بارهای بزرگتر را به خدا بسپار
بارهای بزرگتر را به خدا بسپار

در یکی از درسهای کوتاه گذشته با عنوان «بار زندگیت را به خدا بسپار» دیدیم که خداوند در سورهٔ نحل چگونه خود را به عنوان اربابی دلسوز و مهربان معرفی میکند؛ اربابی که بارهای سنگین بندگانش را برمیدارد و برای حمل آنها وسیله فراهم میسازد.
اما در همین آیات، نکتهٔ امیدبخش دیگری نیز وجود دارد که ارزش اندیشیدن دارد.
خداوند در مورد چهارپایان میفرماید:
وَتَحمِلُ أثقالَکُم إلیٰ بَلَدٍ لَم تَکونوُا بالِغیهِ إلّا بِشِقِّ الأنفُسِ…
«و آن چهارپایان، بارهای سنگینِ شما را حمل میکنند تا به سرزمینهایی برسید که جز با سختی بسیارِ خودتان نمیتوانستید به آنها برسید…»
و چند آیه بعد، در مورد کشتیها میفرماید:
…وَتَرَی الفُلکَ مَواخِرَ فیهِ…
«…و کشتیها را میبینی که در دریا آب را میشکافند و پیش میروند…»
اندکی در این دو تصویر تأمل کن.
در یک سو، چهارپایی قرار دارد که باری را بر پشت خود حمل میکند.
در سوی دیگر، کشتی عظیمی قرار دارد که هزاران برابر سنگینتر از آن بار را جابهجا میکند.
اما آیا برای خدا تفاوتی میان این دو وجود دارد؟
همان خدایی که توان حمل یک بار را در چهارپا قرار داده، توان حمل بارهای عظیم را نیز در کشتی قرار داده است.
برای خدا، بزرگیِ بار مسئله نیست.
اگر او بخواهد، بارهای کوچک و بزرگ را با یک فرمان جابهجا میکند.
شاید به همین دلیل است که قرآن محدودیت را در طرف خدا نمیبیند؛ بلکه در طرف انسان جستجو میکند.
خداوند در سورهٔ بقره (آیات ۲۰۰ تا ۲۰۲) از دو گروه سخن میگوید:
…فَمِنَ النّاسِ مَن يَقولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا…
«پس از مردمان کسانی هستند که میگویند: ای ارباب ما، در دنیا به ما بده.»
و گروهی دیگر میگویند:
رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً…
«ای ارباب ما، هم در دنیا به ما نیکی بده و هم در آخرت به ما نیکی بده.»
تفاوت این دو گروه در توانایی خدا نیست.
هر دو از یک خدا درخواست میکنند.
تفاوت در اندازهٔ نگاه، اعتماد و خواستن آنهاست.
یکی همتش بیشتر از افق دنیا را نمیبیند و دیگری دنیا و آخرت را با هم از خدا طلب میکند.
از کنار هم گذاشتن این آیات میتوان به نکتهای زیبا رسید:
بزرگیِ بار برای خدا اهمیتی ندارد؛ آنچه تفاوت ایجاد میکند، اندازهٔ اعتماد و درخواستِ بنده است.
در زندگی روزمره نیز همین گونه رفتار میکنیم.
بعضی درخواستها را هرگز با بعضی افراد مطرح نمیکنیم؛ نه به این دلیل که به آن خواسته نیاز نداریم، بلکه چون باور نداریم که آن شخص توان برآورده کردنش را داشته باشد.
گاهی حتی پیش از آنکه درخواست کنیم، در ذهن خودمان پاسخ منفی را گرفتهایم.
اما خواستههای بزرگتر را نزد کسانی مطرح میکنیم که به توانایی، امکانات و نفوذ آنها ایمان داریم.
هرچه ایمان ما به تواناییِ یک فرد بیشتر باشد، درخواستهای بزرگتری را با او در میان میگذاریم.
رابطهٔ انسان با خدا نیز از همین قاعده پیروی میکند.
بسیاری از محدودیتهای ما از ناحیهٔ قدرت خدا نیست؛ از ناحیهٔ تصوری است که از قدرت خدا داریم.
بسیاری از ما بارهای کوچک را به خدا میسپاریم، اما وقتی با آرزوهای بزرگ، مسئولیتهای سنگین، مشکلات پیچیده یا اهداف دوردست روبهرو میشویم، گمان میکنیم این بارها دیگر بیش از حد بزرگ هستند.
اما این بزرگی در نگاه ماست، نه در توانایی خدا.
برای خدایی که کشتی را بر آب روان میکند، سنگینیِ بارِ تو چه معنایی دارد؟
برای خدایی که آسمانها و زمین را اداره میکند، کدام مشکل تو بیش از اندازه بزرگ است؟
شاید وقت آن رسیده باشد که علاوه بر سپردن بارهای کوچک زندگی، بارهای بزرگتر را نیز به خدا بسپاری.
شاید مشکل بزرگیِ بارهای ما نباشد؛ شاید مشکل کوچکیِ تصوری باشد که از خدای خود ساختهایم.
مطالب مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.