جستجو برای:

دعای موسی؛ وقتی هیچ راه‌حلی نمی‌بینی

دعای موسی؛ وقتی هیچ راه‌حلی نمی‌بینی

دعای حضرت موسی در سوره قصص؛ رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر

دعایی که مسیر زندگی صاحبش را تغییر داد

این دعای موسی را در سورهٔ قصص خوانده‌ای؟

رَبِّ إنّی لِما أنزَلتَ إلَیِّ مِن خَیرٍ فَقیر

موسی را در وضعیتی تصور کن که خدا از آن لحظات روایت می‌کند:

قاتلی فراری که همهٔ سپاه فرعون به دنبال گرفتنش هستند

مدت‌ها با نگرانی از دستگیر شدن و پنهان از دید همه؛ در صحراهای مصر به سوی مقصدی نامعلوم و با سرنوشتی مبهم راه پیموده

به یکباره از تمام راحتی و ثروتی که در کاخ فرعون داشته جدا افتاده؛

و حالا همه دنبالش افتاده‌اند؛ می‌خواهند اعدامش کنند

با همهٔ آن نگرانی‌ها، خستگی‌ها و آشفتگی‌ها به چاهی می‌رسد که اطراف آن غوغایی بر پاست…

چوپانان برای سیراب کردن گله از آن آب می‌کشند

و دو زن؛ به سختی تلاش می‌کنند گوسفندان تشنهٔ گله‌شان را منتظر نگهدارند تا کار بقیهٔ چوپانان با چاه تمام شود

موسی به کمک آنها می‌رود و با همهٔ خستگی و نگرانیش گوسفندانشان را سیراب می‌کند

و خسته و نگران به سایهٔ درختی پناه می‌برد تا نفسی تازه کند

تمام روزهای پر تلاطم گذشته از خاطرش می‌گذرد و در آینده‌اش هیچ نقطهٔ امیدی پیدا نیست؛

هیچ راه‌حلی نمی‌بیند،

هر برنامه‌ای برای آینده‌اش «زیادی خوش‌بینانه» به نظر می‌آید

در اوج این درماندگی و بی‌تدبیری،

در این ظلمت ظاهری، به نوری که در قلبش دارد بازمی‌گردد و می‌گوید:

ای اربابم؛ من به هر مقدار؛ از هر خیری که تو برایم بفرستی، نیاز دارم

دعایی آموزنده که نه اندازه‌ای در آن می‌بینی و نه مصداقی؛ فقط «خیر»

و آن نور آسمانها و زمین، تدبیر بنده‌اش را بدست می‌گیرد

به دل یکی آن دختران می‌اندازد تا نرفته، بازگردد و او را به بهانهٔ مزدِ کاری که کرده پیش پدرش ببرد

و ظرف چند ساعت، آن جوانِ فراری و بی‌خانمان، امنیت می‌یابد،

شغل و درآمد پیدا می‌کند

و در اوج تنهایی، داماد شعیب می‌شود و خانواده‌ای الهی نصیبش می‌گردد.

بیا فکر کنیم و از خود بپرسیم:

« چرا خدا چنین روایتی را در کتاب هدایتش برای من فرستاده؟»

شاید این داستان قرآن، بیش از آنکه تأکیدی بر دعا کردن باشد، راهی برای «سپردن آینده به تدبیر خدا» را می‌آموزد.

شاید بهتر باشد به‌جای آن که با اصرار بر دعاهایمان برای خدا تکلیف تعیین کنیم و راه جاری شدن خیری را که خدا برایمان می‌خواهد با ذهن محدود خود بسنجیم،

دست او را برای تدبیرهای معجزه‌گرش باز بگذاریم.

بیا گاهی این دعا را امتحان کنیم و به نوری که در قلبمان داریم متصل بمانیم.

دیدگاهتان را بنویسید