جستجو برای:

بدترین و بهترین لباس برای ما

بدترین و بهترین لباس برای ما

ألّذینَ آمَنوا وَ لَمْ یَلبِسوا إیمانَهُم بِظُلْمٍ أولٰئِکَ لَهُم الأمنُ وَ هُم مُهْتَدون (انعـام 82)

آنان‌که ایمان آوردند وایمانِ خودشان را با لباسِ ستم نپوشاندند؛ آنها هستند که آرامش برای آنهاست و آنان هدایت پذیرفتگان هستند

قبل از پرداختن به بدترین و بهترین لباس برای ما از نگاهِ قرآن، برای درکِ بهتر معنای این آیه لازم است معنای چند کلمه از این آیه را در ابتدای این مقاله بدانیم.

معنای دو واژهٔ «امن» و «ایمان»

از ریشهٔ “أ‌م‌ن” به‌معنای «آرامش و برطرف شدن اضطراب و آشفتگی» است و بر همین اساس؛‌ واژهٔ ایمان هم به معنای به آرامش رسیدن و رهایی از ناآرامی و آشفتگی درونی است. (التحقیق؛ ج۱؛ ص۱۶۵)

معنای «ظلم»

به معنای «هدر دادن حق و ادا ننمودنِ آنچه که حق است» می‌باشد. (التحقیق؛ ج۷؛ ص ۲۰۵)

این آیه یک «قانون اساسی» را از طرف خداوند برای ما آشکار می‌کند:

آن کسانی که به وسیلهٔ تقویتِ باورهای توحیدیِ خود، به آرامش رسیدند (ایمان) و این آرامش را با هدر دادن حق (ظلم) نپوشاندند؛ اینان هستند که آرامش برای آنهاست و هدایت شدگان هستند.

در ادامهٔ مقاله؛ به برخی از درسهای بزرگِ این آیه می‌پردازم.

یکی از تأکیدهای دائمیِ خدا در قرآن «تقویتِ ایمان» است. خدا همیشه از انسان دعوت می‌کند تا مهمترین اولویتِ خود را در تمامِ زندگی؛ تقویتِ باورهای توحیدی قرار دهد. از نگاهِ قرآن، هدفِ اصلیِ انسان باید این باشد که هر روز، خدایی که نزدیک‌تر و مهربان‌تر و قوی‌تر و داناتر را به وسیلهٔ «نشانه‌هایی که در دنیا می‌بیند» بشناسد و بیشتر به او تکیه کند و هر روز، خودش را در برابرِ خدا نیازمندتر بداند و با متصل شدن به این خدا، خودش را از غیرِ خـدا بی‌نیازتر ببیند.

وقتی که خدا را هر روز، بزرگتر بشناسیم و به جایگاهِ واقعیِ خودمان به‌عنوانِ جانشینِ او در زمین پی ببریم؛ نگاهمان نسبت به آفرینندهٔ هستی تغییری اساسی خواهد کرد.

اگر ما از اعماقِ قلب، خدایی را باور کنیم که قدرتی بی‌نهایت و داناییِ نامحدود و محبتی بی‌پایان دارد و ما را به عنوانِ جانشینانِ خودش روی زمین انتخاب کرده تا در زندگیِ خودمان هرچه که می‌خواهیم را خلق کنیم؛

آن‌وقت است که خدا را به عنوانِ پشتیبان و حامی (اسپانسر) خودمان می‌بینیم و برای آرزوهای خودمان محدویتی نخواهیم گذاشت.

وقتی که «خواسته‌ای» در درونِ ما شعله‌ور می‌شود؛ به معنای این است که «ما می‌توانیم به آن خواسته برسیم» و حضرتِ حق، این توانایی را درونِ ما به عنوانِ جانشینِ خودش قرار داده است. در حقیقت، آرزوهایی که داریم؛ ابزاری هستند که از طرفِ خدا درونِ ما قرار داده شده است؛ تا برای به دست آوردنِ آنها تلاش کنیم و در این مسیر، شخصیتی بهتر از خودمان بسازیم و دنیا را نیز به کیفیتی بهتر ارتقاء دهیم.

همهٔ انسانها رؤیاها و آرزوهایی دارند که برای رسیدن به آنها مشکلاتی بر سرِ راهِ خودشان می‌بینند. در قدمِ اول وقتی که می‌خواهند خود را بر قلهٔ رسیدن به آن خواسته تجسم کنند، آن مشکلات، از درونشان فریاد می‌زنند که: «با وجودِ این محدودیت‌ها محال است بتوانی به آرزویت برسی» و حتی در دنیای ذهنی هم آنها را از قلهٔ کامیابی پایین می‌کشند.

از میان مردم، خیلی‌ها خودشان را در برابرِ این مقاومتهای درونی، تنها و ناتوان می‌بینند و هر وقت که تلاش می‌کنند تا انگیزه و امیدِ خود را برای تحققِ آرزویشان تقویت کنند، این فریادهای ذهنی آنها را آزار می‌دهد و کم‌کم چنان عرصه را به آنان تنگ می‌کند که رؤیاهایشان را فراموش می‌کنند؛ تا از درون رنج نکشند.

این روشِ فکری به‌معنای نادیده گرفتنِ تواناییِ خدا و تسلیم شدن در برابرِ قدرتی به‌جز خداست؛ و به راستی اگر این‌گونه فکر و رفتار کنیم، بزرگترین ستم را نسبت به خودمان روا داشته‌ایم.

اما درونِ انسانِ مؤمن به خدا (مؤمن به توانایی که خدا در وجودش نهاده) با کسی که چنین باوری ندارد، متفاوت است.

انسانِ مؤمن -که همواره بر تقویتِ توحیدش تمرکز دارد- این مشکلات را در برابرِ قدرت و داناییِ خدا ناچیز می‌بیند و تلاش می‌کند تا به کمکِ بزرگتر کردنِ خدایی که به او ایمان دارد، آرامشِ درونیِ خودش را به دست آورد

و با به یاد آوردنِ لطف‌ها و نعمت‌هایی که قبلاً خدا به او داده؛ همیشه به خوش یادآوری می‌کند که:

برای خدا کار، نشد ندارد؛

با خدا هیچ چیزی محال نیست؛

من خدا را دارم و او مرا به بهترین مسیر هدایت می‌کند؛

من به کمکِ ارباب تمام هستی از پسِ این هم بر می‌آیم

و به راستی به گواهیِ تاریخ؛ این افراد هستند که هدایتهای عالیِ خدا، آنها را به راه‌هایی مناسب و میان‌بر راهنمایی می‌کند و جایی که راهی نیست؛ همیشه خداوند برای آنها راهی می‌گشاید و آنها را به آن قله‌ای که در ابتدا درون ذهنشان توانسته‌اند فتح کنند، می‌رساند.

ایمان، یک پدیدهٔ درونی است و اگر ما بتوانیم به وسیلهٔ کنترلِ ذهن (تقوا) آن‌را حفظ و تقویت کنیم و فریادها و وسوسه‌های شیطانِ درون‌مان را آرام کنیم، آن‌وقت است که قلبِ ما برای دریافتِ هدایت‌های بی‌نظیرِ خدا آماده است و وقتی به هدایت‌های الهی عمل کنیم، به آسانی بر قله‌های واقعیِ کامیابی و خوشبختی گام گذاشته‌ایم.

بهترین لباس برای ایمان، «تقوا» (کنترل ذهن بر محور توحید) و بدترین لباس برای ایمان، «ظلم» است:

یا بَنی‌آدَمَ قَد أنزَلنا عَلَیکُم لُباساً یُواری سَوآتِکُم وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقویٰ ذٰلِکَ خَیـرٌ ذٰلِکَ مِن آیاتِ اللهِ لَعَلَّهُم یَتَذَکَّرون (اعراف ۲۶)

ای فرزندان آدم؛ به حقیقت ما بر شما لباسی فرو فرستادیم تا زشتی‌های شما را بپوشاند و مایهٔ زیبایی باشد؛ و لباسِ تقوا؛ آن بهترین است. آن از نشانه‌های خداست، تا آن را یادآوری کنند.

برای درکِ بهترِ این موضوع، این مقاله را مطالعه کنید:

1 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام
    اول صب و اولين روز هفته با خوندن اين متن بسيار عالي و ارامش بخش ،حالم خيلي خوب شد
    چقدر جملاتتون و استفاده از كلمات براي درك اين ايه خوب بود و چه زيبا تفسير كرديد و اين نوع نگاه به اين ايه ،به ادم اميد ميده و از طرفي باعث تقويت ايمان و نحوه انجام اين عمل ميشه
    اينكه براي اثبات ايمانت فقط بايد تقوي داشته باشي و هرلحظه اجازه ندي لباس ستم يا همون گرد شرك و ناميدي روي اين ايمانت رو بپوشونه
    مچكرم و لذت بردم
    موفق باشيد

    آیا مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید