تیمِ همیشه برنده
تیم همیشه برنده

فرض کن از امروز به عنوان «جانشین یک شرکت بزرگ» انتخاب شدهای
از لحظهای که وارد ساختمان شرکت میشوی، اتفاقات تازهای را تجربه میکنی
نگهبان با احترام در را برایت باز میکند
یکی اطلاعاتی را در اختیارت میگذارد که به دنبالش بودهای
یکی دیگر ایدههای خلاقانهای را به تو میدهد که کارها را برایت آسانتر و جذابتر میکند
و دیگری تو را به فردی معرفی میکند که گره از مشکلاتت میگشاید
کم کم متوجه میشوی که هیچ کدام از این اتفاقات، تصادفی نیست
همه این افراد از سوی مدیرعامل مأموریت دارند تا به تو کمک کنند و تو را در انجام مسئولیتت به موفقیت برسانند
خداوند در مورد مؤمنان جملهای گفته که اگر آن را درک کنی، نگاهت به جهان عوض میشود:
وَکانَ حَقّاً عَلَینا نَصرُ المُؤمِنین (روم۴۷)
یاری کردن مؤمنان همیشه وظیفهٔ ماست.
به همین دلیل است که گاهی شنیدن یک جمله، آشنایی با یک انسان، تجربهٔ یک اتفاق و یا حتی برخوردن به یک مانع؛ ناگهان برایت تبدیل به پلی میشود که چند قدم تو را به خواستههایت نزدیکتر میکند
جهان آنقدرها هم که به نظر میرسد بیطرف نیست
وقتی دلت را به خدا میسپاری و آرامشت را از او میگیری، کمکم متوجه میشوی در میان انبوه حوادث زندگی تنها نیستی
قطرهای کز جویباری میرود
در پی انجام کاری میرود
شاید بسیاری از چیزهایی که امروز با آنها روبهرو میشوی، مدتهاست منتظرند تا سهم خودشان را در رساندن تو به مقصد ایفا کنند
بیا و برای چند روز، به هر چیزی که در مسیرت قرار میگیرد به چشم عضوی از تیم خدا نگاه کن
بعضیها مأمورند چیزی به تو یاد بدهند
بعضیها مأمورند راهی را به تو نشان دهند
بعضیها مأمورند باری را از دوشت بردارند
و بعضیها در لباس یک مانع ظاهر میشوند تا تو را به مسیر بهتری هدایت کنند
در این جهان، تو یک تیم همیشه برنده را در اختیار داری
فقط رمز ورود به این تیم را فراموش نکن:
ایـمـان
قلبی آرام و مطمئن که به مدیرعامل کائنات تکیه کرده است.
مطالب مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.