جستجو برای:

آیا فهمیدن قرآن سخت است؟

آیا فهمیدن قرآن سخت است؟

آیه ۱۷ سوره قمر: «وَ لَقَد يَسَّرنا القرآنَ لِلذِّكرِ فَهَل مِن مُدَّكِر»؛ تأکید قرآن بر آسان بودن آن برای به یاد آوردن.

مانعی برای ارتباط با قرآن

بیشتر فارسی‌زبانانی که با قرآن آشنا هستند، این عبارت را شنیده‌اند که «فهم قرآن بسیار دشوار است» و بدون استفاده از منابع تفسیری و توضیحات فراوان، نمی‌توان آن را فهمید.

طبیعی است که وقتی چنین باوری بارها تکرار شود، بسیاری از افراد پیش از آنکه خودشان مطالعهٔ قرآن را آغاز کنند، به این نتیجه برسند که فهم آن از توانشان خارج است.

اما آیا این تصور با آنچه خودِ قرآن دربارهٔ خویش بیان می‌کند، سازگار است؟

آیا خداوند قرآن را به گونه‌ای نازل کرده است که برای همهٔ انسان‌ها قابل فهم باشد، یا فهم آن ذاتاً به منابعی خارج از خود قرآن وابسته است؟

برای پاسخ به این سؤال، مناسب‌ترین راه این است که به جای تکیه بر برداشت‌ها و دیدگاه‌های گوناگون، ابتدا ببینیم خودِ قرآن دربارهٔ این موضوع چه می‌گوید.

خداوند، قرآن را «هُدًى لِلنّاس» معرفی کرده است؛ هدایتی برای همهٔ مردم.

پس بهتر است در قدم اول، پاسخ این پرسش را در لابه‌لای آیات آن جستجو کنیم.

قرآن چه پاسخی می‌دهد؟

در آیات قرآن، این موضوع چندین بار به‌صورت مستقیم مورد اشاره قرار گرفته است.

در سورهٔ قمر، خداوند چهار مرتبه دقیقاً یک عبارت را تکرار می‌کند:

وَ لَقَد يَسَّرنا القرآنَ لِلذِّكرِ فَهَل مِن مُدَّكِر

و یقیناً ما قرآن را برای به یاد آوردن آسان نمودیم، پس آیا کسی هست که یادآوری را در رفتار خود جای دهد؟

در سورهٔ مریم نیز خطاب به پیامبر می‌فرماید:

فَإِنَّما يَسَّرناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ المُتَّقينَ وَ تُنذِرَ بِهِ قَوماً لُدّاً

پس همانا ما این را به زبان تو آسان نمودیم، تا تقواپیشگان را با آن بشارت دهی، و گروه ستیزه‌گران را با آن هشدار دهی.

و در سورهٔ دخان نیز می‌فرماید:

فَإِنَّما يَسَّرناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُم يَتَذَكَّرونَ

پس ما آن را به زبان تو آسان کردیم، تا که آن‌ها به یاد آورند.

چینش مفهوم این آیات در کنار هم، نکته‌ای را آشکار می‌کند:

خداوند در طی سال‌های نزول قرآن، چند مرتبه بر «آسان بودن قرآن» تأکید نموده و این آسانی را به عنوان پیش‌نیاز هدایت، انتقال پیام خداوند به مردم و به یاد آوردن این پیام توسط آنها معرفی نموده است.

اما منظور خداوند از این آسان بودن چیست؟

چه عاملی باعث شده است که ما این آسانی را تجربه نکنیم؟

تجربهٔ دشوار بودن قرآن از چه عاملی سرچشمه می‌گیرد؟ 

در نگاه اول، میان آنچه قرآن دربارهٔ خود بیان می‌کند و تجربهٔ بسیاری از مردم در مراجعه به این کتاب، تعارضی به چشم می‌خورد.

از یک سو، خداوند در آیات مختلف، چندین مرتبه بر آسان بودن قرآن تأکید می‌کند.

و از سوی دیگر، بسیاری از افراد هنگام مراجعه به قرآن، آن را کتابی دشوار می‌یابند؛ تا جایی که ممکن است در همان ابتدا از مطالعهٔ آن صرف‌نظر نمایند.

منشأ این تعارض از کجاست؟

آیا دشواری از خودِ قرآن ناشی می‌شود، یا عوامل دیگری در شکل‌گیری این تجربه نقش دارند؟

نخستین مانع؛ تفاوت زبان قرآن با زبان مادری ما

شاید مهم‌ترین عاملی که تجربهٔ ما از مطالعهٔ قرآن را تحت تأثیر قرار داده، تفاوت زبان آن با زبان مادری بسیاری از ما باشد.

طبیعتاً قرآن به زبان جامعهٔ مخاطبِ نخستین خود نازل شده است؛ زبانی که برای بیشتر فارسی‌زبانان، زبانی خارجی و نامأنوس به شمار می‌رود.

حتی نگارش آیات قرآن نیز معمولاً با حجم زیادی از علامت‌ها و حرکات منتشر می‌شود که خواندن آن را دشوارتر می‌نماید.

طبیعی است که فهم هر متنی به زبانی غیر از زبان مادری، با دشواری‌هایی همراه باشد.

این موضوع، از نگاه قرآن پنهان نمانده است.

خداوند آن را به عنوان یک قاعده دربارهٔ همهٔ پیامبران بیان می‌کند:

وَ ما أَرسَلنا مِن رَسولٍ إِلّا بِلِسانِ قَومِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُم

ما هیچ پیامبری را، مگر به زبان قومش، نفرستادیم؛ تا برای آن‌ها بیان نماید…

بر اساس این قاعده، قرآن نیز به زبان مردمی نازل شده است که مخاطبانِ نخستین آن بوده‌اند.

اگر پیامبر در میان قومی فارسی‌زبان مبعوث می‌شد، طبیعی بود که پیام خداوند نیز به زبان همان مردم نازل شود.

بنابراین، دشواری‌ای که یک فارسی‌زبان در خواندن متن عربی قرآن تجربه می‌کند، به عامل «تفاوت زبانی» مربوط می‌شود.

مانند هر کتابی که به زبان خارجی نگاشته شده است، برای فهم قرآن نیز دو راه پیش روی ما قرار دارد:

  • یا زبان آن را تا اندازه‌ای بیاموزیم که بتوانیم متن قرآن را مستقیماً مطالعه کنیم.
  • یا از ترجمه‌های قرآن کمک بگیریم.

ترجمه؛ پلی برای نزدیک شدن به متن قرآن

آیا همهٔ ترجمه‌های قرآن، معنای آیات را به یک اندازه منتقل می‌کنند؟

امروزه ده‌ها ترجمهٔ فارسی از قرآن در دسترس است. اگر چند نمونه از آن‌ها را در کنار یکدیگر مقایسه کنیم، به‌سادگی متوجه می‌شویم که در بسیاری از آیات، تفاوت‌های قابل توجهی میان ترجمه‌ها وجود دارد.

بخشی از این تفاوت‌ها به انتخاب واژه‌های فارسی بازمی‌گردد.

اما در برخی موارد، مترجم اقدام به وارد کردن توضیح، برداشت یا تفسیر خود در متن ترجمه نموده است.

گاهی این توضیحات با استفاده از پرانتز از متن آیه جدا شده‌اند و گاهی نیز بدون هیچ نشانه‌ای در کنار ترجمه آمده‌اند؛ به‌گونه‌ای که تشخیص مرز میان متن آیه و برداشت‌های مترجم برای خواننده آسان نیست.

البته هر مترجمی بر اساس اولویت‌های فکری خود، روشی خاص را برای ترجمه برمی‌گزیند؛ اما در خصوص قرآن، شاید بهتر است، عنصر «حفظ امانت در ترجمه» بر سایر انتخاب‌ها مقدم باشد.

خودداری از درآمیختن توضیحات اضافه در ترجمهٔ قرآن، به خواننده فرصت می‌دهد تا پیش از آشنایی با برداشت دیگران، گفت‌وگوی قرآن را درک کند.

آیا ترجمه، برای فهم همهٔ مفاهیم قرآن کافی است؟ 

حتی اگر دقیق‌ترین و امانت‌دارترین ترجمهٔ قرآن را در اختیار داشته باشیم، باز هم پرسش دیگری باقی می‌ماند.

آیا ترجمه می‌تواند تمام مفهومی را که یک واژه یا عبارت در قرآن بر عهده دارد، به زبان دیگری منتقل کند؟

باید بدانیم که هیچ ترجمه‌ای نمی‌تواند ادعای انتقال کامل معنای یک عبارت را از زبان اصلی داشته باشد. این محدودیت، به ظرفیت ترجمه بازمی‌گردد، نه ضعف مترجم.

واقعیت این است که هر ترجمه‌ای، ناگزیر از نوعی انتخاب است.

مترجم از میان چند معنای ممکن، یکی را برمی‌گزیند و آن را در قالب یکی از واژه‌های معادل در زبان مقصد بیان می‌کند.

به همین دلیل، ترجمه می‌تواند ما را به فهم قرآن نزدیک‌تر کند، اما جایگزین خودِ قرآن نمی‌شود.

برای شناخت دقیق‌تر بسیاری از مفاهیم، راه دیگری نیز پیش روی ما قرار دارد.

در قرآن، هر واژه و هر مفهوم، در آیات مختلف و در موقعیت‌های گوناگون به کار رفته است.

وقتی این کاربردها را در کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، مفهوم آن واژه به‌تدریج از دلِ گفت‌وگوی خودِ آیات آشکار می‌شود.

به همین دلیل، مفاهیم و معانی قرآن را باید در سراسر خودِ قرآن جستجو کرد.

در زمان نزول قرآن، هنوز هیچ کتاب لغتی به نگارش درنیامده بود و قرآن از اصطلاحات رایج در جامعهٔ مخاطب خود، به عنوان پلی ارتباطی برای انتقال مفاهیم نورانیِ هدایت بهره برده است.

به همین دلیل، در بسیاری از موارد، معنای دقیق یک واژه را نمی‌توان تنها با مراجعه به فرهنگ‌های لغت یا انتخاب معادل‌های فارسی به دست آورد؛ زیرا واژه‌ها در هر آیه، در کنار واژه‌های دیگر معنا پیدا می‌کنند.

وقتی یک واژه یا مفهوم در آیات مختلف و در موضوعات گوناگون تکرار می‌شود، مجموعهٔ این کاربردها به شناخت دقیق‌تر مقصود خداوند کمک می‌کند.

به همین دلیل، هرچه ارتباط آیات با یکدیگر بیشتر بررسی شود، تصویر کامل‌تری از مفاهیم قرآن شکل می‌گیرد.

با بهره‌گیری از این شیوهٔ مطالعه، بسیاری از مفاهیم قرآن با دقت بیشتری آشکار می‌شوند.

گاهی واژه‌ای که سال‌ها با یک معنای شناخته‌شده ترجمه شده است، با کنار هم قرار گرفتن آیات، مفهوم تازه‌ای پیدا می‌کند.

گاهی نیز روشن می‌شود که دو واژه‌ای که در ترجمه‌ها یکسان یا نزدیک به هم معنا می‌شوند، در قرآن برای بیان دو مفهوم متفاوت به کار رفته‌اند.

در مواردی نیز، خودِ قرآن معنای دقیق‌تر یک واژه را از طریق کاربردهای گوناگون آن آشکار می‌کند؛ معنایی که از طریق مراجعه به فرهنگ‌های لغت یا مطالعهٔ یک آیه به تنهایی به دست نمی‌آید.

به همین دلیل، بررسی ارتباط آیات با یکدیگر، راهی مؤثر برای نزدیک‌تر شدن به مقصود خداوند در مفاهیم قرآن است.

این شیوه، برخلاف آنچه در نگاه اول به نظر می‌رسد، تنها از سوی پژوهشگران قرآن قابل اجرا نیست. هر خواننده‌ای می‌تواند از ترجمه‌های با کیفیت قرآن استفاده کند و با کنار هم قرار دادن آیات مرتبط با یک واژه، گامی عملی برای نزدیک‌تر شدن به مقصود قرآن بردارد.

 

جمع‌بندی

شواهدی که در این مقاله بررسی شد، نشان می‌دهد که خداوند قرآن را با هدف هدایت مردم، انتقال پیام خدا و به یاد آوردن آن «آسان» قرار داده است. 

آنچه بسیاری از ما به عنوان «دشواری فهم قرآن» تجربه می‌کنیم، به عواملی مانند تفاوت زبان، محدودیت‌های طبیعی ترجمه و شیوهٔ مراجعهٔ ما به مفاهیم آن بازمی‌گردد.

هرچه ارتباط آیات با یکدیگر بیشتر مورد توجه قرار گیرد، تصویر روشن‌تر و دقیق‌تری از مفاهیم قرآن شکل خواهد گرفت و زمینهٔ فهم عمیق‌تر این کتاب فراهم می‌شود.

در مقالات و درس‌های این سایت، همین شیوه برای بررسی بسیاری از مفاهیم اصلی قرآن به کار گرفته شده است؛ مفاهیمی مانند تقوا، مستضعف، خشوع، فضل و موضوعات متعدد دیگر.

شاید نخستین گام برای فهم بهتر قرآن، این باشد که اجازه دهیم پیش از هر چیز، خودِ قرآن با ما سخن بگوید. 


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید