جستجو برای:

روش پژوهش محتوای این سایت

روش پژوهش در این سایت

محتوای این سایت چگونه شکل می‌گیرد و بر چه اصولی استوار است؟

قرآن شخصی محمد آقاموسی طهرانی همراه با یادداشت‌های پژوهشی و بررسی واژه‌ها و ارتباط آیات

ریشهٔ تفاوت برداشت‌ها

اگر مقاله‌های این سایت را دنبال کرده باشید، احتمالاً با برداشت‌هایی از آیات قرآن روبه‌رو شده‌اید که در بعضی موارد با آنچه به صورت رایج شنیده یا خوانده‌ایم تفاوت دارند. طبیعی است که چنین تفاوتی این پرسش را ایجاد کند که:

این برداشت‌ها بر چه اساسی شکل گرفته‌اند و مسیر رسیدن به آنها چگونه بوده است؟

آنچه در این صفحه می‌خوانید، شرح روش پژوهشی است که امروز در مطالعه و فهم قرآن به کار می‌گیرم.

هدفم این است که فرآیند شکل‌گیری محتواها و مقاله‌های این سایت را به گونه‌ای شفاف توضیح بدهم تا هنگام مراجعه به آنها، با مسیر رسیدن به هر نتیجه نیز آشنا شوید.

این نوشته، روش امروز مرا توصیف می‌کند.

این روش در طول سال‌ها، به تدریج و بر اثر مطالعه، آزمون، خطا، بازنگری و اصلاح شکل گرفته است.

همان‌گونه که درک من از بسیاری از مفاهیم قرآن عمیق‌تر شده، شیوه پژوهشم نیز بارها تغییر کرده، تکمیل شده و در مواردی از نو طراحی شده است.

اگر نوشته‌های سال‌های گذشته سایت را بخوانید، احتمالاً این تغییر را در مقاله‌ها نیز خواهید دید.

بعضی توضیح‌ها دقیق‌تر شده‌اند، برخی مقاله‌ها چند بار بازنویسی شده‌اند و گاهی حتی ساختار یک پژوهش به طور کامل تغییر کرده است.

این تغییرها بخشی طبیعی از مسیر آثار پژوهشی من هستند که هر کدام از آنها هنوز زنده هستند و به رشد خود ادامه می‌دهند.

تصور نمی‌کنم که فهم امروز من، آخرین مرحله این مسیر باشد.

آرزویم این است که هرچه همراهی من با قرآن بیشتر می‌شود، بتوانم مفاهیم آن را دقیق‌تر بفهمم و روشن‌تر توضیح بدهم.

به همین دلیل، مقاله‌های این سایت را پایان یک پژوهش نمی‌دانم؛ هر مقاله آخرین مرحله‌ای است که تاکنون در فهم و بیان آن موضوع به آن رسیده‌ام.

در این صفحه، روش پژوهشی را توضیح می‌دهم که مقاله‌های سایت “حقایقی از قرآن” بر اساس آن شکل می‌گیرند؛ روشی که طی سال‌ها مطالعه، بازنگری و آزمون مداوم در فهم مفاهیم قرآن به دست آمده و همچنان در حال تکامل است.

پژوهش‌های این سایت در پی چیست؟

پیش از آنکه درباره روش پژوهش‌هایم سخن بگویم، لازم است هدف آن را به روشنی بیان کنم.

بیشترین تمرکز من بر درک مفاهیم بنیادین قرآن است؛ مفاهیمی که خداوند بارها با بیان‌های گوناگون آنها را تکرار کرده و به نظر می‌رسد ستون‌های اصلی هدایت انسان را بر آنها بنا نهاده است.

بیشتر زمان و توان خود را صرف مفاهیمی می‌کنم که در سراسر قرآن حضوری پیوسته و تعیین‌کننده دارند؛

مفاهیمی که درک درست آنها می‌تواند نگاه انسان را به خدا، خودش، دیگران و زندگی دگرگون کند.

هرچه زمان بیشتری را با قرآن گذرانده‌ام، بیشتر به این نتیجه رسیده‌ام که ارزشمندترین دستاورد این کتاب، اصلاح شیوه دیدن، اندیشیدن و زندگی کردن انسان است.

به همین دلیل، شرط موفقیت یک پژوهش قرآنی را در این می‌بینم که فهم حاصل از آن، انسان را یک گام به نگاه قرآن نزدیک‌تر کند.

وقتی هدف پژوهش روشن باشد، پرسش بعدی به صورت طبیعی شکل می‌گیرد:

برای رسیدن به چنین فهمی، بر چه اصولی تکیه می‌کنم؟

بر چه اصولی تکیه می‌کنم؟

روش پژوهشی که امروز از آن استفاده می‌کنم، بر چند اصل استوار است. این اصول را از ابتدا برای خودم تعریف نکرده بودم.

هر کدام در طول سال‌ها و در جریان پژوهش شکل گرفته‌اند؛ بارها آزموده شده‌اند، تغییر کرده‌اند و به تدریج جای خود را در این مسیر پیدا کرده‌اند.

۱- حقیقت، از پیش‌فرض‌های من مهم‌تر است.

هر پژوهشگری با مجموعه‌ای از دانسته‌ها، تجربه‌ها و باورهای پیشین به سراغ یک متن می‌رود. من نیز از این قاعده مستثنا نیستم.

سال‌ها آموزش، مطالعه و شنیده‌ها، بخشی از حافظه ذهنی هر انسان را می‌سازند و هنگام خواندن قرآن نیز همراه او هستند.

تجربه شخصی‌ام به من نشان داده است که هرچه حضور این پیش‌فرض‌ها در فرآیند فهم پررنگ‌تر باشد، احتمال آمیخته شدن آن پیش‌فرض‌ها با معنای آیات نیز بیشتر می‌شود.

به همین دلیل، در تمام سال‌های پژوهش تلاش کرده‌ام تا جای ممکن میان آنچه از قبل در ذهن دارم و آنچه خود آیات می‌گویند فاصله‌ای آگاهانه ایجاد کنم.

این کار برای من به عادتی پژوهشی تبدیل شده است.

هر بار که با شواهد تازه‌ای روبه‌رو می‌شوم، دوباره به نتیجه‌های قبلی برمی‌گردم و آنها را از نو می‌سنجم.

گاهی یک برداشت؛ استحکام بیشتری پیدا می‌کند و گاهی اصلاح می‌شود. این بازگشت‌های مکرر را بخشی طبیعی از مسیر فهم می‌دانم.

۲- نسبت دادن یک معنا به قرآن، مسئولیت سنگینی است.

هر جمله‌ای که در مقاله‌های این سایت دربارهٔ مفهوم یک آیه نوشته می‌شود، در نهایت به خداوند نسبت داده می‌شود.

همین نکته باعث شده است که برای انتشار هر نتیجه، معیارهای سخت‌گیرانه‌ای برای خودم در نظر بگیرم.

هر اندازه شواهد یک برداشت کامل‌تر، هماهنگ‌تر و استوارتر باشند، با اطمینان بیشتری آن را منتشر می‌کنم.

هر زمان نیز احساس کنم می‌توان همان مفهوم را دقیق‌تر فهمید یا روشن‌تر توضیح داد، دوباره به همان مقاله بازمی‌گردم و آن را اصلاح می‌کنم.

به همین دلیل، مقاله‌های این سایت را متن‌هایی ثابت و پایان‌یافته نمی‌بینم.

هر مقاله، همراه با رشد فهم من رشد می‌کند.

گاهی تنها چند جمله تغییر می‌کند و گاهی یک مقاله از ابتدا بازنویسی می‌شود. در بعضی موضوعات، این بازنگری چندین بار تا به امروز تکرار شده است.

امروز دوست دارم خوانندهٔ هر مقاله، آن را آخرین مرحله‌ای بداند که تاکنون در فهم و بیان آن موضوع به آن رسیده‌ام.

اگر فردا بتوانم همان مفهوم را دقیق‌تر بفهمم، طبیعی می‌دانم که مقاله نیز متناسب با آن تغییر کند.

۳- فهم قرآن برای من، از زندگی جدا نیست.

پژوهش دربارهٔ قرآن، برای من تنها پشت میز مطالعه اتفاق نمی‌افتد.

بسیاری از دریافت‌هایی که بعدها در مقاله‌های این سایت ثبت شده‌اند، نخست در متنِ زندگی برایم روشن‌تر شده‌اند؛
در تصمیم‌هایی که باید می‌گرفتم،
در گفت‌وگوهای روزمره،
در روابط با خانواده و دیگران
و در تجربه‌هایی که بارها فرصت دوباره دیدن یک مفهوم قرآنی را فراهم کرده‌اند.

به مرور زمان متوجه شدم که درک یک مفهوم قرآنی، زمانی برایم عمیق‌تر می‌شود که بتوانم آن را به‌صورتی ملموس در صحنهٔ زندگیم ببینم.

هر بار که چنین اتفاقی می‌افتد، معمولاً احساس می‌کنم نوبت آن رسیده است که به مقالهٔ مربوط به همان موضوع برگردم و آن را دقیق‌تر یا روشن‌تر بازنویسی کنم.

به همین دلیل، بسیاری از تغییرهایی که در مقاله‌های این سایت می‌دهم، تنها نتیجهٔ مطالعهٔ بیشتر نیستند؛

من همان پژوهش را در عرصهٔ زندگی واقعی ادامه داده‌ام.

علاقهٔ عمیق من به قرآن، کم‌کم دامنهٔ پژوهش‌هایم را از ساعت‌های مطالعه فراتر برد و آن را به بخشی از شیوهٔ نگاه کردنم به زندگی تبدیل کرد.

به همین دلیل، بارها پیش آمده است که یک گفت‌وگوی ساده با همسر یا فرزندانم، یا تأملی درباره یک اتفاق روزمره، زاویه‌ای از یک مفهوم قرآنی را برایم روشن کرده که پیش از آن در هنگام مطالعه متوجهش نشده بودم.

امروز اگر از من بپرسند پژوهش دربارهٔ قرآن برایم از چه زمانی آغاز می‌شود و چه زمانی پایان می‌یابد، پاسخ دقیقی برای آن ندارم.
زیرا این دو، مرز روشنی برای من ندارند.

مطالعه، یادداشت‌برداری، اندیشیدن و تجربه کردن، در عمل به یک «مسیر پیوسته» تبدیل شده‌اند؛ مسیری که مقاله‌های این سایت؛ تنها یکی از خروجی‌های آن به شمار می‌رود.

فرآیند پژوهش

این شیوه، از ابتدا برایم یک تصمیم آگاهانه یا برنامه‌ای از پیش طراحی‌شده نبوده است.

این روش در طول سال‌ها، به تدریج و همزمان با خود پژوهش شکل گرفته است.

در ابتدا بخش زیادی از زمانم صرف کشف و سنجش مسیر می‌شد.
برای فهم هستهٔ معنایی یک واژه، گاهی ساعت‌ها میان فرهنگ‌های مختلف عربی، کتاب‌های زبان‌شناسی، مقاله‌های پژوهشی و یادداشت‌های شخصی جابه‌جا می‌شدم.
بسیاری از منابعی که امروز به خوبی می‌شناسم، آن روزها برایم ناشناخته بودند و هر نتیجه، مسیر تازه‌ای را پیش رویم باز می‌کرد.

به مرور زمان، هر تجربهٔ موفق بخشی از این روش را کامل‌تر کرد.
هر راهی که مرا به فهمی دقیق‌تر می‌رساند، در پژوهش‌های بعدی حفظ می‌شد و هر جا احساس می‌کردم که یک روش از استحکام کافی برخوردار نیست، آن را کنار می‌گذاشتم.

آنچه امروز در این صفحه توصیف می‌کنم، نتیجهٔ همین بازنگری‌های پیوسته است.

امروز آغاز هر پژوهش، بر شانهٔ سال‌ها مطالعه، یادداشت‌برداری و تطبیق‌های مکرر استوار است.
بخش بزرگی از واژگان کلیدی قرآن را بارها از زوایای مختلف، مورد بررسی قرار داده‌ام و دربارهٔ آنها یادداشت‌های مفصلی را ثبت کرده‌ام.

این مجموعه، گنجینه‌ای است که هر پژوهش تازه‌ای از آن آغاز می‌شود و در همان‌جا نیز دوباره محک می‌خورد.

دانسته‌های گذشته، مسئولیت امروز مرا بیشتر کرده‌اند.
هر نتیجهٔ تازه باید دوباره با همان دقت، در پرتو آیات قرآن، کاربردهای واژگان، ساختار سوره‌ها و شواهد موجود سنجیده شود.

هر بار نیز این احتمال را برای خودم حفظ می‌کنم که شاید هنوز بتوان همان موضوع را دقیق‌تر فهمید.

تقریباً همهٔ پژوهش‌ها با یک پرسش آغاز می‌شوند.

گاهی این پرسش از خود آیات قرآن متولد می‌شود، گاهی از یک مسئله در زندگی و گاهی از باوری که سال‌ها تکرار شده است.

تا زمانی که احساس نکنم صورت مسئله برای خودم روشن شده، وارد مرحلهٔ بعد نمی‌شوم.

تجربه به من آموخته است که کیفیت یک پژوهش، تا حد زیادی به کیفیت پرسشی بستگی دارد که آن پژوهش را آغاز می‌کند.

پس از روشن شدن پرسش، چرخهٔ پژوهش آغاز می‌شود.

نخستین گام، فهم دقیق واژگان کلیدی آیات است.
تلاش می‌کنم تا جای ممکن به هستهٔ معنایی هر واژه نزدیک شوم؛ معنایی که بتواند کاربردهای گوناگون آن را در سراسر قرآن توضیح دهد.
در این مرحله از یادداشت‌های سال‌های گذشته، منابع معتبر زبان عربی و پژوهش‌های مرتبط استفاده می‌کنم و هر زمان لازم باشد، دوباره به منابع اصلی بازمی‌گردم.

پس از آن، هر واژه را در جایگاه خودش می‌بینم.
ساختار جمله، ارتباط آیه با آیات پیش و پس از آن، فضای سوره و کاربرد همان واژه در دیگر بخش‌های قرآن، همگی در شکل‌گیری فهم نهایی مؤثرند.
بارها پیش آمده است که بررسی یک آیه، مرا دوباره به ده‌ها آیهٔ دیگر برگردانده تا بتوانم جایگاه درست آن مفهوم را در منظومهٔ معنایی قرآن بهتر درک کنم.

مرحلهٔ بعد، سنجش مداوم نتیجه است.
هر شاهد تازه، فرصتی برای آزمودن دوبارهٔ برداشت قبلی فراهم می‌کند.
گاهی نیز دیدگاه برخی پژوهشگران و مفسران را مطالعه می‌کنم تا اگر استدلال یا شاهدی وجود دارد که می‌تواند فهم مرا کامل‌تر کند، از آن بهره ببرم.

وقتی یک برداشت از نظر زبانی، درون‌قرآنی و منطقی استحکام کافی پیدا می‌کند، بخش دیگری از پژوهش آغاز می‌شود؛ بخشی که برای من جایگاه ویژه‌ای دارد.

تلاش می‌کنم آن مفهوم را در زندگی روزمره نیز ببینم؛
در تصمیم‌ها، روابط، گفت‌وگوها و تجربه‌هایی که هر روز با آنها روبه‌رو هستم.

این مرحله برای من ادامه طبیعی همان پژوهش است.
بارها پیش آمده است که یک گفت‌وگوی ساده در زندگی روزمره، نمونه‌ای روشن برای فهم بهتر یک مفهوم قرآنی در اختیارم گذاشته است.
گاهی نیز تجربه عملی یک آیه، زاویه تازه‌ای از معنای آن را آشکار کرده و باعث شده بتوانم همان مفهوم را روشن‌تر از گذشته توضیح بدهم.

به همین دلیل است که انتشار یک مقاله را، پایان این چرخه نمی‌دانم.

 
شاید پس از خواندن این توضیحات، این پرسش پیش بیاید که ادامه دادن چنین مسیری، پس از سال‌ها پژوهش و بازنگری، خسته‌کننده نمی‌شود؟

برای من، پاسخ این پرسش همیشه روشن بوده است.

بخش بزرگی از این سال‌ها با احساس لذت از پژوهش در قرآن گذشته است.
بسیاری از کسانی که از بیرون به این مسیر نگاه می‌کنند، ساعت‌های طولانی مطالعه، یادداشت‌برداری و بازنگری را می‌بینند و تصور می‌کنند ادامه دادن چنین روشی باید دشوار و فرساینده باشد.

تجربه‌ای که من از درون این مسیر داشته‌ام، متفاوت است.

هر بار که بخشی از یک مفهوم قرآنی برایم روشن‌تر شده، اشتیاق مرا برای ادامهٔ پژوهش بیشتر کرده است.

به لطف و عنایت خداوند؛ این اشتیاق با گذشت زمان پر فروغ باقی مانده است.
هرچه آشنایی من با مفاهیم قرآن بیشتر شده، احساس کرده‌ام افق‌های تازه‌تری برای فهم آن پیش رویم گشوده می‌شود.

اگر امروز هنوز با همان علاقه سال‌های نخست به سراغ قرآن می‌روم، بیش از هر چیز به همین اشتیاق بازمی‌گردد و هر روز به خاطر این نعمت بزرگ؛ خداوند را شکر می‌کنم.

گمان می‌کنم اگر این علاقهٔ عمیق وجود نداشت، هیچ مقداری از انضباط، برنامه‌ریزی یا احساس وظیفه نمی‌توانست انگیزهٔ چنین مسیری را در این مدت طولانی تأمین کند.

به همین دلیل، نباید آنچه در این صفحه توصیف شد را، توصیه‌ای برای انتخاب یک روش پژوهش بدانید.
هر پژوهشگر، متناسب با هدف، فرصت، توان و روحیه خود، مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کند.
من فقط تلاش کرده‌ام توضیح بدهم مقاله‌هایی که در این سایت می‌خوانید، چگونه شکل می‌گیرند و چرا گاهی نتیجهٔ آنها با برداشت‌های رایج تفاوت پیدا می‌کند.

در تمام این سال‌ها، هیچ‌گاه احساس نکرده‌ام که به پایان این مسیر رسیده‌ام.
هرچه بیشتر با قرآن همراه شده‌ام، گستردگی مفاهیم آن را بیشتر دیده‌ام و محدودیت فهم خودم را روشن‌تر شناخته‌ام.
همین آگاهی، انگیزه‌ای برای ادامه دادن این پژوهش بوده است.

در یایان؛ این نکته را یادآوری می‌کنم که اگر در طول عمر این سایت، مقاله‌ای چند بار بازنویسی شده یا برداشت بعضی از مطالب دقیق‌تر از گذشته بیان شده است، آن را بخشی طبیعی از همین مسیر می‌دانم.

شاید بالاترین احترام به قرآن، آن باشد که با آمادگی برای فهم دوباره، به سراغش برویم.

پیش‌فرض‌های خود را تا جایی که می‌توانیم به تعلیق درآوریم و از اصلاح شدن آنها نهراسیم.

آنچه از چنین گفت‌وگویی صادقانه با قرآن به دست می‌آید، علاوه بر ایجاد درکی تازه می‌تواند نگاه انسان را نیز دگرگون کند.

آرزو دارم آنچه در این سایت منتشر می‌شود، حاصل همین مسیر باشد.


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید