در دستت چه داری؟

در دستت چه داری؟

حتماً گفتگوی میان خدا و موسی را در سورهٔ طه خوانده‌ای. آنجا که در کنار آتش از او پرسید:

وَ ما تِلكَ بِیَمینِكَ یا موسیٰ؟ (۱۷)

ای موسی؛ چیست آنچه که در دست داری؟

موسی نیز، شرحی کامل از آنچه را که در دست داشته بیان کرده است:

قالَ: هِیَ عصایَ، أتَوَكَّأُ عَلَیها وَأهُشُّ بِها عَلی غَنَمی وَلِیَ فیها مَئارِبُ اُخریٰ

موسی گفت: آن عصای من است که به آن تکیه می‌کنم و برای گوسفندانم برگها را می‌ریزم و نیازهای مهم دیگری هم به آن دارم

پس از این پرسش و پاسخ، فرمان خداوند به موسی این است:

ای موسی آن را بینداز، پس آنگاه، آن عصا ماری بود که حرکت می‌کرد!

چرا خدا پیش از آنکه این نشانه را به موسی نشان دهد، این پرسش و پاسخ را ترتیب داده؟

عصا برای یک چوپان خیلی بیشتر از یک تکه چوب است. 

آن‌را همیشه همراه خود دارد 

برای پیمودن راه‌های طولانی

برای دنبال کردن و هدایت گله در کوه و دشت

برای دفاع در برابر درندگان

برای فراهم کردن علف و….

و موسی سالیان درازی بود که برای پدر همسرش چوپانی می‌کرد.

آن عصا را خیلی خوب می‌شناخت و به آن عادت کرده بود.

اما کار خدا همیشه خارج از عادتها و انتظارات انسانهاست.

موسی در آن لحظه که عصایش را به زمین انداخت، درسی بزرگ آموخت.

یاد گرفت که خدا کارهایی عظیم را با همین ابزارهای ساده و در دسترس به انجام می‌رساند

حتی اگر ما اصلاً انتظارش را نداشته باشیم

موسی در صحرا آن چوب خشک را که سالها همراهش بوده تماشا کرد که چگونه از سوی خدا به صورتی کاملاً متفاوت ظاهر می‌شود

و این وعدهٔ خداست، به هر کسی که بتواند به خدا اعتماد کند و در آرامش و امید بماند:

هر کس که ذهنش را کنترل کند، خدا تمام نیازهایش را از جایی که گمان نمی‌کند به او می‌دهد (طلاق ۳)

خدا راه‌ها و روشهای بی‌نهایتی برای اجرای اراده‌اش دارد، که خیلی از آنها در چشم ما بی‌مقدار و بی‌اهمیت شده‌اند.

خیلی وقتها خدا راههای بسیار ساده‌ای را برای تحقق وعده‌هایش برمی‌گزیند

چشمان یعقوب را با یک پیراهن بینا می‌کند

جان محمد را با لانهٔ عنکبوتی حفظ می‌کند

ایوب را با آب چشمه‌ای سلامتی می‌بخشد

با موریانه؛ یک تحریمِ چند ساله را می‌شکند

خدا در این پرسش و پاسخ، این درس مهم را به ما هم داده است.

به یاد داشته باش که اگر خدا را منبع همهٔ قدرتها و نعمتها بدانی و به او تکیه کنی، از همین نعمتهایی که داری می‌تواند بهترین نتیجه‌ها را به زندگیت بیاورد.

خدا می‌تواند همین داشته‌هایت را برایت سرچشمهٔ اتفاقاتِ عالی کند.

خدا معجزه‌هایش را از ساده‌ترین ابزارها می‌سازد؛ از همان چیزهایی که ما کوچک می‌شماریم.
تنها کافی است باور کنیم که همه‌ی نیروها از اوست و هر چه داریم، در دستان او معنا می‌یابد.

امروز، به داشته‌هایت نگاه کن.
به استعدادها، روابط، فرصت‌ها، حتی محدودیت‌هایت.
شاید همان چیزی که بی‌اهمیت می‌پنداری، همان «عصای تو» باشد که خدا قرار است با آن معجزه کند.

به رحمت خدا امیدوار باش و قدر همین داشته‌هایت را بدان 

نگاه کن که در دستت چه داری؟

از کجا معلوم؟ شاید یک چوب خشکیده برای تو هم میوه بدهد.

دیدگاهتان را بنویسید