شیوهٔ تفکر قرآنی چگونه است؟
شیوهٔ تفکر قرآنی چگونه است؟

در بخش مقالات سایت، در مورد برخی از مهمترین آموزشها و باورهای قرآن مطالب بسیار مفیدی را در اختیار علاقمندان به این راه نورانی قرار داده ام.
در این مقاله قصد دارم شیوهٔ تفکری را که قرآن تلاش نموده به انسان بیاموزد، برای شما به شکلی کاملاً قابل درک توضیح دهم.
مقدمه: چرا شیوهٔ تفکر اهمیت دارد؟
این مقاله نتیجهٔ مطالعات فراوانی است که طی این سالها در قرآن داشتهام
و پس از درک این روش، آن را آزمودهام و نتیجهٔ عمل به آن برای من بینظیر و چشمگیر بوده است.
تا آنجا که هیچ روش دیگری را به آن ترجیح نمیدهم.
شیوهٔ تفکری که خداوند در سراسر قرآن تلاش کرده آن را به انسان بیاموزد،
تا رفتار، تصمیمها و سبک زندگی او بر اساس قواعدی درست و پایدار شکل بگیرد.
قرآن پیش از آنکه انسان را به عمل دعوت کند، ذهن او را تربیت میکند.
تفکر بر اساس اصول پایه؛ عامل پیشرفت انسان
اگر به تاریخ انسانهایی که منشأ پیشرفتهای بزرگ بودهاند نگاه کنیم،
به یک الگوی مشترک در تفکر آنها میرسیم:
این افراد، بیش از دیگران به امکانپذیر بودن یک ایده توجه داشتهاند،
نه به اینکه دیگران آن را غیرممکن میدانند یا پیش از آن انجام نشده است.
آنها بهجای قانع شدن به راههای موجود،
به سراغ درک ماهیت پدیدهها رفتهاند
و ذهن خود را از محدودیتهای عرفی زمانهٔ خود آزاد کردهاند.
برای چنین افرادی، این پرسش مهم است:
«آیا از نگاه اصول اساسی، این ایده ممکن است یا نه؟»
و اگر پاسخ مثبت باشد،
محدودیتهای رایج، مانعی برای تلاش آنها نخواهد بود.
نمونهای روشن از تفکر اصولی: ایلان ماسک
ایلان ماسک نمونهای شناختهشده از این نوع تفکر است.
او کسی است که بسیاری از ایدههایش، برای سالها غیرممکن تلقی میشدند،
اما امروز به واقعیت تبدیل شدهاند.
ماسک روش خود را «تفکر بر مبنای اصول اولیه» مینامد.
در این روش، بهجای تمرکز بر محدودیتهای بازار یا مهندسی،
سؤال اصلی این است:
«آیا این ایده با قوانین بنیادین علم و طبیعت سازگار است؟»
از نگاه او:
ممکن و یا غیرممکنِ علمی یک «اصل واقعی» است
اما غیرممکن مهندسی یا اقتصادی، مسئلهای «فرعی» و قابل حل محسوب میشود
او باور دارد بسیاری از «نشدنها»
نتیجهٔ عادتها، فرضیات قدیمی و عادت به جملهٔ «همیشه اینطور بوده» هستند،
نه قانون طبیعت.
او عمداً از دانشمند میپرسد تا بفهمد:
«آیا واقعاً طبیعت گفته نمیشود؟ یا فقط انسانها گفتهاند؟»
او میگوید:
اگر چیزی از نظر علمی ممکن باشد، دیر یا زود راه مهندسی و اقتصادیاش پیدا میشود.
وقتی او مطمئن شود که ایدهاش از نظر علمی امکانپذیر است؛
تصمیمی جدی میگیرد
و تمام تمرکزش را برای عملی نمودن آن ایده متمرکز میکند.
او در این مرحله؛ به خوبی درک مینماید که راهی را در پیش دارد که هیچکس قبل از او آن را پیدا نکرده
پس تلاش میکند تا گامهای خود را با بهترین طراحی و مهندسی و خلاقیت ممکن بردارد؛
اما توقعش را کنترل میکند.
او کوچکترین پیشرفتها را یک پیروزی بزرگ میبیند
تلاش میکند که از آزمون و خطاهایش بیشترین درس را بگیرد
و در گامهای بعدی از درسهایی که گرفته بهترین استفاده را میکند؛
اما هرگز ناامید نمیشود،
چون میداند که ایدهاش از نظر اصول این جهان دستیافتی است
و آنقدر با این امید و شور پیش میرود و آزمون و خطا میکند
تا چیزی را که همه غیرممکن میدانند؛ تولید میکند و به همهٔ دنیا نشان میدهد.
همین نگاه او باعث شده که کیفیت محصولاتش در مقایسه با بهترین شرکتهای دیگر بسیار بالاتر باشد
و هزینههای جاری نیز به شدت کاهش یابد.
رد پای همین نوع تفکر را میتوان بهروشنی در قرآن مشاهده کرد.
دعوت قرآن به تفکر بر اساس اصول ثابت
یکی از پرتکرارترین دعوتهای قرآن، دعوت به تعقّل و تفکر است؛
اما نکتهٔ مهم اینجاست که قرآن برای درگیر کردن فکر و عقل انسان،
اغلب به پدیدههای «قانونمند» و «پایدار» طبیعت اشاره میکند.
خداوند از آفرینش آسمانها و زمین،
آمد و شد شب و روز،
کشتیهایی که در دریا حرکت میکنند،
باران، حیات زمین، جانداران، بادها و ابرها سخن میگوید
و سپس نتیجه میگیرد:
«در اینها نشانههایی است برای قومی که تعقل میکنند.»
این پدیدهها تصادفی نیستند؛
بر اساس قوانینی ثابت و قابل اعتماد عمل میکنند.
کشتی بهدلیل شانس نیست که روی آب نمیماند،
بلکه بهسبب «قوانین دقیق و ثابت فیزیکی» است که غرق نمیشود.
اگر این قوانین دائماً تغییر میکردند،
هیچ دانش و پیشرفت و تمدنی شکل نمیگرفت.
اعتماد به ثبات قوانین؛ ریشهٔ علم و پیشرفت
تمام پیشرفتهای بشر،
از ابتداییترین ابزارها تا فناوریهای پیچیده،
بر پایهٔ اعتماد به ثبات قوانین طبیعت بنا شده است.
انسان وقتی خانه میسازد، پل میزند، کشتی و یا هواپیما طراحی میکند،
در واقع به این «اصل» تکیه دارد که
جهان در لحظهٔ اکنون بر اساس قوانینی رفتار میکند که دیروز رفتار کرده
و در آینده هم این قوانین تغییر نخواهد کرد.
قرآن دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند
و یک زیربنای فکری میسازد:
- جهان قابل اعتماد است
- عقل انسان توان کشف الگوها را دارد
- اصول اساسی در تمام کائنات، تغییر ناپذیرند
این یقین، ابتدا از طریق «مشاهدهٔ نشانهها» به صورت یک «علم» شکل میگیرد
و با تجربههای مکرر، به «ایمان آگاهانه» تبدیل میشود.
طبیعت؛ کلاس درس خدا
در نگاه قرآن، طبیعت فقط نمایش قدرت خدا نیست؛
بلکه کلاس درس اوست.
هر بار که یک کشتی سالم به ساحل میرسد،
ذهن انسانِ متفکر مشاهده و تمرین میکند که به قانون اعتماد کند.
در سایهٔ این اعتماد، کشتیهای بهتری ساخته میشوند و در دریا مورد آزمایش قرار میگیرند
و در این راه، از هر خطایی درس گرفته میشود
و در طراحیهای بعدی، با استفاده از این درسها کشتیهایی بهتر ساخته میشود
پس پیشرفت بشر تنها محصول نبوغ نیست؛
بلکه زاییدهٔ «ایمان به ثبات قوانین جهان» است.
عالم ظاهر؛ پلی به عالم غیب
قرآن با توجه دادن به نشانههای عالم ماده، نمیخواهد فیزیک آموزش دهد
بلکه انسان را دعوت میکند تا با استفاده از قدرت عقل خود،
از این قوانین ثابت در دنیای ظاهر، زبان نشانهها را درک کند و فلسفهٔ هستی را بفهمد.
قرآن انسان را به درک عالم غیب هدایت میکند.
وقتی قرآن از «تسخیر» شب و روز، و خورشید و ماه سخن میگوید،
منظورش این نیست که هر کدام از این پدیدهها به صورت جزء به جزء رام شدهاند؛
بلکه به این نکته اشاره دارد که تمام کائنات، تحت نرم افزاری دقیق و نظمی پایدار قرار دارند.
تعبیر پر تکرار «سَخَّـرَ لَکُـم…» در قرآن؛ یعنی اینکه تمام هستی در چارچوب قوانینی ثابت عمل میکنند.
اگر این الگو و چارچوب دائماً تغییر میکرد، تسخیری در کار نبود.
همانطور که قوانین فیزیک همواره پایدارند،
سنتهای الهی نیز ثابت و تغییر ناپذیرند:
«لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبدیلاً وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَحویلاً» (فاطر ۴۳)
سنتهای الهی تغییر ناپذیرند و هیچ کس نمیتواند آنها را دگرگون کند یا جلوی آنها را بگیرد.
سنتهای الهی،
مانند قوانین طبیعت،
بیاحساس، دقیق و قطعی عمل میکنند.
همانگونه که هر اتفاقی در تمام کائنات میافتد،
نمیتواند خارج از چارچوب قوانین ثابت فیزیک نتیجهای داشته باشد،
هر اتفاقی هم در زندگی انسانها؛ در هر زمانی و هر مکان و موقعیتی
محال است که نتیجهای خارج از قواعد ثابت عالم غیب و سنتهای الهی داشته باشد.
کشتی اگر با رعایت اصول شناوری ساخته شود؛ آب دریا را به نفع خودش به خدمت میگیرد
و اگر بدون رعایت قواعد ثابت فیزیک ساخته شود؛
مطمئناً غرق میشود و آب دریا، قاتل جان کشتی خواهد بود.
انسان اگر با قوانین عالم غیب هماهنگ شود،
آرامش و سعادت را تجربه میکند
و اگر نادیدهشان بگیرد،
نتیجهای جز گرفتاری و زیان نخواهد دید.
ایمان به غیب؛ اعتماد به قوانین نادیده
قرآن با اشارههای مکرر به «نمونههای عملی» در زندگی روزمرهٔ انسانها و تاریخ اقوام،
نشان میدهد که کدام تفکرات و رفتارها منجر به نتایج مطلوب میشود
و چه نوع افکار و کردارهایی به گرفتاری و سختی و نابودی منجر میشود.
اینها همان «قواعد اساسی عالم غیب» هستند،
که در همهٔ زمانها و موقعیتها هیچ تغییری نمیکنند و کسی نمیتواند از وقوع آن جلوگیری نماید.
قرآن ایمان به غیب را شرط دستیابی به هدایت معرفی میکند:
«ذٰلِکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدیً لِلمُتَّقینَ؛ الَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیب…» (بقره ۲–۳)
این کتاب، هدایتی برای تقواپیشگان است. آنانکه همواره به غیب ایمان دارند
نمونهای معروف از ایمان به غیب در عالم ماده
داستانی واقعی در مورد چارلز داروین در تاریخ علم وجود دارد.
داروین معمار تئوری تکامل مدرن است.
او با مشاهداتش از طبیعت و بررسی نشانههای محکم؛
درک کرده بود که یک ساز و کار بسیار منسجم و هوشمند در دنیا جریان دارد
که تمام موجودات را در برابر شرایط محیطی به صورت تدریجی سازگارتر میکند.
داروین در سال ۱۸۶۲ میلادی در جزیرهٔ ماداگاسکار یک نوع گل ارکیده را مشاهده کرد
که دارای یک لولهٔ بسیار بلند و عمیق است و این لوله بهطور میانگین حدود ۳۰–۴۰ سانتیمتر طول دارد.
شهد گل در انتهای این لولهٔ باریک و عمیق قرار دارد،
دور از دسترس تمام حشراتی که تا آن روز کشف شده بود.
داروین با بررسی این گل بر اساس نظریهٔ تکامل دریافت که:
حالا که گردهافشانی مؤثر در این گل انجام میشود،
پس باید موجودی باشد که بتواند شهدِ انتهای این لوله را بمکد.
سپس داروین نتیجه گرفت:
تا زمانی که یک شبپرهٔ عظیم با خرطومی فوقالعاده بلند نیاید و شهد را نمکد؛
گردهافشانی در این گل انجام نمیشود.
بسیاری از دانشمندان همعصر او این ایده را مسخره دانستند و آن را رد کردند،
زیرا هیچ حشرهای با چنین لولهٔ بلندی تا آن زمان دیده نشده بود.
اما چهل سال بعد در سال ۱۹۰۳ دانشمندان در ماداگاسکار حشرهای واقعی را کشف کردند
که دقیقاً ویژگیای را داشت که داروین پیشبینی کرده بود.
وجود آن شبپره بیست سال پس از مرگ داروین کشف شد.
در حقیقت؛ داروین با مشاهدهٔ نشانههای متعدد در طبیعت
به وجود قانون تکامل و الگوی منسجم آن پی برده بود؛
و آنقدر این نشانهها را در گیاهان و جانداران دیده و بررسی کرده بود
که به قانون تکامل به عنوان یک اصل ثابت «ایمان» داشت.
در نمونهٔ گل ارکیدهٔ ماداگاسکار هم با مشاهدهٔ یک قطعهٔ معلوم؛ یعنی همان گل،
به این یقین رسیده بود که حتماً باید موجودی آنچنان تکامل یافته باشد
که بتواند از شهد آن تغذیه کند و آن را بارور نماید؛
اگر چه این موجود را هیچکس تا چهل سال بعد ندید؛
اما داروین با ایمانی که به قانون تکامل داشت، به وجود آن حشرهٔ نادیده نیز اطمینان داشت.
این همان معنای ایمان به غیب است.
قرآن با توجه دادن به نشانهها و دعوت به تفکر در مورد آنها؛
دانش انسان را به سطحی عمیقتر از ظاهر این دنیا میبرد
و الگوهای ثابت و قواعد بدون تغییر عالم غیب را به انسان نشان میدهد.
مطالعهٔ قرآن این اطمینان را در دل انسان مؤمن ایجاد میکند
که سنتها و وعدههای خدا همگی واقعی و حق است و خدا هرگز خلف وعده نمیکند:
این وعدهٔ خداست؛خدا هرگز خلف وعده نمیکند.
اما بیشتر مردم این را نمیدانند.
آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را میدانند و از سطح عمیقِ آن غافل هستند.
تفاوت اساسی اصول ثابت عالم ماده و عالم غیب
همهٔ ما به قواعد ثابت جهان ماده عادت کردهایم و آنها را به صورت ناخودآگاه بهکار میگیریم؛
اما انسانهای اندکی هستند که به قواعد ثابت عالم غیب، چنان اطمینانی داشته باشند
که آنها را به عنوان پایه و مبنای تصمیمات و کردار خود قرار دهند.
این تفاوت رفتار انسان در برابر قواعد اساسی عالم ظاهر و عالم غیب، به دلیل آن است که:
رفتار عالم ظاهری و عالم باطنی با هم متفاوت است.
الگوریتمهای این دو عالم مختلف هستند.
ما در دنیای ظاهر با قواعدی روبرو هستیم که نتایج آنها
اغلب به صورت «مستقیم» و «سریع» آشکار میشوند.
اما قواعد عالم غیب – چیزی که خدا به عنوان وعدهها و سنتهای خودش از آن یاد میکند –
نتایجی دارند که معمولاً با «تأخیر زمانی» آنها را مشاهده میکنیم.
اگر از درهای عمیق خودمان را پرتاب کنیم؛ بلافاصله نتیجهاش را میبینیم.
اما اگر در کفر و ناسپاسی و ترس زندگی کنیم؛ نتایج آن را پس از مدتی دریافت میکنیم؛
و همین مسأله، درک رابطهٔ مستقیم بین این رفتار و نتیجهٔ آن را برای ما دشوار میکند.
ذهن ما بیشتر با عالم ظاهر درگیر است و به الگوریتمهای آن عادت دارد.
و به همان راحتی که رابطهٔ بین سقوط و مرگ را درک میکند؛
نمیتواند به رابطهٔ بین سبک زندگی ناسپاس و تجربهٔ سختی و بیماری و گرفتاری پی ببرد.
حتی در زمینهٔ آن دسته از قواعد عالم ظاهر که نتایج سریعی ندارند؛ ذهن با دشواریهایی روبرو است.
مثلاً درک رابطهٔ مصرف دخانیات و تغذیهٔ نامناسب با بروز بیماریها،
برای ذهن ما به آسانیِ درک رابطهٔ سقوط به دره و مرگ نیست
و به همین دلیل است که معمولاً ترک سیگار و یا اصلاح الگوی تغذیه برای انسانها دشوار است.
قرآن اصول عالم غیب را بارها تکرار میکند
تا ذهن انسان را با آنها مأنوس سازد.
چرا بسیاری از حقایق فراموش میشوند؟
همهٔ ما در دوران تحصیل خود درسهایی را خواندهایم که تقریباً هیچ چیزی از آن را به یاد نداریم؛
حتی ممکن است نمرات عالیی را در آن درسها گرفته باشیم.
اما وقتی که آن معلومات را طوطی وار حفظ کرده باشیم و مفهوم آن را درک نکرده باشیم،
یا مدتها از آن استفاده نکرده باشیم؛ مطمئناً آن را فراموش میکنیم.
دانشی که صرفاً حفظ شود،
اما درک نشود و به کار نیاید،
دیر یا زود از ذهن پاک میشود.
قواعد ثابت عالم غیب نیز دقیقاً چنین وضعیتی دارند.
اگر این قواعد برای انسان معنایی پیدا نکرده باشند
و در تصمیمها و زندگی روزمره او نقشی ایفا نکنند،
بهتدریج به حاشیه میروند و فراموش میشوند؛
حتی اگر انسان در ظاهر به آنها ایمان داشته باشد.
به همین دلیل است که قرآن با تکنیکهای مختلف سعی دارد
تا همواره ذهن انسان را با سنتهای الهی و وعدههای حتمی او درگیر کند
پیام قرآن روشن است:
همانگونه که در عالم ظاهر از قوانین ثابت فیزیک گریزی نداریم؛
در عالم غیب نیز نمیتوانیم سنتهای الهی را دور بزنیم و یا آنها را تغییر دهیم.
جهان، چه در ساحت ماده و چه در ساحت معنا،
بر اساس اصولی ثابت اداره میشود؛
و نادیده گرفتن این اصول،
نتیجهای جز خطا و خسارت ندارد.
تقوا؛ ابزار تنظیم درونی انسان
یکی از اساسیترین ابزارهای تربیت قرآنی برای حفظ این آگاهی، تقوا است.
تقوا جایگاهی محوری در تنظیم ذهن، قلب و ارادهٔ انسان دارد.
همانگونه که در مقالات گذشته اشاره شد،
تقوا صرفاً به معنای انجام دستورات دینی
یا پرهیز از گناههای آشکار نیست؛
بلکه یک ابزار عملی برای همراستایی ذهن انسان با سنتهای ثابت الهی است.
ذهن و قلب انسان،
بدون این تنظیم درونی،
نمیتواند درکی درست از وعدهٔ حق،
عمل صالح،
و مسیر واقعی رشد داشته باشد.
تقوا یعنی:
نگاه کردن به هستی
از زاویهٔ سنتها و وعدههای خدا.
و انسانی که این زاویهٔ دید را در خود تثبیت کند،
بهتدریج قواعد ثابت عالم غیب را میفهمد
و در افکار، تصمیمها و رفتارهای خود
بهصورت آگاهانه از آنها بهره میگیرد.
وعدهای که راه را باز میکند
قرآن در آیات دوم و سوم سورهٔ طلاق،
این حقیقت را با صراحت بیان میکند:
«وَ مَن یَتَّقِ اللّٰهَ یَجعَلْ لَهُ مَخرجاً
وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبْ»
هر کس تقوای خدا را پیشه کند،
خداوند برای او راه خروج از تنگناها را فراهم میکند
و از جایی که گمانش را نمیبرد، به او روزی میرساند.
این آیه نشان میدهد که تقوا،
شرط بهرهمندی از موفقیت حقیقی است؛
اما موفقیتی که قرآن از آن سخن میگوید،
تنها به دستاوردهای مادی محدود نیست.
این موفقیت شامل:
رشد اخلاقی
آرامش درونی
وضوح فکری
و نزدیکی به سنتهای الهی
نیز میشود.
همانگونه که در علوم مادی،
بازگشت به اصول اولیه خطاها و خسارتها را کاهش میدهد،
در زندگی معنوی نیز
شناخت و بازگشت به اصول ثابت الهی،
مسیر رشد را هموار میسازد.
نتیجهٔ تفکر بر اساس قوانین ثابت عالم غیب
انسان با تقوا،
از قدرت ذهن و عقل خود بهگونهای استفاده میکند
که سنتهای الهی و قواعد عالم غیب را به عنوان «اصل» میداند
و سایر قالبهای فکری رایج
و محدودیتهای عرفی جامعه،
در نظرش فرعی و کماهمیت میشوند.
چنین انسانی،
پیش از تعیین اهداف زندگی،
این پرسشهای اساسی را مطرح میکند:
آیا این هدف،
فارغ از محدودیتهای ذهنی و اجتماعی،
با سنتهای الهی سازگار است؟
آیا قوانین ثابت عالم غیب،
امکان رسیدن به آن را تأیید میکنند؟
او باور دارد که بسیاری از «نشدنها»
نتیجهٔ باورهای محدود کنندهٔ سنتی،
فرضیات کهنه
و عادت به چارچوبهای عرفی است.
پس قبل از هر چیز میپرسد:
«آیا واقعاً خدا گفته نمیشود؟
یا فقط انسانها چنین گفتهاند؟»
وقتی «محال» معنا ندارد
قرآن نمونههایی را بیان میکند
که حتی پس از گذشت قرنها،
پذیرش آنها برای ذهنِ عادتکرده دشوار است:
دریایی که شکافته میشود
آتشی که نمیسوزاند
انسانهایی پیر و نازا که صاحب فرزند میشود
زندانی که به پادشاهی میرسد
بیماریهای لاعلاجی که شفا مییابد
قاتلی که از سوی خدا بخشیده میشود و به پیامبری میرسد
این مثالها برای آن است که انسان مؤمن بداند:
واژهٔ «محال» در قاموس خدا معنایی ندارد.
اگر چیزی با سنتهای الهی سازگار باشد،
دیر یا زود،
انسان به مسیر تحقق آن هدایت میشود.
این همان حُکمی است که قرآن
در سرگذشت بسیاری از پیامبران به آن اشاره میکند.
این انسانهای شاخص در راه خدا به خوبی درک میکردند،
که طبق قانون ثابت الهی؛
میتوانند در سایهٔ ایمان و عمل به هر خواستهٔ خود برسند.
تمرکز، صبر و حرکت تدریجی
وقتی انسان مؤمن بداند
خواستهاش از نظر سنتهای الهی امکانپذیر است،
تصمیمی جدی میگیرد
و امیدوارانه تمرکز خود را بر تحقق آن هدف میگذارد.
او آگاه است که:
در مسیری قدم گذاشته
که پیشتر تجربهاش نکرده
و باورهای محدودکننده
و عادتهای فکری گذشتهٔ خودش
مانع او خواهند بود.
پس:
با امید به هدایت خدا پیش میرود
توقعات عجولانهاش را کنترل میکند
سپاسگزارانه به کوچکترین نشانههای پیشرفت توجه میکند
هر گام را یک پیروزی میبیند
و از هر آزمون و خطا درس میگیرد
او در ناامیدی متوقف نمیشود،
چون میداند که خواستهاش از نظر اصول الهی دستیافتی است
و خدا همهٔ ذرات جهان را به یاری او میفرستد.
او آنقدر با این امید و شور ناشی از تقوا و ایمان به غیب پیش میرود
و از آزمون و خطاهای خودش درس میگیرد
تا وعدهٔ خدا را محقق میکند؛
و با رسیدن به آن خواستهٔ به ظاهر دستنیافتنی؛
در قلبش ایمانی قویتر به سنتهای الهی شعلهور میشود.
در نتیجهٔ آن ایمان قویتر؛ شجاعت مییابد
تا با تکیه بر وعدههای محکم خدا
گامهای بزرگتری را برای رسیدن به خواستههای بعدی خود بردارد؛
و این چرخهٔ رشد،
او را بهتدریج در ایمان، تقوا و عمل صالح
قویتر و سریعتر میسازد
و نتایج بزرگتری را
در چارچوب سنتهای الهی
در دنیا و آخرت نصیبش میکند.
چنین سبک فکری و رفتاری،
زندگی را به مسیری سرشار از آرامش، معنا و امید تبدیل میکند؛
همان چیزی که قرآن از آن
به عنوان بهشت دنیا و آخرت یاد میکند.
آیات محوری:
فاطر ۵
یا أیُّها النّاسُ إنَّ وَعدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیاةُ الدُّنیا وَ لا یَغُرَّنَّکُم بِاللّٰهِ الغَرورُ
ترجمه:
ای مردم؛ البته که وعدهٔ خدا واقعی است. پس زندگی این دنیا شما را فریب ندهد و این فریبنده شما را نسبت به خدا فریفته نسازد
روم ۶-۷
وَعدَ اللّٰهِ لا یُخلِفُ اللّٰهُ وَعدَهُ وَلٰکِنَّ أکثَرَ النّاسِ لا یَعلَمونَ؛ یَعلَمونَ ظاهِراً مِنَ الحَیاةِ الدُّنیا وَ هُم عَنِ الآخِرَةِ هُم غافِلونَ
ترجمه:
این وعدهٔ خداست؛ خدا هرگز خلف وعده نمیکند، اما بیشتر مردم این را نمیدانند؛ آنها ظاهری از زندگی دنیا را میشناسند و از حقیقت دیگر آن غافل هستند.
بقره ۲-۳
ذٰلِکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدیً لِلمُتَّین؛ الَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیب…
ترجمه:
این کتاب که شکی در آن نیست، هدایتی برای تقوا پیشه کنندگان است. آنان که همواره به غیب ایمان میورزند
بقره ۱۶۴
إنَّ فی خَلقِ السَّماواتِ وَالأرضِ [۱]؛ وَاختِلافِ اللَّیلَ وَالنَّهارِ [۲]؛ وَالفُلکِ الَّتی تَجری فِی البَحرِ بِما یَنفَعُ النّاس [۳]؛ وَما أنزَلَ اللّٰهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماءٍ [۴]؛ فَأحیا بِهِ الأرضَ بَعدَ مَوتِها [۵]؛ وَ بَثَّ فیها مِن کلِّ دابَّةٍ [۶]؛ وَ تَصریفِ الرِّیاحِ [۷]؛ وَ السَّحابِ المُسَخَّرِ بَینَ السَّماءِ وَالأرضِ [۸]؛ لَآیاتٍ لِقَومٍ یَعقِلونَ
ترجمه:
البته که در آفرینش آسمانها و زمین [۱] و آمد و رفت شب و روز [۲] و آن کشتی که در دریا به نفع مردم حرکت میکند [۳] و آنچه که خدا از جنس آب از آسمان فرو فرستاد [۴] پس زمین را بعد از مرگش زنده نمود [۵] و در زمین از هر جنبندهای پراکنده کرد [۶] و دگرگون شدن بادها [۷] و آن ابری که بین آسمان و زمین به کنترل در آمده [۸] حتماً نشانههایی است برای آنان که عقل خود را به کار میگیرند
ابراهیم ۲۷
یُثَبِّتُ اللّٰهُ الَّذینَ آمَنوا بِالقَولِ الثّابِتِ فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَ فِی الآخِرَةِ وَ یُضِلُّ اللّٰهُ الظّالِمینَ وَ یَفعَلُ اللّٰهُ ما یَشاءُ
ترجمه:
خدا همواره کسانی را که ایمان دارند را با گفتاری ثابت در زندگی دنیا و آخرت استوار میکند و ستمکاران را گمراه میسازد و خدا آنچه در مشیت او باشد انجام میدهد.
فاطر ۴۳
لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبدیلاً وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَحویلاً
ترجمه:
هرگز برای سنت خدا جابجایی نمییابی و هرگز برای سنت خدا دگرگونی را نخواهی یافت
دربارهٔ روش این مقاله:
مقاله «معناشناسی تقوا در قرآن و نقش آن در ساختن آینده» بر اساس مطالعهٔ دقیق قرآن و بررسی ریشهٔ واژهها و کاربرد آنها در آیات مختلف نوشته شده است. تحلیلهای صرفی و بلاغی پشتصحنه انجام شدهاند تا برداشت بهدرستی منعکس شود.
این مقاله به دنبال قوانین عملی و کاربردی برای زندگی روزمره و موفقیت انسانها است، بدون تمرکز بر جنبههای عددی، اعجاز علمی یا جزئیات تخصصی که مخاطب عمومی را خسته کند.
منابعی که بررسی شدهاند شامل: معاجم معتبر عربی، بیش از ۵۰ ترجمه فارسی و تفاسیر منتخب است. قرائتها و اختلافات عمده، در مواردی که معنا را تغییر میدهند، لحاظ شدهاند.
هدف این مقاله ارائهٔ برداشت قابلفهم، کاربردی و مفید برای زندگی روزمره شماست. با این حال، همواره پذیرای نقد و نظر خوانندگان هستم و شما میتوانید بازخورد و برداشت خود را با من در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.