چرا خدا به وعده خود عمل نکرد؟
چرا خدا به وعده خود عمل نکرد؟

سؤالی پر تکرار
تا به حال برایت پیش آمده که با تمام وجود از خدا چیزی بخواهی، اما به آن نرسی؟
شاید مدتی طولانی دعا کرده باشی.
شاید به خدا توکل کرده باشی.
شاید بارها آیات و دعاهای مربوط به اجابت دعا را خوانده باشی.
اما در نهایت، نتیجه چیزی نشده که انتظارش را داشتی.
در چنین لحظههایی، این سؤال در ذهن انسان شکل میگیرد:
«اگر خدا وعده اجابت داده، پس چرا اتفاقی نیفتاد؟»
یا حتی تلختر از آن:
«پس این همه وعدهای که در قرآن آمده چه شد؟»
این سؤال تازهای نیست.
قرآن خود نمونهای را نقل میکند که در نگاه اول، دقیقاً همین پرسش را ایجاد میکند.
ماجرای جنگ اُحد.
آیا خدا به مؤمنان وعده پیروزی داده بود؟
اگر ۱۵۴ به بعد از سورهٔ آلعمران را بخوانیم، پاسخ روشن است: بله.
خداوند به مؤمنان وعده یاری داده بود.
اما اتفاقی که در جنگ اُحد رخ داد، ظاهراً چیز دیگری را نشان میدهد.
مسلمانان شکست خوردند.
عدهای کشته شدند.
بسیاری از آنان از میدان گریختند.
در نگاه اول، همه چیز شبیه یک نتیجهگیری ساده است:
خدا وعده داده بود؛ اما وعدهٔ خودش را محقق نکرد.
اما آیا خود قرآن هم همین را میگوید؟
برای پاسخ، باید به آیه ۱۵۲ نگاه کنیم.
قرآن چه میگوید؟
خداوند پس از بیان حوادث اُحد، جملهای عجیب میفرماید:
«وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ»
«و خداوند وعده خود را به شما راست گردانید.»
دقت کنید.
خداوند نمیگوید:
«قرار بود وعدهام را عملی کنم.»
بلکه میگوید:
«من وعدهام را تحقق بخشیدم.»
اینجا باید از خود بپرسیم:
اگر خدا وعدهاش را تحقق بخشیده بود، پس آن شکست چه بود؟
راز ماجرا در ادامه آیه است
خداوند در ادامهٔ آیه ۱۵۲ بلافاصله توضیح میدهد:
«تا زمانی که به اذن او بر آن مشرکان غلبه مییافتید…»
یعنی پیروزی آغاز شده بود.
وعدهٔ الهی در حال تحقق بود.
مسلمانان در میدان نبرد دست بالا را داشتند.
اما سپس اتفاقاتی رخ داد.
اختلافاتی پدید آمد.
فرمان پیامبر نادیده گرفته شد.
گروهی به دنبال غنیمت رفتند.
و همان نقطه، مسیر جنگ را تغییر داد.
بنابراین قرآن میگوید:
«خدا به وعدهاش عمل کرد؛ اما شما در میانه راه، مسیر دیگری را انتخاب کردید.»
یک قانون که فقط مخصوص اُحد نیست
شاید تصور کنیم این ماجرا فقط یک گزارش تاریخی است.
اما قرآن آن را به عنوان یک قانون بیان میکند.
قانونی که امروز هم در زندگی ما جریان دارد.
بسیاری از ما وقتی به نتیجهٔ دلخواه نمیرسیم، تنها به نقطهٔ ناکامی خودمان نگاه میکنیم.
اما قرآن توجه ما را به مسیر جلب میکند.
گاهی انسان از خدا یاری میخواهد، اما در میانهٔ راه، استقامت و صبر را رها میکند.
گاهی هدفی را آغاز میکند، اما با اولین ترس یا ناامیدی عقب مینشیند.
گاهی نشانههای تحقق وعده ظاهر شدهاند، اما او پیش از رسیدن به مقصد، راه را ترک میکند.
در چنین شرایطی، نمیتوان گفت که خدا به وعده خود عمل نکرده است.
بلکه مسئله این است که انسان از مسیری که آن وعده در آن تحقق پیدا میکند فاصله گرفته است.
پس معنای وعدههای الهی چیست؟
قرآن جهانی بیقانون را توصیف نمیکند که در آن نتایج بدون علت و تصادفی از آسمان فرود بیایند.
وعدههای الهی در بستر سنتهای الهی تحقق مییابند.
همان خدایی که وعده یاری میدهد، از ایمان و استقامت و صبر نیز سخن میگوید.
همان خدایی که وعده گشایش میدهد، از تقوا نیز سخن میگوید.
همان خدایی که وعده اجابت میدهد، انسان را به حرکت، انتخاب و عمل فرا میخواند.
به همین دلیل، روایت جنگ اُحد در این آیات؛ داستان فاصله گرفتن انسان از شرایط تحقق وعدههای الهی است.
جمعبندی
وقتی میپرسیم:
«چرا خدا به وعده خود عمل نکرد؟»
شاید ابتدا لازم باشد سؤال را کمی تغییر دهیم.
آیا واقعاً خدا به وعدهاش عمل نکرد؟
یا ما تنها پایان ماجرا را دیدهایم و از مسیری که به آن پایان منتهی شده غافل ماندهایم؟
قرآن درباره اُحد پاسخ روشنی میدهد:
«وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ»
خدا به وعده خود عمل کرد.
اما انسانها با انتخابهای خود، مسیر آن پیروزی را ادامه ندادند.
شاید بسیاری از پرسشهای ما درباره وعدههای الهی نیز، پاسخشان از همین نقطه آغاز شود.
همانگونه که در سورهٔ بقره آیهٔ ۴۰ میفرماید:
«به عهد من وفادار باشید تا من نیز به عهد شما وفادار باشم.»
خداوند همیشه به وعدهاش عمل میکند
این ما هستیم که با رفتار و باور خود، از مسیرِ تحقق آن وعده فاصله میگیریم.
مطالب مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.