مفهوم هدایت در قرآن بخش اول
مفهوم هدایت در قرآن بخش اول

در این سلسله مطالب، به یاری خدا موضوع بسیار مهم «بررسی مفهوم هدایت خداوند در قرآن» را آغاز میکنیم و از خدای مهربان میخواهم که خودش همه ما را به راه درست و حقیقت هدایت نماید. مفهوم هدایت در قرآن بخش اول
چنانچه پیش از انجام تمرینِپیشنهادی برای شناخت خودتان اقدام به مطالعهٔ این مقاله میکنید؛ پیشنهاد میکنم از طریق این لینک؛ تمرینی را که به عنوان مقدمهای برای درک مفهوم هدایت خدا در سایت قرار دارد، انجام دهید.
قبل از اینکه به بررسی و تفکر در آیههای مرتبط به این مفهوم بپردازم، لازم است که در ابتدا یک بررسی ریشهای در مورد کلمه «هدایت» ارائه کنم تا در خصوص معنای کلی این واژه به درکِ مشترکی برسیم.
اولین و پُر تکرارترین معنایی که برای کلمه هدایت شنیدهایم، واژه «راهنمایی» است ولی با یک مطالعهٔ دقیق در کتابهای تخصصی و مرجع در زبان عربی متوجه خواهید شد که تفاوتهایی ظریف ولی بسیار مهم بینِ معنای «هدایت» و کلمه «راهنمایی» وجود دارد که در اینجا لازم است به آن بپردازم.
معنای لغوی «هدایت»
همانطور که میدانید بیشترِ کلمهها در زبان عربی یک ریشه سه حرفی دارد و ریشه کلمه هدایت هم سه حرف «ه د ی» است.
در دایرةالمعارفهای عربی و همچنین در اشارههای قرآن، متضادِ واژهٔ هدایت، کلمه «ضلالت» و گمراهی یا «راه را گم کردن» و «به بیراهه افتادن» ذکر شده.
معنی اصطلاحی واژه هدایت در زبان عربی به معنای «راهنمایی کردن به سوی خواسته به نرمی و لطف» است.
برای درکِ بهتر از این مفهوم، به چند مثال در مورد استفاده از مشتقات واژهٔ هدایت توجه نمایید:
۱- جملهٔ : (هَدَیْـتُهُ الطّـریقَ) در حقیقت به این معناست که «من در جلوی او راه افتادم و او را به آن راه رساندم»
۲- کلمه «هادیة» در زبان عربی یک نام دیگر برای «عصا» بوده و به این دلیل استفاده میشود که شما عصا رو دستتان میگیرید و همراه با خودتان به جایی میبرید.
۳- یک مثال دیگر از ریشه این کلمه: وقتی در زبان عربی این جمله بیان میشودکه: (جاءَ عَلِیٌ یُهادي بَینَ إثنَین) به این معنی است که «علی آمد در حالی که بین دو نفر راه میرفت و به آنان تکیه داده بود و آن دو نفر او را همراه خود آوردند»
۴- کلمه «هدیه» هم از همین ریشه است و معنای این کلمه در عربی عبارت است از «آنچه که برای ابراز لطف، به همراه برده میشود»
بعد از این بررسی در ریشه کلمه هدایت، تفاوتِ معنای هدایت و کلمهٔ فارسی راهنمایی کاملاً مشخص میگردد.
به عبارت دیگر «راهنمایی خواستن» به این معناست که فردی از یک فردِ دانا و توانا برای راهنمایی، یک سؤال میکند، مثلاً آدرس یک مکان را میپرسد و آن شخص، برای درخواست کننده توضیح میدهد و راهِ مناسب برای رسیدن به آن مکان را معرفی میکند.
این معنای «راهنمایی» است.
ولی در همین مثال وقتی از کسی همین آدرس رو بپرسیم و او به جای این توضیحات، به ما بگوید:
همراهم بیا تا شما را ه مقصد برسانم، و بعد جلوی ما راه بیفتد و ما هم دنبالش برویم تا به آن آدرس برسیم،
در حقیقت این فرد، ما را «هدایت» نموده است.
به عبارت دیگر (هدایت) یعنی «رساندن به مقصد»
در این مثال، احوالِ ما به عنوانِ رانندهٔ خودرویی که راهنمایی خواسته، چه تفاوتی با هم خواهد داشت؟
در جایی که شخص اول ما را (راهنمایی) میکند، پس از آنکه راهنمایی رو دریافت میکنیم و راه میافتیم، دیگر تمام حواسمان را جمع میکنیم که آدرسی را که گرفتهایم رد نکنیم و یا به سمت اشتباهی منحرف نشویم.
اگر صدای ضبط خودروی ما بلند است، برای اینکه حواسمون پرت نشود و آدرس را گم نکنیم، آن رو کم میکنیم، به بقیهٔ همراهان خودمان در خودرو هم میگوییم که ساکت باشند و سروصدا نکنند، به هیچ چیز دیگری توجه نمیکنیم؛ حتی اگه خیلی هم جالب و زیبا باشد، مبادا که اشتباه برویم یا راهنمایی را که گرفتیم از یادمان برود.
ولی در مثالی که شخص دوم جلوی ما راه افتاده و ما را «هدایت» میکند، خیالمان راحت است، از منظرهها و زیباییهای جاده و خیابان لذت میبریم، کاری به صدای ضبط ماشینمان نداریم و حتی از صدای موزیکِ آن لذت هم میبریم و با همراهانمان هم در داخل ماشین به راحتی حرف میزنیم و میخندیم و خوش میگذرانیم.
خلاصه در این وقتها خیالمان راحت است؛ که آدرس رو گم نمیکنیم و فقط کافیست دنبالِ آن شخصِ «هدایتگر» حرکت کنیم تا برسیم.
در حالت دوم، مسیر برای ما خیلی «راحتتر» و «لذتبخشتر» خواهد بود.
با توضیحاتی که در این بخش خواندید، به نظر شما درکِ مفهومِ «هدایت» خداوند و ایمان داشتن به این هدایت، آن هم در هر لحظه از زندگیمان چقدر میتواند رفتار ما را تغییر بدهد؟
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.