخشی از «شخصیت» خودش را رشد می‌دهد و می‌سازد

و تنها چیزی که انسان از زندگی این دنیا با خودش به زندگی جاودانه‌اش می‌برد؛ همین شخصیتی است که با افکار و کردار خودش آن را ساخته است. (به عنوان نمونه سورهٔ إسراء آیهٔ ۱۵ را مطالعه نمایید)

هر کدام از ما بر اساس همین شخصیتی که ساخته‌ایم در ابدیتی که خواهیم داشت همیشه در رضایت و شادی و آرامش (بهشت) و یا در اضطراب و ناامیدی و حسرت (جهنم) خواهیم بود.

همهٔ آیاتی که در مورد احوال انسانها در زندگی بعد از مرگ در قرآن آمده، این تصویر کلی را برای ما تکمیل می‌کند. (هود ۱۰۶ – ۱۰۸)

ما انسانها به صورتِ پیش‌فرض، به راحت‌طلبی و حفظِ وضعیتِ موجود تمایلِ شدیدی داریم (که از انگیزهٔ ما برای زنده ماندن ناشی می‌شود).

با این تمایلِ درونی، این‌گونه تصور می‌کنیم که اگر از انجامِ کارهای ضروری شانه خالی کنیم، یا آن کار را برای رفعِ تکلیف و سَرسَری و بی‌کیفیت به انجام برسانیم؛ خودمان را از آن موقعیت سخت، نجات داده‌ایم؛

اما بر اساس دیدگاهی که قرآن به ما می‌دهد، در چنین حالتی ما یک شخصیتِ بی‌کیفیت و سطحی ازخودمان ساخته‌ایم که به جای ارزش آفرینی؛‌ خرابی و فساد می‌آفریند.

نکتهٔ قابل توجهی که در این موضوع وجود دارد این است که:

بر خلافِ تصورِ بیشترِ مردم؛ برای آباد کردنِ این زندگیِ جاودان نه تنها لازم نیست که زندگیِ دنیای خودمان را ویران کنیم؛

بلکه رسیدن به شادی و نعمت و آرامش در این دنیا، یکی از نشانه‌های مهمی است که به ما می‌گوید در راهِ درست قدم برمی‌داریم. (برای درکِ بهتر این آیات را مطالعه کنید: طـه 124-127، جاثیه ۳۴، سجده ۱۴، مؤمنون ۱۱۰، اعراف ۵۱، توبه ۶۷ و این مقاله را در سایت بخوانید)

از دیدگاه خدا ما موجوداتی ابدی هستیم که با افکار و کردارهای خودمان در این دنیا، هر لحظه بهشت یا جهنمِ ابدیِ خودمان را می‌سازیم.

اما طبق تعلیمات قرآن باید یک نکتهٔ دیگر را به آن اضافه کنید:

«مدتِ حضورِ ما در این دنیا کاملاً نامعلوم است».

هر لحظه ممکن است که آن سرآمدِ حتمی برای هرکدام از ما فرا برسد.

هیچ‌کس نمی‌داند فردایش چه خواهد شد و در چه زمان و چه مکانی مهلتِ حضورش در این دنیا به پایان خواهد رسید. (لقمان ۳۴)

این ترکیب؛‌ اگر همواره توسط انسان موردِ «تکرار» و «توجه» و «تأیید» قرار بگیرد، انگیزه‌های او را به محدوده‌ای عمیق‌تر و وسیع‌تر خواهد برد

و مانندِ یک ژنراتورِ قدرتمند، انرژیِ لازم برای حرکت و پشتکار را برای هر کسی از درونِ خودش تأمین خواهد نمود.

مکانیزمِ ایجادِ انگیزه در قرآن به این موضوع خلاصه نمی‌شود.

خدا انسان را بهتر از خودش می‌شناسد (برای درکِ بهتر این مقاله را بخوانید) و می‌داند که عاملِ اصلی در انسان؛ باور و انگیزهٔ اوست.

به همین دلیل از روشهای مختلفی برای «فعال سازی» و «تداوم بخشی» و «جهت دهی» باورها و انگیزه‌های او استفاده نموده است؛ که در ادامهٔ این مطلب به صورت خلاصه به برخی از روش‌های قرآن در این زمینه اشاره می‌نمایم:

۱- یادآوری توانایی‌های انسان و موفقیت‌های قبلی

بخشی قابل توجه در قرآن به معرفیِ این موضوع اختصاص یافته است که جایگاهِ انسان از نگاه خدا چه عظمتی دارد.

در آیاتِ قرآن بارها به این موضوع اشاره شده که خدا تمامِ آسمان‌ها و زمین را به کنترل انسان درآورده است. (به عنوان نمونه این مقاله را در مورد آیه ۷۰ سوره إسراء را مطالعه کنید)

هم چنین در بسیاری از آیات؛ خداوند برای تقویتِ انگیزهٔ پیامبر و مؤمنین، موفقیت‌های قبلیِ آنان را به یادشان می‌آورد و تأکید می‌نماید که همان گونه که قبلاً به این موفقیت‌ها رسیدید؛ اکنون هم خدای شما همان خداست و اگر بر پیمانی که با خدا بسته‌اید (ایمان و عمل‌صالح) وفادار بمانید؛ یاریِ خداوند نزدیک است و موفقیتهای عظیم‌تر هم از راه خواهند رسید:

یاأیُّها النَّبیّ حَرِّضِ المؤمنینَ عَلَی القِتالِ، إنْ یَکُن مِنکُم عِشرونَ صابِرونَ یَغلِبوا مِأتَیْنِ وَإن یَکُن مِنکُم مِئَةٌ یَغلِبوا ألفاً مِنَ الَّذینَ کَفَروُا بِأنَّهُم قَوْمٌ لا یَفقَهوُن  (انفال ۶۵)

ای پیامبر؛ مؤمنان را برای جنگیدن تشویق کن. اگر از شما بیست نفر صبرکننده باشند؛ بر دویست نفر چیره می‌شوند و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از آنان که کفر ورزیدند، غلبه می‌یابند؛ به خاطر اینکه آنان جمعیتی هستند که به خوبی و عمیق نمی‌فهمند.

وَلَقَد نَصَرَکُم اللهُ بِبَدرٍ وَأنتُم أذِلَّةٌ فَاتَّقوُا اللهَ لَعَلَّکُم تَشکُرون (آل‌عمران ۱۲۳)

و البته که خداوند شما را در جنگ بَدر یاری کرده است؛ در حالی که شما ناتوان بودید. پس ذهن خود را کنترل کنید تا سپاسگزار شوید.

وَلا تَهِنوُا وَلا تَحزَنوُا وَأنتُم الأعلَوْنَ إن کُنتُم مُؤمِنین (آل‌عمران ۱۳۹)

و کوچک و خوار نشوید و اندوهگین نباشید؛ در حالی که شما برتر هستید، اگر مؤمن باشید

آیاتِ بسیاری از این دست در قرآن وجود دارد و خداوند با این آیات، تلاش نموده است تا قانونِ ثابتِ این جهان را به یادِ ما بیاورد و اعتماد به نفسی عظیم را در دلِ مؤمنین بیدار نماید.

۲- وعدهٔ آسانی

یکی از مهمترین عواملِ عدمِ تغییرِ انسانها میل شدیدِ انسان به راحتی و فرار از هرگونه سختی است (إسراء 83، عادیات 6).

خداوند در آیات متعددی برای تقویتِ انگیزهٔ انسان وعدهٔ آسانی را برای مؤمنان با کلمات و عبارت‌های مختلف ارائه نموده و آنان را به انجامِ رفتارِ درست؛ تشویق کرده است.

یک نمونهٔ مهم از این مفهوم را در آیاتِ ابتدایی سورهٔ طلاق مشاهده می‌نماییم. این آیات که در مورد جداییِ زن و شوهر توضیح می‌دهد؛ بیشتر از هر موضوعی به اهمیت برخوردِ صحیح و انسانی بین زن و مرد در هنگام طلاق تأکید نموده است.

باتوجه به اینکه در آن زمان، طلاق برای زنان مساوی با قطع شدنِ ورودی‌های مالی و تنگدستی و سختی بوده چندین مرتبه این موضوع را تکرار می‌کند که:

اگر انسان بتواند در هر لحظه به وسیلهٔ کنترلِ افکار و احساساتِ خود به آرامش و حس‌خوب برسد (که با واژهٔ تقوا به آن اشاره شده) از سوی خداوند، همه چیز برای او با آسانی انجام خواهد شد و از جایی که حسابش را هم نمی‌کند به او روزی داده خواهد شد. (برای درکِ بهتر از این آیات، این مقاله را در سایت بخوانید)

نمونه‌ای دیگر را در داستانِ پرتکرارِ «شیطان» در قرآن مشاهده می‌کنیم.

خداوند برای آسیب‌شناسیِ رفتارهای ناشایست و ریشهٔ انگیزه‌های این اعمال از این داستانِ تمثیلی در قرآن استفاده نموده و روشهای دشمنیِ شیطان با بشر را به صورت‌های مختلف توضیح می‌دهد.

اما در بسیاری از آیاتی که در قرآن به موضوعِ دسیسه‌های شیطان نسبت به انسان اشاره شده؛ بلافاصله خداوند تأکید نموده است که شیطان هیچ‌گونه تسلط و چیرگی نسبت به انسانِ توحیدی ندارد.

خدا با این تأکیدهای مکرر، انگیزهٔ انسان را برای مقابله با نجواهای درونی خود بالا می‌برد و پیروزی بر شیطان را در سایهٔ توحیدِ واقعی «آسان» نشان می‌دهد:

فَقاتِلوُا أولِیاءَ الشَّیطانِ؛ إنَّ کَیدَ الشَّیطانِ کانَ ضَعیفاً (نساء 76)

پس با آنان که در حمایتِ شیطان هستند، مبارزه کنید؛ البته که نیرنگ شیطان همیشه ضعیف است

نمونه‌ای دیگر از این موضوع را در سوره ابراهیم آیه۲۲ مشاهده می‌کنیم.

در این آیه خداوند زمانی را به تصویر می‌کشد که به فرمان خدا قیامت برپا شده و همهٔ انسانها برای زندگی جاودانهٔ خود حاضر شده‌اند:

و در هنگامی که فرمان اجرا شد، شیطان گفت: همانا خداوند به شما وعده‌ای راست و درست داد؛ و من به شما وعده دادم و با شما بر خلافِ وعده‌ام رفتار کردم. و من هیچ تسلطی بر شما نداشتم، به جز اینکه شما را خواندم وشما به دنبال دعوتِ من آمدید. پس مرا سرزنش نکنید و خودتان را ملامت کنید. نه من به دادِ شما می‌رسم و نه شما به فریادِ من می‌رسید. البته که من به آنچه که به من مشرک می‌شدید؛ کافر هستم. حتما ستمکاران را عذابی دردناک خواهد بود.

نمونه‌های دیگری از این روشِ خدا (آسان نشان دادنِ انجامِ کار درست) را در سورهٔ انفال آیات ۴۳و۴۴ می‌بینیم.

خداوند به پیامبر توضیح می‌دهد که چگونه برای استواری و حفظ روحیهٔ پیامبر و یارانش برای نبرد با کافران، تعدادِ افراد دشمن را به پیامبر و مسلمانان اندک نشان داد و آنها را در راهِ خدا انگیزه بخشید و کافران را نابود کرد.

۳- تأکید بر حرکتِ آهسته و پیوسته

یک دلیل رایج برای تنبلی این نکته است؛ که انسان دستیابی به هدفِ مطلوبِ خود را بسیار دور از دسترس و خارج از توانایی خود می‌بیند و به همین دلیل، برای رسیدن به آن دچار سستی و بی‌انگیزگی می‌شود.

در قرآن علاوه بر وعده‌های محکمی که خدا برای یاری و پیروزی مؤمنین داده است؛ روشِ مؤثرِ دیگری هم برای مقابله با این مسأله وجود دارد و آن «قانون تکامل» است.

روشِ خداوند برای خلقت و پیشرفت در این جهان بر پایهٔ این قانون مهم استوار بوده  و هست.

خدا زمین و آسمان‌ها را در شش مرحله آفریده (فرقان ۵۹) و معنای اصلی «کُن فَیَکون» هم بر پایهٔ همین قانون معنا می‌شود. (غافر۶۷-۶۸)

قاعدهٔ کائنات این است که هر پدیده‌ای به تدریج و به صورتِ «آهسته و پیوسته» بهتر و بهتر می‌شود (یُـدَبِّرُ الأمر: یونس ۳) و البته انسان هم از این قاعدهٔ فراگیر الهی مستثنی نیست.

انسان به عنوان جانشین خداوند، همیشه از سوی خدا دستور دارد تا «به اندازه‌ای که می‌تواند» به سوی تقویت توحید و انجام کردار نیک بپردازد و نه بیشتر.

این نکته چندین بار در آیات مختلف تکرار شده است که:

وَالَّذینَ آمَنوُا وَ عَمِلوُا الصّالِحاتِ لا نُکَلِّفُ نَفساً إلّا وُسعَها أولٰئِکَ أصحابُ الجَنَّةِ هُم فیها خالِدون (اعراف۴۲)

و آنان که باور کردند و با کردارشان بهبود ایجاد کردند؛ ما هرگز از هیچ کسی به جز به اندازه‌ای که توانایی دارد نمی‌خواهیم. آنان همراهان بهشت هستند و در آن جاودانند.

از نگاهِ خدا، حرکت در مسیر توحید (صراط مستقیم) مساوی با رسیدن به مقصد است.

اگر این دیدگاهِ خداوند توسط انسان درک شود؛ برداشتنِ هیچ قدمی برای انسان دشوار نخواهد بود.

برای درک بهتر این موضوع، این درس کوتاه را در سایت مطالعه نمایید.

۴- بیان شایع بودنِ یک مسأله

قرآن برای بالا بردن انگیزهٔ پیامبر و مؤمنین از این روشِ عالی به صورت مکرر استفاده نموده است.

خداوند بارها به پیامبرش یادآوری کرده که تنها تو نیستی که اکثریت مردم با آن مخالفت کرده‌اند؛ بلکه این موضوع درمورد تمامِ پیام‌آوران الهی اتفاق افتاده و در تمام موارد قبلی، خداوند مؤمنان و پیامبرانش را پیروز نموده و نجات بخشیده است.

نمونهٔ روشن این موضوع را در سورهٔ ابراهیم از آیه ۹ تا ۱۳ مطالعه نمایید.

یا در آیات متعددی به پیامبر یادآوری شده است که اگر تو را دروغ‌گو می‌دانند؛ بقیهٔ فرستادگان خدا را هم قبل از تو دروغ‌گو می‌پنداشتند:

وَإن یُکَذِّبوکَ فَقَد کُذِّبَت رُسُلٌ مِن قَبلِکَ وَإلَی اللهِ تُرجَعُ الأمور (فاطر۴)

و چنانچه تو را دروغ‌گو می‌دانند، پس البته که فرستادگانی قبل از تو نیز دروغ‌گو خوانده شدند؛ در حالی‌که تمامِ امور به خداوند بازگردانده می‌شود.

در آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸ سورهٔ آل‌عمران خداوند برای تقویت انگیزهٔ مؤمنان برای مبارزه با کفار به همین شیوه عمل نموده است:

و چه بسیار بود پیامبری که به همراه او تعداد زیادی از مردانِ خدا به نبرد برخواستند؛ پس برای آنچه که در راه خدا به آنان رسید خوار نشدند و ناتوان نگشتند و شکست را نپذیرفتند و خدا صبر کنندگان را دوست دارد.

و گفتار آنها جز این نبود که: ای ارباب ما! ضعفهای ما و از حد گذراندنِ ما را در کارمان بپوشان و گام‌‌های ما را استوار ساز و ما را بر جماعتِ کافران یاری فرما.

پس خدا به آنها پاداش این دنیا و نیکوییِ پاداشِ آخرت را ارزانی داشت و خداوند نیکویی آفرینان را دوست می‌دارد.

امروزه فهمیده‌ایم که اگر بدانیم که یک موضوع نادلخواه، تنها برای ما پیش نیامده و تعداد دیگری از مردم با همین مسأله مواجه شده و بر آن غلبه کرده‌اند؛ مقابله با آن و رسیدن به موفقیت برای انسان بسیار آسان‌تر خواهد بود.

۵- استفاده از تصویر سازی و تجسم خلاق

شاید بتوان گفت که شایع‌ترین روش خداوند برای ایجاد انگیزه در قرآن استفاده از تصویرسازی‌ها و بکار گرفتنِ قدرتِ تجسمِ انسان است.

بسیاری از آیات قرآن، خواننده را به سفری در آینده می‌برد و با استفاده از تصویرسازی‌های بدیع، شادیِ بی‌نهایت و خوشبختیِ دائمی مؤمنان را به تصویر می‌کشد.

و نکتهٔ مهم در تمام این تصویرسازی‌ها آن است که به گونه‌ای بیان گردیده تا برای ساکنینِ سرزمین بیابانی عربستان در آن زمان نهایت جذابیت را داشته باشد.

انتخاب واژهٔ «جَنَّة» به معنای باغی بسیار سرسبز که هیچ نوری از لابلای شاخه‌های درختانِ آن عبور نمی‌کند همراه با «تَجری مِن تَحتِها الأنهار خالِدینَ فیها» به معنای نهرهایی که به صورت همیشگی آن باغ را سیراب می‌سازد و آن صفا و سرسبزی را تضمین می‌نماید؛ در تمام قرآن به عنوان یک تعریف از بهشت تکرار شده است.

این تصویرسازی، اوجِ آرزوی هر کسی است که در صحرایی خشک و سوزان به دنیا آمده است و انگیزه‌ای قوی برای او می‌سازد.

این ترکیب در قرآن نزدیک به چهل مرتبه در قرآن استفاده شده است.

از سوی دیگر نیز بارها پشیمانی و عذاب و افسوسِ کفار و مشرکان به صورتی جزئی و آزار دهنده در آیات مختلفی بیان گردیده تا رنجی عظیم را به عنوانِ نتیجهٔ این تفکر برای مخاطب به تصویر بکشد و قدرتِ تجسمِ او را کاملاً درگیر نماید.

به عنوان نمونه به این دو آیه که پس از یکدیگر در سورهٔ نساء آمده‌اند، توجه کنید:

إنَّ الَّذینَ کَفَروُا بِآیاتِنا سَوفَ نُصلیهِم ناراً کُلَّما نَضِجَت جُلودُهُم بَدَّلناهُم جُلوداً غَیرَها لِیَذوقوا العَذابَ إنَّ اللهَ کانَ عَزیزاً حَکیماً (نساء۵۶)

البته آنان که به نشانه‌های ما کفر ورزیدند، ما آنها را با آتشی ناشناخته و عظیم کباب می‌کنیم؛ هر مرتبه که پوستهای آنان بپزد، آن را با پوستهایی دیگر جایگزین می‌کنیم تا آن عذاب را بچشند. البته خداوند عزت‌مند و حکیم است.

 وَالَّذینَ آمَنوُا وَعَمِلوا الصّالِحاتِ سَنُدخِلُهُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِها الأنهارُ خالِدینَ فیها أبَداً لَهُم فیها أزواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَنُدخِلُهُم ظِلًّا ظَلیلاً (نساء ۵۷)

و آنان را که ایمان آوردند و با کردارشان بهبود ایجاد نمودند؛ به زودی در باغهایی که در زیرِ آنها نهرها جاری است، وارد می‌کنیم که تا ابد در آن جاودان خواهند بود. در آنجا برای آنها همسرانی پاکیزه شده خواهد بود و آنان را به سایه‌ساری گسترده درمی‌آوریم

در مثالهای قرآن نیز از این روش با هنرمندیِ تمام استفاده گردیده و مطالعهٔ آنها موجب می‌شود تا خواننده به بهترین شکل بتواند انگیزه‌های مناسب را برای انجام رفتار صحیح و مداومت در آن از این آیات دریافت نماید. (به عنوان نمونه آیات ۳۹ و ۴۰ از سورهٔ نور را بخوانید)

علاوه بر این روشهای پنج گانه، در قرآن از روشهایی دیگر نیز استفاده گردیده است. مانند:  

۶- بر شمردنِ خوبی‌ها و بدی‌های موضوعاتِ گوناگون و کمک به انتخابِ عاقلانهٔ انسان (آل‌عمران ۱۴ و ۱۵، بقره ۲۱۹، فرقان ۱۱-۱۶)

۷- تشویق به امیدواری به رحمت خدا و توبه و اصلاح مسیر (زمر ۵۳، حجر ۵۶، قصص ۱۵و۱۶، آل‌عمران ۱۳۵، انبیاء ۸۷و۸۸ و…)

و البته که این مقاله، تمامِ روشهای قرآن برای درمان تنبلی و بی‌انگیزگی را در خود جای نداده است؛

اما امیدوارم که با مطالعه و دقت در مطالب آن بتوانید به بهترین شکل؛ اصل و اساسِ فکری را بر مبنای آموزه‌های قرآنی بسازید و با استفاده از این روشهای قرآن این انگیزه را همواره برای خودتان تازه و فعال نگه‌دارید.

در پایان؛ ذکر این نکته را لازم می‌دانم که چنانچه به موضوع «ساختن و اصلاح دیدگاه توحیدی بر مبنای قرآن» علاقه دارید؛ شرکت در دورهٔ نگاهی دوباره یکی از بهترین گزینه‌ها برای تحقق این هدف برای شماست. این دوره با محوریت «تفاوت دیدگاه شرک آلود و توحیدی» از نگاه قرآن و با توضیحات ارائه شده در جلسات آن اساسی‌ترین پیامِ خدا را برای شرکت‌کنندگان واضح نموده و یک ساختار دقیق برای پیشرفت در تمام جنبه‌های زندگی بر مبنای یکتاپرستی به شما می‌دهد.

اگر به موضوع توسعهٔ فردی خود در جنبه‌های مختلف علاقمند هستید و عزمی جدی برای تغییر شخصیت خودتان بر اساس آموزه‌های خالص و الهی در قرآن دارید می‌توانید از دوره‌های آموزشی سایت نیز بهره‌مند شوید. امیدوارم شما را در این دوره‌های نورانی همراهی کنم.


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید