راهکار قرآن برای تولید شادی چیست؟
راهکار قرآن برای تولید شادی چیست؟

سؤال:
آیا در قرآن در مورد تفریح و استراحت آیه و نشانهای داریم که شادی را بیشتر کند؟ .
در قرآن بارها تکرار شده: لاتَحزَنْ (غم مخور)،
اما چه راهکار و توصیهای برای شادی ارائه میدهد؟
بعد از چندین و چند بار یادآوری در مورد «حزن» در قرآن و اینکه اصلاً نباید غمگین باشیم، راهکار قرآن برای تولید شادی چیست؟
چون توی همین دو ماه اول دوره تفکر در قرآن چند بار تکرار شد: “فَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنون”
گاهی وقتی که استراحت میکنم و لذت میبرم، ذهنم نجوا میکند که داری وقت تلف میکنی، به جای این میتوانستی مثلاً فلان چیز را یاد بگیری و…
میخواهم یک منطق توحیدی برای خاموش کردن ذهنم داشته باشم.
نگاه قرآن به غم و شادی
با دقت در آیات قرآن درمییابیم که غم و اندوه — که در قرآن با واژهٔ «حُزن» از آن یاد میشود — در مسیر ایمان جایگاهی ندارد.
برخلاف تصور رایج که گمان میکند غمگین بودن نشانهٔ نزدیکی به خداست، قرآن میگوید این شیطان است که با القای افکار منفی و نجواهای درونی، مؤمنان را محزون میسازد:
إِنَّمَا النَّجوىٰ مِنَ الشَّيطانِ لِيَحزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا… (مجادله ۱۰)
یعنی اندیشههای منفی و گفتوگوهای ذهنیِ مکرر، ابزار شیطان برای کاشتن بذر غم در دل انسان است. در مقابل، خداوند از ما میخواهد با توکل، دل را از غم آزاد کنیم.
شادی از نگاه قرآن
در قرآن، واژهٔ «فَرَح» برای بیان مفهوم شادی آمده است.
بیستویک بار از این ریشه در آیات قرآن استفاده شده؛ اما نکتهٔ مهم اینجاست که تنها در چهار مورد، خداوند شادی را ستوده است و در هفده مورد دیگر، از انگیزههای نادرستِ شادی سخن گفته است.
به طور خلاصه؛ انگیزهٔ نادرست شادی از نگاه قرآن، شادی به خاطر خود و داشتههای شخصی است؛ همان نگاهی که در داستان قارون دیده میشود.
اما شادی مورد رضای خدا، شادی از فضل و رحمت اوست — نه شادی از مالکیت.
دستور صریح خداوند برای شادی
در سورهٔ یونس، آیات ۵۷ و ۵۸، خداوند این تفاوت را به زیبایی روشن میسازد.
در آیهٔ ۵۷ با مقدمهای اعجاب انگیز بیان میکند که “ایمردمان! اکنون نصیحتی برای شما میفرستم که درمان دردهای قلب شما و هدایت و مهربانی من برای مؤمنان است”
و سپس این گنج را به ما هدیه میدهد :
قُل بِفَضلِ اللهِ وَبِرَحمَتِهِ فَبِذٰلِكَ فَليَفرَحُوا هُوَ خَيرٌ مِمّا يَجمَعُونَ
بگو: به فراوانی و مهربانی خدا! پس به آن باید شاد باشند؛ که آن از هر آنچه که جمع میکنند بهتر است.
در نگاه کارشناسان دینی و فقها؛ دستور صریح خدا به یک مسأله آن را در زمرهٔ «کارهای واجب شرعی» قرار میدهد.
آری؛ شادی کردن در دین خدا «واجب» قلمداد میشود
و اینجا قرآن شادی را نه نفی میکند و نه محدود؛ بلکه جهتش را اصلاح میکند.
شادی حقیقی زمانی پدید میآید که ریشهاش در شناخت فضل خدا باشد، نه در مقایسه با دیگران یا در تملک.
دو نگاه متفاوت به شادی
۱. شادی به خاطر داشتههای خود
از نگاه قرآن، کسی که تنها به نعمتهایی که به او داده شده خشنود است، در حقیقت «خودش» را محور شادی قرار داده.
کانون توجه او تنها بر زندگی شخصی خودش متمرکز است و شادیاش وابسته به ورود نعمتی به جزیرهٔ کوچک زندگی اوست.
اگر نعمتی از این دریای بیپایان فضل و رحمت خدا به او نرسد، دلش افسرده، ناامید و ناراضی خواهد شد. [برای درک بهتر: هود ۱۰؛ شورا ۴۸؛ روم ۳۶؛ انعام ۴۴]
در چارچوب تفکر توحیدی قرآن، کسانی که چنین انگیزهای را برای شادی یا ناامیدی پذیرفتهاند، گویی حساب خود را از خدا جدا کردهاند.
این افراد برای خود بیش از خدا اعتبار و اهمیت قائل میشوند؛
و تا وقتی نعمت به زندگیشان وارد نشده است، مشاهدهٔ نشانههای فضل و رحمت خدا در کل هستی باعث شادیشان نمیشود.
یک مثال
آنان تصور میکنند که در میان اقیانوس بیپایان نعمتها و رحمتهای خداوند، به جزیرهای دورافتاده به نام «من» تبعید شدهاند.
در نظر آنها گویی حساب این جزیره از تمام اقیانوس بیکران جداست و آنها خود را از نظر ذهنی مستقل از خدا میدانند.
در نتیجه، همواره در حال مقایسهٔ امکانات جزیرهٔ خود با تمام زیباییها و نعمات اقیانوس هستند.
برای این افراد، هر زیبایی و نعمتی که در این دریای بیکران وجود دارد، تا زمانی که به جزیرهٔ آنها نرسد، بیاهمیت است.
حتی برای آنان مشاهدهٔ نعمتهای دیگران باعث افزایش حس محرومیت، ناکامی و افسردگی میشود، زیرا تصور میکنند جزیرهشان از اقیانوس جداست.
این نگرش باعث میشود بخل، حسادت، بدبینی، غیبت، تهمت و بسیاری از رفتارهای منفی دیگر در دل آنان رشد کند؛
گویی هر قطره از اقیانوس که به دیگران میرسد، به معنای کمبود و قحطی برای جزیرهٔ کوچک آنهاست.
آنان از ترسِ «از دست دادن»، مدام در رنج هستند و تلاش میکنند جزیرهشان را حفظ کنند — غافل از اینکه اقیانوس، خودشان را هم در بر دارد و میتوانند از همهٔ نعمتهای آن استفاده کنند.
بنابراین، تمام انرژی و تمرکزشان صرف حفاظت از این جزیره میشود و از جریان خیر و نعمتهای بیپایان غافل میمانند.
نتیجهٔ چنین تفکری، انکار و جبهه گرفتن در برابر جریانِ مداوم خیر و خوبی در جهان است.
این دیدگاه در میان انسانها بسیار رایج است و در نگاه نخست؛ کاملاً منطقی و طبیعی به نظر میرسد.
اما قرآن بارها این طرز تفکر را آسیبشناسی کرده و آن را منشأ بسیاری رفتارهای منفی معرفی نموده است.
۲. شادی به خاطر فضل و رحمت خدا
اساسیترین آموزهٔ قرآن، «توحید» است. و توحید در قرآن به این معناست که:
وجودی که با قدرت، دانش و مهربانی بینهایت، تمام هستی را آفریده و اداره میکند، همیشه با ماست و در درون ما حضور دارد.
او هرگز ما را ترک نمیکند و از ما دور نمیشود.
آسمانها و زمین، همه در اختیار اوست و او همیشه آماده است تا ما را در مسیر رسیدن به خواستههایمان به بهترین شکل هدایت کند و هر آنچه را نیاز داریم، به ما عطا کند.
هر چقدر که بتوانیم این تصویر و معرفی خداوند را باور کنیم، همان اندازه با این قدرت و رحمت بیپایان یگانگی و پیوستگی پیدا میکنیم.
در این لحظه است که خودمان را مخلوق و بندهٔ اربابی میبینیم که ما را به عنوان جانشین خود در زمین تعیین کرده؛ [بقره ۲۵]
و وعدهٔ فراوانی و پوشاندن همهٔ ضعفهایمان را داده است.[بقره ۲۶۸]
آنکس که چنین نگرشی نسبت به خدا پیدا کند، با رغبت و اعتماد به آفرینندهٔ کائنات نگاه میکند و به زیباییها و نعمتهای هستی با دیدهٔ تحسین مینگرد؛ چرا که میداند هر آنچه از خدایش طلب کند، دریافت خواهد کرد.
انسانِ توحیدی وقتی نعمتهایی را میبیند که هنوز در زندگی خودش تجربه نکرده است، به جای احساس محرومیت یا ناکامی، شادتر و مشتاقتر میشود؛
زیرا میداند که در قلبش خدایی دارد که وعدهٔ روزی بیحساب و نعمت بیپایان داده است.
یک مثال
این تجربه درست مانند تجربهٔ کودکی خردسال است که دست در دست پدر بسیار مهربان و ثروتمندش، وارد فروشگاهی بسیار بزرگ و جذاب میشود، پر از انواع اسباببازیهای جذاب و شیرینیها و شکلاتهای خوشمزه و رنگارنگ.
وقتی این کودک شکلات جدیدی را در دست دیگران میبیند، آیا احساس حسادت یا ناامیدی میکند؟
آیا به دیگران بدخواهی میکند؟
قطعاً نه.
با دیدن آن شکلات جدید، چشمان او از شادی و هیجان برق میزند!
شادی و شور کودک ناشی از اعتماد کامل او به پدر است.
میداند که فقط کافیست؛ از پدرش آن شکلات را درخواست کند.
اگر ما بتوانیم به خدا همان اندازه اعتماد کنیم که آن کودک به پدرش دارد، هر نعمتی را در هر کجای دنیا که باشد با تحسین خواهیم نگریست.
در این حالت، احساساتی مانند حسادت و محرومیت از ما فاصله میگیرند و همواره با نگاهی مثبت و امیدوار، به نعمتها و زیباییهای هستی متمرکز میشویم.
شادی، معنای واقعی شکرگزاری
در چنین نگاهی، شادی عین سپاسگزاری است.
هرچه از فضل خدا شادتر باشیم، بیشتر در مدارِ «افزایش نعمت» قرار میگیریم:
لَئِن شَكَـرتُم لَأَزِيدَنَّكُـم (ابراهیم ۷)
خدا وعده داده است که شکر، دروازهٔ افزایش را میگشاید.
پس شادی، نه یک حالت احساسی زودگذر، بلکه کلید گشایش در زندگی است.
اگر چنین دیدگاهی داشته باشیم، دیگر هر وسیلهای که به ما در رسیدن به این نوع از شادی کمک میکند برای ما یک ابزار جدی و مؤثر در جهت رسیدن به خواستهها خواهد بود؛ حتی اگر از نگاهِ دیگران، آن کار، وقت گذراندنی بیهوده به نظر برسد.
از نظر اکثریت مردم؛ اینکه کسی ساعتها بنشیند و در زیبایی یک شکوفهٔ بهاری غرق شود، یا اینکه مدت زیادی را با ذوق و شوق فراوان زیبایی و ظرافت ساخت یک خودروی عالی را تماشا کند و در مورد آن صحبت نماید، چیزی به جز «وقت گذرانی بیهوده» و یا «احساسات شاعرانه و اغراق آمیز» نیست.
اما از نگاه قرآن، این سبک زندگی، معنای واقعی «شکر» است.
نتیجه
راهکار قرآن برای تولید شادی، در یک جمله خلاصه میشود:
شناخت و توجه آگاهانه به فضل و رحمت خداوند در هر لحظه از زندگی.
وقتی یاد بگیریم شادی را از منبعی درونی و الهی دریافت کنیم، دیگر وابسته به شرایط بیرونی نیستیم.
استراحت، تفریح، لذت بردن از زیباییها و آرامش در طبیعت، نه گناه است و نه بیهودگی — بلکه تمرینِ دیدن رحمت خدا در مظاهر زندگی است.
ارجاعات قرآنی
مجادله ۱۰
قصص ۷۶–۸۳
یونس ۵۷–۵۸
هود ۱۰
شوری ۴۸
روم ۳۶
انعام ۴۴
ابراهیم ۷
یونس ۶۰
نمل ۷۳
غافر ۶۱
بقره ۲۴۳
اگر میخواهید در مورد تفاوت دیدگاه توحیدی و شرکآلود به درکی عمیق برسید و با آموزههای اساسی قرآن برای خوشبختی در تمام ابعاد زندگی بیشتر به آشنایی برسید دورهٔ نگاهی دوباره میتواند سبک زندگی شما را بر اساس استانداردهای خداوند تنظیم نماید و نتایجی عالی را در همهٔ ابعاد زندگیتان رقم بزند.
مقاله مرتبط:
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.