مفهوم هدایت در قرآن بخش دوم
مفهوم هدایت در قرآن بخش دوم

این قسمت، دومین بخش از سلسله موضوعات «مفهوم هدایت در قرآن» است؛ پس اگر به این موضوع علاقمند هستید میتوانید بخش اول این مطلب را از این لینک مشاهده و مطالعه نمایید.
همان طور که در بخش اول به آن اشاره شد، این موضوع (بررسی مفهوم هدایت خداوند در قرآن) یکی از مهمترین و محوریترین مفاهیم مطرح شده از سوی خداوند است؛ که درکِ صحیحِ آن، نگاه ما را بر اساس کلام خدا طوری مرتب مینماید که باعث تغییراتِ عالی و مثبتِ زیادی در زندگیمان خواهد شد.
با توضیحاتی که در بخش اول ارائه شد، معنای ظریف و دقیق واژه «هدایت» را در اصطلاح زبان عربی بیان کردیم و در این بخش، برای فهمیدنِ منظورِ خدا از به کار بردنِ این واژه، تعدادی از آیاتی را که در آن از ریشه (هدی) استفاده شده مورد بررسی میکنیم.
اولین آیهای که در قرآن به آن میپردازیم، در اولین سوره قرآن یعنی سوره حمد، آیه ۶ قرار گرفته که آیهٔ بعدی آن هم کاملا به این موضوع مرتبط است:
«إهدنا الصراط المستقیم؛ صراط الذین أنعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین»
تقریباً همه ما معنای این دو آیه را شنیدهایم:
ما را به راه راست هدایت کن. راه کسانی که به آنها نعمت دادی، نه آنهایی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.
در اینجا قصد ندارم تا به معنای دقیق تمام آیه بپردازم، ولی برای درکِ موضوعی که در حالِ بررسیِ آن هستیم (مفهوم هدایت در قرآن) لازم است که معنای درست واژه «صراط» و «مستقیم» بدانیم.
دلیلِ اهمیتِ این دو واژه این است که در قرآن ۱۷ مرتبه به همراه مشتقات واژه «هدایت» این دو کلمه یعنی (صراط) و (مستقیم) آمده و ۱۶ مرتبه هم بدون مشتقات «هدایت» در قرآن تکرار شدهاند و این مسأله نشاندهندهٔ اهمیت این واژهٔ ترکیبی (صراط+مستقیم) از نگاهِ خداوند است.
بررسی معجمها و دایرةالمعارفهای عربی در مورد معنای واژه «صراط» چند نکته مهم و اساسی را نشان میدهد:
«صراط» به راهی گفته میشود که شرایطِ زیر را دارد:
اولاً (روشن و شناخته شده) باشد،
ثانیاً یک راهِ (آسان و با سهولت) باشد،
و ثالثاً آنقدر (صاف و بدونِ کجی) باشد که کسانی که در آن راه حرکت میکنند، از نظرها ناپدید میشوند، مانند اینکه آن راه، آنان را میبلعد و هیچ پیچ و خمی در آن نیست.
معنای واژه «مستقیم» هم در معنای ریشهایِ خود، اسمِ فاعل و به معنای کسی یا چیزی است که همواره به دنبالِ ایستادگی، استقامت و مداومت در عملکرد و کردار است.
و همه میدانیم که راه مستقیم، «کوتاهترین راه رسیدن به مقصد» است.
با این توضیح، معنای کلی آیات ۶و۷ سورهٔ حمد (کمی با اغماض) این است:
«ما را به راهِ صافِ همواره پایدار هدایت کن. راهِ کسانی که به آنان نعمت دادی و نه کسانی که بر آنان خشم گرفتی و نه گمشدگان»
برای درکِ بهتر از معنای این عبارت به این دو سؤال فکر کنید:
۱- چرا خدا به ما آموزش داده و از زبانِ ما در این آیات سخن گفته تا اولین چیزی که از او بخواهیم «هدایت شدن به راهی سرراست و پایدار» باشد؟
چرا حتماً باید هدایت به صراط مستقیم را از خدا بخواهیم؟ (آیه۶)
۲- و سؤالِ مهمتر اینکه چرا خدا به ما تعلیم داده تا دقیقاً واضح کنیم که منظورمان از «صراط مستقیم» کدام راه است؟(آیه۷)
مگر خدا صراط مستقیم را نمیشناسد که به ما یاد داده تا بگوییم «منظور ما آن صراط مستقیمی است که آنهیی که در آن راه هستند، خدا به آنها نعمت داده است»؟
برای فهمیدنِ پاسخِ این دو سؤال مهم فقط از کلام خداوند استفاده میکنیم.
چرا خداوند در اولین سورهٔ قرآن به ما تعلیم میدهد که به عنوان اولین درخواست، باید از او «هدایت به صراط مستقیم» را بخواهیم؟
بررسی معناییِ آیاتی که در آن واژهٔ هدایت و مشتقات آن بکار رفته یک نکتهٔ محوری را آشکار میکند:
خداوند در چند آیهٔ قرآن با صراحتِ تمام، موضوعِ «هدایتِ تمامِ ذراتِ جهان» را در هرلحظه و در هرجایی و در هر حالتی برای خودش یک «وظیفه» اعلام کرده است و از نگاهِ خدا این وظیفهای است که مطلقاً هیچ کسی به جز خداوند، توانایی انجامِ آن را ندارد.
به طور مختصر و مفید میتوان گفت که از دیدِ خدا:
هدایت، «انحصاراً» وظیفه و کار خداوند است و هیچ کسی، حتی پیامبران هم قادر به هدایت کردن دیگران نیستند.
در اینجا تعدادی از آیاتی را که در آنها به این حقیقت اشاره شده را مرور میکنم:
۱- سوره قصص آیه ۵۶
إنَّکَ لا تَهدي مَن أحبَبْتَ وَلٰکِن اللّهَ یَهدي مَن یَشاءُ وَهُوَ أعلَمُ بِالمُهتَدین
خدا در این آیه به پیامبر میگوید:
بیتردید تو هر کس را دوست داری هدایت نمیکنی، ولی الله هر کس را بخواهد هدایت میکند، و او به هدایت شدگان آگاهتر است.
با صراحت، خدا به پیامبر میگوید؛روالِ کار اینطور نیست که هرکسی را که دوست داری هدایت کنی، هدایت، کارِ خداست.
به عبارت دیگر در این آیه خدا به پیامبرش گفته است: خودت را برای هدایت کسانی که دوست داری خسته نکن
چون اصلاً نمیتوانی و در توانِ تو نیست که هدایتشان کنی، بلکه «هدایت، کار خداست».
۲- سوره طه آیه ۵۰
قالَ رَبُّنا الّذي أعطیٰ کُلَّ شَیءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدیٰ
خدا در این آیه به مکالمه موسی و هارون با فرعون اشاره دارد و موسی در پاسخ به سوال فرعون که میپرسد ارباب شما کیست؟ اینطور جواب میدهد که:
ارباب ما آن است که آفرینش هر چیزی را به او بخشید، سپس هدایت کرد.
یعنی خداست که در ابتدا همه چیز را خلق کرد و بعد از آن هدایت نمود.
۳- سوره لیل آیه ۱۲:
« إنَّ عَلَیـنا لَلْهُـدیٰ »
در این آیه خداوند با بالاترین تأکیداتی که ممکن است در یک جمله به این کوتاهی به کار برده شود، به صراحت اعلام نموده که:
حتماً تمامِ هدایت، انحصاراً وظیفه ما است
در این جملهٔ بسیار کوتاه، خداوند هر تأکیدی که در زبانِ عربی امکان داشته را به کار برده و گفته «هر هدایتی که در تمام کائنات وجود دارد وظیفه ما است».
به این معنا که:
از هدایتِ بزرگترین کهکشانها و سحابیها با گستردگیِ چند میلیارد سال نوری، تا هدایت کوچکترین ذراتِ اتمها در هر سلول، یا هدایتِ هر موجودی «منحصراً» وظیفه ما و برعهده ما است.
مطالعهٔ این آیهها حقایقِ عظیمی را برای ما آشکار میکند.
مخصوصاً آیه ۱۲ سوره لیل (آخرین آیه) که خداوند، با بیانِ صریحِ خود در مورد این حقیقت؛ جای هیچ شکی را باقی نمیگذارد.
با درکِ این حقیقت، متوجه میشویم که خدا به چه دلیل در سوره حمد به ما یاد میدهد که اولین خواستهٔ ما از خدا باید این باشد که ما رو به راه مستقیم «هدایت» کند.
و همانطور که در بالا توضیح داده شد «صراط المستقیم» یعنی راهي کاملاً واضح و روشن و بسیار آسان که پایدار هم هست، یعنی «کوتاهترین»، «آسانترین» و «واضحترین» راه برای رسیدن به مقصد.
شما هم دریافتهای خودتان را در مورد موضوع هدایت بنویسید و به من و بقیه اعضای سایت کمک کنید تا به درک عمیقتری نسبت به این موضوع مهم برسیم.
اگر قسمت اول از این مقاله را نخواندهاید، از طریق این لینک به صفحه مربوط به آن بروید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.