آیا خداوند هم اذان میدهد؟
آیا خداوند هم اذان میدهد؟

هر مسلمانی واژهٔ «اذان» را به عنوانِ یک اعلامِ آشکار برای دعوت به نمازهای پنجگانه میشناسد. اذان در تمامِ کشورهای اسلامی تبدیل به معروفترین نمادِ مسلمانان گردیده و شاملِ جملاتی است که اصولِ اعتقادیِ این آیین را نشان میدهد.
واژهٔ «اذان» از ریشهٔ (اِذْنْ) و به معنای: «اطلاع همراه با رضایت و موافقت» میباشد. {التحقیق في کلمات القرآن؛ حسن مصطفوی؛ ج1؛ ص68-71} و در آیاتِ قرآن؛ هر جایی که ترکیب (إذن+ربّ) استفاده شده خداوند، به چارچوبی اشاره نموده است که طبقِ قوانینِ هستی، راهکاری درست و یک روشِ مؤثر برای رسیدن به هدف در نظر گرفته است. این واژهٔ ترکیبی و پرتکرار را در مقالهای جداگانه بررسی خواهم نمود.
با بررسی آیات قرآن به مواردی بر میخوریم که خدا به انسانها دستور میدهد تا اذان بدهند (یعنی به صورتی آشکار؛ دیگران را در مورد چیزی مطلع نمایند و موافقتشان را بهصورت آشکار اعلام نمایند) اما آیا خداوند هم اذان میدهد؟
پاسخِ این سؤال، مثبت است. چند آیه وجود دارد که این اعلانِ آشکار (اذان) از جانبِ خدا صورت گرفته است؛ که در این مقاله قصد دارم به یکی از مهمترینِ آنها یعنی آیهٔ 7 سورهٔ ابراهیم اشاره نمایم. [برای مطالعهٔ سایرِ موارد در قرآن به سورهٔ توبه آیهٔ2 و سورهٔ اعراف آیهٔ 167 مراجعه نمایید]
مقدمهٔ این آیهٔ مهم، از آیاتِ قبلی آغاز میشود. آنجا که در آیهٔ 4 به داستانِ موسی اشاره مینماید:
وَلَقَد أرسَلنا موسیٰ بِآیاتِنا أن أخرِج قَومَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إلَی النّورِ وَذَکِّرهُم بِاَیّامِ اللهِ إنَّ فی ذٰلِکَ لآیاتٍ لِکُلِّ صَبّارٍ شَکورٍ
و البته ما موسی را با نشانههای خود فرستادیم که: مردم خودت را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آور و روزهای خدا را به یادِ آنها بیاور. حتماً در آن، برای هر کس که بسیار صبرکننده و بسیار سپاسگزار باشد؛ نشانههایی هست.
در ادامه و در آیهٔ 6 رفتارِ موسی برای انجامِ دستور خدا آمده و روزِ نجاتِ قوم بنیاسرائیل از زورگوییها و شکنجههای فرعون را برای مردم یادآوری نموده و اینگونه موسی یکی از دو دستورِ خدا را به انجام رسانده و روزهای خدا (ایام الله) را به یاد مردم آورده است.
اما بخشِ اوّل از فرمانِ خدا به موسی، بیرون آوردنِ بنیاسرائیل از تاریکیها به سوی نور است؛ که در آیه 7 موسی به آن اشاره نموده:
وَ إذ تَـأذَّنَ رَبُّکُم: لَـئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم وَ لَـئِن کَفَرتُم إنَّ عَذابي لَشَدیـدٌ
و آن زمان را به یاد آورید که اربابِ شما به صورتی آشکار اعلام نمود که:
حتماً اگر سپاسگزار باشید؛ شما را میافزایم و حتماً اگر به نعمتها بیاعتنا باشید، البته که عذابِ من حتماً سخت است.
این آیه مهمترین اذانِ خداوند برای همهٔ انسانها را توضیح میدهد؛ آن هم اذانی با تأکیدهایی بینظیر از سوی خدا.
از نظر واژگانی «شکر» به معنای: (آشکار نمودن قدردانی و سپاسگزاری به خاطر نعمتی مادی یا معنوی که از سوی نعمت دهنده به انسان رسیده است) و واژهٔ «کفر» به معنای (رد کردن و بیاعتنایی و پوشاندن هر چیزی) میباشد {التحقیق فی کلمات القرآن؛ حسن مصطفوی؛ ج ۶ و ۱۰}
برای درکِ اهمیّت موضوعِ این آیه به نکات زیر توجه کنید:
1- خداوند؛ موضوعِ این آیه را با تأکیدهای فراوان بیان نموده تا برای خوانندهٔ این آیه تبدیل به یک محورِ مهمِ رفتاری باشد. واژهٔ «تَأذَّنَ» که بر تأکید دلالت دارد، چهار بار استفاده از «لام تأکید»، استفاده از صیغهٔ تأکیدی در فعل «لَاَزیدَنَّکُم» و استفاده از «إنَّ» برای تأکیدِ بیشتر؛ این جملهٔ کوتاه را تبدیل به تأکیدیترین آیهٔ قرآن نموده است.
2- این جملهٔ کوتاه؛ به دور از هرگونه کلّی گویی و ابهام، یک قاعدهٔ روشن و صریح را در قالبی ساده و به صورتِ شرطی بیان نموده که شکلِ سوّمی برای آن نمیتوان تصور نمود: انسان یا سپاسگزار است و یا به نعمتهایش بیاعتنا و کافر است. اگر سپاسگزار باشد، خدا او را افزایش میدهد و اگر به نعمتهایش بیاعتنایی کند، عذابِ خدا سخت است. این انسان است که با استفاده از اختیارِ خود یکی از این دو روش را انتخاب میکند و انجام میدهد. از نگاهِ خدا هیچ استثنایی هم برای این قاعده وجود ندارد.
3- بر خلافِ بسیاری از ترجمههای فارسی؛ خداوند در این آیه نگفته است که اگر سپاسگزار باشید بر نعمتهای شما میافزایم؛ بلکه خدا وعده داده است که اگر هر انسانی سپاسگزار باشد؛ حتماً خودِ آن انسان را افزایش میدهد: «لأزیدَنَّکُـم». ریشهٔ این کلمه به معنای (هرگونه افزایش،اعم از مادی و معنوی، متصل یاجدا، رشد از درون یا اضافه شدن از بیرون) میباشد. {التحقیق في کلمات القرآن؛ حسن مصطفوی؛ ج4؛ ص390-392}
بیش از هر معنای دیگری، این کلامِ خداوند نشان میدهد که سپاسگزاری عاملِ افزایشِ شخصیت، ارزشمندی و لیاقت و ظرفِ وجودیِ انسان است و وقتی انسان با سپاسگزار بودنش از سوی خدا بزرگتر شود؛ ارزشمندی و شخصیتِ او هم افزایش مییابد و قطعاً این ظرفِ بزرگتر از سوی خداوند، جایگاهِ نعمتهای بیشتر و ارزشهای عالیتری خواهد بود.
4- از این آیه متوجه میشویم که متضادِ کلمهٔ «شُکـر» در نگاهِ خداوند واژهٔ «کُفـر» است. و در بسیاری از آیات دیگر، کفـر در نقطهٔ مقابلِ «ایمان» قرار دارد. با این توضیح میتوان فهمید که از نگاهِ خدا کسی که سپاسگزار نیست، در حقیقت به خدا ایمان ندارد و کافر است و خداوند؛ همواره کافران را به عذابی سخت میرساند! اینجاست که به نقشِ محوری و تعیین کنندهٔ سپاسگزاری به خوبی پی میبریم.
5- بیانِ این قاعدهٔ اساسی از زبان موسی برای انجامِ فرمانِ خداست که در آیهٔ 4 به او فرمان میدهد که مردمان خودت را از تاریکیها به سوی نور بیرون ببر. به روشنی میتوان فهمید که از دیدگاهِ خداوند؛ سپاسگزاری و تمرکز بر نعمتها و زیباییها، روشنفکریِ کامل است. کسی که میخواهد به سوی روشنی حرکت کند و فکری روشن داشته باشد، باید با توجه و تمرکز بر نعمت و زیبایی و هر نکتهٔ مثبتی در این راه قدم بردارد.
چقدر در اشتباهند آنان که با توجه کردن به هر کمی و کاستی و نقصی خود را روشنفکر میدانند و چه زیانکار هستند آنان که پای را فراتر مینهند و با عنوانِ روشنفکری تمامِ آن نکاتِ منفی را در رسانهها و شبکههای اجتماعی و … جار میزنند و فکر میکنند که دغدغهٔ اجتماعی دارند!
غافل از اینکه طبق قانونِ خدا هرکس که زیبایی را تکذیب کند، خودش را با دستانِ خود در سراشیبیِ سقوط در سختیها و گرفتاریها میافکند. آیات 8تا 10 سورهٔ لیل را ببینید:
وَأمّا مَن بَخِلَ وَاستَغنیٰ وَکَذَّبَ بِالحُسنیٰ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلعُسریٰ
و امّا هر کس که بُخل ورزید و خود را بی نیاز انگاشت و زیباتر را دروغ دانست؛ پس مااو را برای سختی آسان میگردانیم
6- با مقایسهٔ مفهوم آیهٔ چهارم (که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد) و اولین آیه از سورهٔ ابراهیم، نکتهٔ مهم دیگری برای ما آشکار میگردد:
کِتابٌ أنزَلناهُ إلَیکَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إلیَ النّورِ بِاِذنِ رَبِّهِم إلیٰ صِراطِ العَزیزِ الحَمید
قانونی است که ما بر تو فرو فرستادیم تا همهٔ مردم را با موافقتِ اربابشان از تاریکیها به سوی روشنی بیرون آوری؛ به سوی راهِ هموارِ همیشه برتر و ستایش شده.
همانگونه که مشاهده میکنیم؛ هدفِ اصلی از بیانِ قوانینِ الهی برای پیامبر اسلام و موسی مساوی است. هر دو مأمور هستند تا مردم را از تاریکیها به سوی نور بیرون آورند. خداوند این نور را در چند سوره از قرآن به عنوان «صراط المستقیم» معرفی نموده است.
درکِ این انسجام در قانونِ خدا به ما میفهماند که رسالتِ همهٔ پیامبران این بوده که مردم را به سپاسگزاری دعوت نمایند. از نگاهِ خداوند؛ انسان یا سپاسگزار و مؤمن است، و یا کافر و ناسپاس.
نتیجهٔ این عبارتِ کوتاه از سورهٔ ابراهیم در این جمله خلاصه میشود:
از نگاهِ خداوند، معیارِ ایمان و کفر؛ بهشت و جهنم؛ آسانی و سختی در زندگی دنیا و زندگی پس از مرگ، سپاسگزاری و ناسپاسیِ انسان است.
حالا بهتر میتوانم درک کنم که چرا خدا در سورهٔ لقمان آیهٔ 12 تمامِ حکمت را «سپاسگزاری برای خدا» تعریف میکند:
وَلَقَد آتَینا لُقمانَ الحِکمَةَ أن اشـکُر لِلّٰه
و البته ما به لقمان این حکمت را بخشیدیم که برای خـدا سپاسگزار باش
اگر علاقمند هستید تا در مورد این آیه بیشتر بدانید، به این مقاله مراجعه نمایید.
در دورهٔ نگاهی دوباره به صورتی دقیق تلاش نمودهام تا روش عملی سپاسگزاری را در رفتار انسانهای توحیدی توضیح دهم.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.