مفهوم هدایت در قرآن بخش سوم
مفهوم هدایت در قرآن بخش سوم

اگر به مطالعهٔ قسمتهای قبلی این مقاله علاقمند هستید، از طریق این لینک به بخش اول و در اینجا به بخش دوم این مطلب بروید.
امیدوارم که مطالبِ نوشته شده در بخشهای قبل را با دقت خوانده باشید و در مورد آنها خوب فکر کرده باشید.
در این سلسله مقاله، در حال بررسی و تفکر، پیرامونِ مفهوم «هدایت در قرآن کریم» هستیم. مفهوم هدایت در قرآن بخش سوم
در بخشهای گذشته در مورد مفهوم لغوی و اصطلاحی واژه هدایت توضیحاتی ارائه شد و بعد از آن به بررسیِ اولین کاربرد از ریشهٔ «هدایت» در قرآن، یعنی آیات ششم و هفتم سوره حمد پرداختیم. در طی این بررسی، مشخص گردید که خداوند به ما تعلیم میدهد؛ اولین چیزی را که باید از او بخواهیم «هدایت به صراط مستقیم» است.
برای درکِ علتِ این مفهوم که چرا خداوند بهعنوانِ اولین درخواست، به ما میآموزد که باید «هدایت به صراط مستقیم» را بخواهیم ؛ با استناد به سه آیهٔ قرآن به این نتیجه رسیدیم که:
خداوند؛ در مورد موضوعِ هدایت، حتی به پیامبر هم تذکر داده است که قدرتی برای هدایتِ هرکس که دوست داشته باشد ندارد و «هدایت، انحصاراً برعهده خدا و وظیفه خداست و هیچکس قادر به هدایت دیگران نیست».
در ادامهٔ این مقاله قصد دارم در خصوصِ این موضوع، به نکتهٔ دیگری اشاره نمایم :
چرا خداوند، بعد از اینکه به ما آموخته است که باید هدایت به صراطِ مستقیم را از او بخواهیم، به ما یاد میدهد که برای خدا مشخص نماییم که منظورِ ما، کدام صراطِ مستقیم است؟
مگر خدا نمیداند که کدام صراط، مستقیم محسوب میشود؟
وقتی از خدا هدایت میخواهیم؛ آمگر خدا همیشه به راه خوبی و خیر هدایت نمیکند؟»
برای درکِ دلیلِ این موضوع، لازم است چند آیه از قرآن را مرور نماییم. اولین بخش از این آیات، مربوط به سوره إسراء از آیه ۱۸ تا ۲۰ است:
مَن کانَ یُریدُ العاجِلَةَ عَجَّلنا لَهُ فیها ما نَشاءُ لِمَن نُریدُ ثُمَّ جَعَلنا لَهُ جَهنّمَ یَصلاها مَذموماً مَدحوراً (۱۸)
وَ مَن أرادَ الآخرةَ وَ سَعیٰ لَها سَعیَها وَ هُوَ مُؤمنٌ فَأولٰئِکَ سَعیُهُم مَشکوراً (۱۹)
کُلّاً نُمِدُّ هٰؤلاءِ وَ هٰؤلاءِ مِن عَطاءِ رَبِّک وَ ما کانَ عَطاءُ رَبّکَ مَحظوراً (۲۰)
ترجمهٔ کلی این آیهها این است:
هر کس که به هرقیمتی که شده دنیا را بخواهد، برای او – بر اساس قوانینی که تعیین کردهایم و به هر کس که بخواهیم- دنیا را به سرعت خواهیم داد، سپس جهنم را برای او قرار خواهیم داد که نکوهیدۀ مردود در آن درآید.(۱۸)
و کسیکه آخرت را بخواهد، و برای آن سعی و تلاش خود را بکند، در حالیکه مؤمن باشد، پس تلاش آنان پاداش داده خواهد شد.(۱۹)
ما هر یک از اینان و آنان را از عطای پروردگارت کمک میدهیم، و عطای پروردگارت هرگز از کسی باز داشته شده نیست (۲۰)
خداوند در این آیات، با صراحت اعلام نموده است که:
ما (تمامِ اجزای کاپنات که تحتِ فرماندهیِ خدا هستیم) به همه کمک میکنیم و همهٔ انسانها به کمک و هدایت خدا دسترسی دارند،
حتی اگر با تمام تمرکز و تلاشِ خودشان به دنبال رسیدن به دنیا باشند و اصلاً برای آخرت تدارکی نبینند و بخواهند به هر قیمتی فقط دنیای خود را تأمین کنند؛ باز هم خداوند به آنان براساسِ درخواست و تمرکز خودشان کمک مینماید، ولی آنها در زندگی جاودانِ بعد از این دنیا دستشان خالی است و خوار و سرزنش شده خواهند بود.
آیه بعدی در سوره انسان آیه ۳ قرار دارد:
إنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ إمّا شاکِراً وَ إمّا کَفوراً
ترجمه اجمالی :
ما انسان را هدایت کردیم، چه شکرگزار باشد و چه ناسپاس
در این آیه هم می بینیم که خداوند، این حقیقت را عنوان کرده است که انسان، چه شکرگزار باشد و چه ناسپاس؛ خداوند، او را هدایت کرده است.
آیه دیگر سوره بلد آیه ۱۰ :
وَ هَدَیناهُ النَّجدَین
یعنی:
و ما انسان را به راه خوبی و راه بدی هدایت کردیم
کم نیستند از این دست آیهها که هدایت به سوی بدیها را هم به دستگاه خداوند نسبت میدهند و اعلام میکنند که آن وجودی که انسان را در همهٔ راهها -چه خیر و چه شر- هدایت و راهنمایی و کمک میکند خداوند است.
اما از سوی دیگر آیات دیگری هم در قرآن آمده که هدایت به سمت بدی را توسطِ معبودانی اعلام میکنند که غیر از خدا هستند و لازم است؛ بعضی از این آیهها را هم ببینیم و بعد؛ دلیلِ این تفاوت را از بیان خدا دریابیم.
معروفترینِ این آیهها، آیاتِ پایانی آیةالکرسی در سورهٔ بقره (آیه ۲۵۷) است:
اللّه وَلیُّ الّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِن الظّلمات إلی النّور
وَالّذینَ کَفَروا أولیائُهُم الطاغوت یُخرِجونَهُم مِن النور إلی الظُلُمات…
ترجمه:
الله حمایت کنندهٔ کسانی است که ایمان آوردهاند، آنها را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد. و کسانیکه کافر شدند دوستان و سرپرستانِ آنها طاغوت هستند که آنان را از نور، به سوی تاریکیها بیرون میبرند…
در این آیه ، هدایتِ همیشگی و مستمرِ مؤمنین از ظلمات به سوی نور، کارِ خدا اعلام شده و خارج کردنِ کافرین از نور و بردنِ آنها به سمتِ ظلمت؛ کارِ طاغوت (خدایانی که به جز الله مورد عبادت قرار میگیرند) است.
علتِ این دوگانگی در آیات قرآن چیست؟
با بررسی که در آیاتِ مختلف در قرآن داشتهام، این دوگانگی را اینگونه میتوان توضیح داد :
۱- همه چیز در تمامِ هستی آفریدهٔ خدا و متعلق به خداست و همه چیز در این عالَم مشغول به انجام وظیفهای است که از جانب خدا برعهده او گذاشته شده ؛ و قدرتهای دروغینی هم که مردم آنها را بهجای خداوند عبادت می کنند، از این قاعده خارج نیستند. آنها هم مخلوقاتِ خدا هستند و مالکِ اصلیِ آن قدرتها هم خداست.
به عبارت دیگر، همهٔ کائنات ؛ در زمینِ خدا و با قوانینی که خدا تعیین کرده بازی میکنند؛ حتی قدرتهایی که مردم بهجای خدا به آنها قدرت میبخشند و عبادتشان میکنند.
۲- در روی کره زمین، تنها موجودی که این اختیار را دارد تا بندهٔ خدا باشد یا بندهٔ غیرِ خدا، فقط انسان است.
البته که این اختیار هم از طرف خدا به انسان داده شده است و به عبارتی انسان هم بر اساسِ قواعدِ تعیین شده از جانب خداوند، در این دنیا زندگی میکند.
۳- با این حساب، انسان با اختیاری که از طرفِ خدا دریافت نموده، میتواند راههای مختلفی را در زندگی خودش انتخاب نماید و انسان، اگر بخواهد تا راهِ غیر خدا را انتخاب کند، بر اساسِ آزادیِ عمل و اختیاری که خدا در دنیا به انسان داده قدرتِ این انتخاب را دارد.
پس از دیدگاهی وسیعتر و نگاهی کلیتر، این خداست که با خلق این اسباب و علل (مثل اعطای اختیار به انسان که بتواند به سمتِ خدا برود یا به سمت غیرِخدا حرکت کند) و قراردادنِ قوانین، هر لحظه هر کدام از انسانها را به سمتی هدایت میکند که خودِ آن انسان انتخاب کرده است.
حال اگر انتخاب انسان، راهِ خدا باشد (ایمان)، خدا انسان را همواره از تاریکی بیرون میآورد و به سوی نور میبرد.
همچنین اگر انسان، غیرِ خدا را انتخاب کند (کفر)، آن معبودی که انسان او را غیر از خدا انتخاب کرده، انسان را به بیراهه هدایت میکند که تعبیر خدا از این موضوع؛ اینست که «طاغوت، هر لحظه کافرین را از نور خارج میکنند و به تاریکی میبرند».
برای فهمِ بهترِ این موضوع، آیه ۱۷ سورهٔ فصلت را ببینید:
وَ أمّا ثَمود فَهَدَیناهُم ، فَاستَحَبّوا العَمیٰ عَلَی الهُدیٰ ، فَأخَذناهُم صاعِقَةُ العَذابِ الهَوْنِ بِما کانوا یَکسِبون
ترجمه:
و اما قوم ثمود را ما هدایت کردیم؛ پس آنها کوری بر هدایت را ترجیح دادند؛ پس ما آنها را دچار صاعقهٔ عذابِ خوار کننده کردیم
به خاطر آنچه که همواره درحال جذبِ آن بودند
خداوند در این آیه اشاره نموده است که ما بهوسیلهٔ فرستادن صالحِ پیامبر، قوم ثمود را به راهِ توحید و خیر هدایت کردیم
ولی آنها کوری و نادیده گرفتنِ هدایتِ الهی را انتخاب کردند و با کفر و شرک و کارهای ناشایست به زندگی ادامه دادند و بهخاطرِ انتخاب خودشان صاعقه آنها را گرفت و همگی دچارِ عذاب شدند.
با این توضیحات، حالا دیگر متوجه میشویم که دلیلِ آمدنِ عبارتِ «صِراطَ الَّذینَ أنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المَغضوبِعَلَیهِم وَلا الضّالّین» چیست.
از دیدگاهِ ما، ممکن است که راهی غیر از راه خدا محبوب و مطلوب باشد (که اگر اینطور باشد، خدا با اسباب و علل خودش ما را به سمتِ تاریکی هدایت میکند) و به همین دلیل، به ما در سوره حمد آموخته که برای خدا (یا برای خودمان) توضیح بدهیم که منظور ما از «صراط المستقیم» دقیقا چه راهی است؟
تا برای خودمان مشخص باشد که هدفِ ما کدام سَمت است و به میخواهیم به کدام هدف برسیم.
آیا میخواهیم در راه کسانی حرکت کنیم که خدا به آنها نعمت داده؟
یا راهِ کسانی را میخواهیم انتخاب کنیم که مورد غضب خدا هستند؟
و یا میخواهیم خدا ما را به راهی هدایت کند که کسانی که به آن راه رفتند؛ در حقیقت به بیراهه افتادند؟
بسیار علاقمندم و اشتیاق دارم که شما با دقت این مطالب را مطالعه کنید، و بعد اگر نکتهٔ ابهام یا موضوعی به ذهن شما خوانندهٔ محترم رسید، آن را در بخش کامنتهای این بخش از مقاله در میان بگذارید.
برای مطالعهٔ ادامه این مقاله در بخش چهارم این لینک را دنبال نمایید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.