قرآن چگونه زندگی مرا تغییر داد
قرآن چگونه زندگی مرا تغییر داد
روایت شکلگیری مسیری که پایهٔ همهٔ پژوهشها و آموزشهای این سایت شد.

این نوشته، روایت مسیری است که آرامآرام زندگی مرا تغییر داد و پایهٔ همهٔ پژوهشهای امروز این سایت شد.
بیشتر شبها، با آرام شدن خانه، بخش دیگری از روز کاری من آغاز میشود.
موضوعِ آن شب را از جایی که روز قبل متوقف شدهام ادامه میدهم.
گاهی یک واژه، گاهی ارتباط چند آیه و گاهی پرسشی که هنوز پاسخ روشنی برایش پیدا نکردهام.
روی نمایشگر لپتاپ، صفحههای مختلف کنار هم باز هستند.
متن قرآن، منابع معتبر زبان عربی، کاربرد همان ریشه در آیات دیگر، مقالههای پژوهشی و یادداشتهایی که در ماهها و سالهای گذشته نوشتهام، مدام کنار هم قرار میگیرند و ارتباط معنایی جدیدی را آشکار میکنند.
هر نکتهٔ تازه، ممکن است مرا وادار کند همه چیز را دوباره مرور کنم.
در این رفتوآمدها، گذشت زمان را کمتر احساس میکنم.
گاهی ساعت را نگاه میکنم و تازه میفهمم چند ساعت است که روی یک واژه از قرآن متمرکز شدهام.
بعضی شبها، وقتی سرانجام؛ ارتباطی میان چند آیه برایم روشن میشود، شیرینیِ همان چند دقیقه، ارزش ساعتها جستوجو را در خود دارد.
بعد از آن، نوبت زندگی است.
آنچه از قرآن فهمیدهام، همراه من از پشت میز مطالعه بیرون میآید؛
و در تصمیمها، گفتوگوها، نگرانیها، امیدها و تجربههای روزانهام وارد میشود.
بسیاری از نکتههایی که امروز در مقالهها و جلسات آموزشی مطرح میکنم، در همین مسیر متولد و آزموده شدهاند.
بعضی یادداشتها مدتها فقط برای خودم باقی ماندهاند تا درمتن زندگیم، فرصت کافی برای آشکار کردن ابعاد خود را پیدا کنند.
سالهاست که این چرخه، بخش ثابتی از زندگی من شده است.
شاید اگر بخواهم خودم را معرفی کنم، همین چند تصویر؛ از هر فهرستی در مورد سوابق و فعالیتهایم گویاتر باشند.
این مسیر از یک پرسش آغاز شد.
در سالهایی که در حوزهٔ علمیه درس میخواندم، همیشه قرآن به عنوان اصلیترین منبع هدایت معرفی میشد.
در همان سالها این پرسش در ذهنم شکل گرفت که «چرا بخش عمدهٔ آموزشهای ما به فهم سخن کسانی اختصاص دارد که دربارهٔ قرآن مطالبی گفته و یا نوشتهاند؟»
درآن آموزشها سهم خود قرآن، بسیار کمتر از آن چیزی بود که انتظارش را داشتم.
این پرسش سالها همراه من ماند.
در جستوجوی پاسخ، ترجمههای مختلف قرآن را خواندم، منابع لغت را بررسی کردم و به تدریج مسیر پژوهشی خودم را شکل دادم.
سالهای کار و زندگی در کشورها و محیطهای عربزبان نیز کمک کرد تا زبان قرآن را با دقت بیشتری ببینم؛
آنچه همهچیز را تغییر داد، تصمیمی بود که یک روز با خودم گرفتم.
تصمیم گرفتم تا جایی که در توانم هست، دانستههای قبلیام را موقتاً ساکت کنم و پیش از شنیدن صدای دیگران، فرصت بدهم خود قرآن نیز سخن بگوید.
از آن روز، دیگر قرآن را میخواندم تا اگر لازم باشد، دانستههایم اصلاح شوند.
هرچه در این مسیر پیش رفتم، بیشتر احساس کردم که فهم قرآن، بیش از هر چیز به «نگاهی متفاوت» نیاز دارد.
به مرور، روشی برای مطالعه پیدا کردم که هنوز هم در حال کاملتر شدن است.
کوشش میکنم معنای واژهها را از دل کاربردشان در قرآن، کتب مرجع زبان عربی و شواهد تاریخی دنبال کنم،
یافتهها را بارها با آیات دیگر تطبیق بدهم، از زاویههای مختلف آنها را بیازمایم و هرجا لازم باشد، دوباره این بررسی را از ابتدا آغاز کنم.
این بررسیهای عمیق برای من پایان ندارند و همین، برای من زیباترین بخش مسیر است.
در تمام این سالها، قرآن آرامآرام از موضوع مطالعه، به همراه زندگی من تبدیل شده است.
هر بار که آیهای را بهتر میفهمم، نگاه تازهای نسبت به تجربههای گذشتهام پیدا میکنم.
گاهی مسئلهای که سالها در ذهنم حل نشده بود، در پرتو یک ارتباط تازه میان آیات، میدرخشد و معنای دیگری پیدا میکند.
گاهی هم تجربهای از زندگی، مرا دوباره به همان آیه برمیگرداند.
میان قرآن و زندگی من، گفتوگویی دائمی شکل گرفته است.
شاید همین گفتوگو بود که در سال ۱۴۰۰ مرا به تصمیمی رساند که مسیر زندگیام را تغییر داد.
با وجود موقعیت شغلی مناسب، بازنشستگی پیش از موعد را انتخاب کردم تا زمان بیشتری برای پژوهش، نوشتن و گفتوگو دربارهٔ قرآن داشته باشم.
کمی بعد، جلسات روزانهٔ «تفکر در قرآن» به هدایت خداوند آغاز شد؛ جلساتی که در ادامهٔ همان تشنگیِ قدیمی من به وجود آمدند و آرامآرام به سرمایه عظیمی از دانش و درک مفاهیم قرآن تبدیل شدند.
در این سالها، هزاران ساعت گفتوگو، مطالعه و یادداشتبرداری، مجموعهای از تجربهها را شکل داده که بخش مهمی از محتوای این سایت؛ بر پایهٔ آنها نوشته شده است.
هدف من از راهاندازی این سایت، انتقال مجموعهای از پاسخهای آماده نیست.
دوست دارم هر کسی که این نوشتهها را میخواند، احساس کند خودش هم میتواند با قرآن وارد یک گفتوگوی زنده و مستمر شود؛
گفتوگویی که آرامآرام در شیوهٔ فکر کردن، تصمیم گرفتن و زندگی کردن اثر میگذارد.
اگر این اتفاق برای خواننده بیفتد، احساس میکنم ارزشمندترین هدیهای را که در این سالها از قرآن گرفتهام، با او شریک شدهام.
امشب هم، مثل بسیاری از شبهای گذشته، بعد از بستن این صفحه، دوباره به همان یادداشتها و همان آیهها برمیگردم.
هنوز پرسشهای زیادی باقی ماندهاند.
و همین انگیزه، هر روز شوق ادامهٔ این راه را در من زنده نگه میدارد.
مطالب مرتبط
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
با سلام و خدا قوت خدمت شما اقاي طهراني
از اينكه مشتاقاته دنبال حقايق قران بوده ايد و تو اين مسير ثابت قدم مونديد و بدنبال درك بهتر و درست قران كه نور و روشنايي مسير انسانهاس اگه بتونن كلام خدارو اون طور كه بايد بفهمن و بصورت كاربردي در زندگيشون پياده كنن و بكار بگيرند تا در مسير سعادت و خوشبختي هر دو دنيا قرار بگيرند
اشنايي و حضور در دوره شما گواه بر اين است كه
شما چقدر با هدايت خدا ،عاشقانه ايه هاي قران رو كه
هر كدوم با تفاسير شما ،كليدهايي به دست ما كه پيروان اين مكتب هستيم ميده ،داريد خيلي متفكرانه تحليل ميكنيد تا بدور از هرگونه فرعياتي ،اصل را
همان چيزي كه منظور خداوند بوده رو به سمع مخاطب برسونيد
موفقيت شما در اين مسير اروزي قلبي تك تك ماست كه بعنوان شاگردي جز،براي اصلاح مسيرمون با هدايت خداوند با شما اشنا شديم