جستجو برای:

آیا تمام دستورات قرآن همیشگی است؟

آیا تمام دستورات قرآن همیشگی است؟

پرسش:

آیا همهٔ دستورهای قرآن باید در همهٔ زمان‌ها و برای تمام مردم به یک شکل اجرا شود؟
یا لازم است موقعیت، فرهنگ، پیشرفت‌ها و شرایط جامعه را هم در اجرای آن‌ها در نظر بگیریم؟

 


درک درست از نگاه قرآن به “دستورها”

برای درک درست از سفارش‌ها و توصیه‌های قرآن، باید ابتدا دیدگاه خودمان را دربارهٔ «ماهیت دستورهای خدا» مشخص کنیم.
قرآن مجموعه‌ای از قوانین خشک و ثابت نیست؛
بلکه «نقشهٔ رشد انسان و جامعه» است که با توجه به ظرفیت‌ها، فرهنگ و شرایط مردم در طول ۲۳ سال نازل شده تا آنان را قدم‌به‌قدم رشد دهد.

خداوند در قرآن، انسان را موجودی پویا می‌بیند؛ بنابراین راهنمایی‌های او نیز پویا و متناسب با رشد انسان است.
بسیاری از آیات، پاسخ به وضعیت خاص جامعهٔ صدر اسلام‌اند، اما در عمق خود «اصول هدایت» را آشکار می‌کنند؛ 

اصولی که در هر زمان باید با درک موقعیت، شرایط و بستر فکری جامعه و افراد؛ دوباره زنده شوند.

 


مثال ساده برای درک عمیق‌تر: یک کافی‌شاپ موفق

فرض کنید یکی از دوستان شما کافی‌شاپی موفق و پرفروش در محله‌ای ثروتمند دارد.
او پس از سال‌ها کار، این کافی‌شاپ را به شما می‌سپارد تا خود شعبهٔ جدیدی را افتتاح کند.
شما این مسئولیت را می‌پذیرید و  مشغولِ بررسی می‌شوید تا در مورد نحوهٔ مدیریت آن اطلاعاتی را بدست آورید.
می‌خواهید تمام تلاش خودتان را بکنید تا بر اساسِ همان الگوی موفق و مورد انتظارِ دوستتان همان کارها را ادامه دهید.
در خلالِ بررسی‌های خود مشاهده می‌کنید که دوستتان دانهٔ قهوهٔ مرغوبی را از بازار تهیه می‌کرده و مجدداً پس از اتمامِ موجودی، همان را می‌خریده است.
در دفتر حساب‌ها مشاهده می‌کنید که دوستتان در آخرین مرتبه برای خرید دانهٔ قهوه، مبلغی خاص را هزینه کرده و حجم معینی از قهوه را خریده است؛
و شما بر اساسِ همان روش، هر دفعه به بازار می‌روید و همان مقدار پولی را که دوستتان مثلاً برای خرید بیست کیلو دانهٔ قهوه هزینه کرده می‌پردازید و بیست کیلو قهوه می‌خرید.
برای حفظ امانت و ادامهٔ موفقیتِ آن کافی‌شاپ، همان مسیر را ادامه می‌دهید: همان مقدار پول، همان حجم قهوه.

اما پس از مدتی می‌بینید مشتری‌ها کم شده‌اند. قهوه‌ها دیگر کیفیت سابق را ندارند.
دوستتان که بازمی‌گردد، لبخند می‌زند و می‌گوید:
«قیمت دانهٔ قهوه در بازار تغییر کرده! تو همان مبلغ را پرداخت کردی، اما حالا با همان پول فقط قهوهٔ بی‌کیفیت خریده‌ای.»
شما به روشِ ادارهٔ دوستتان در مورد کافی‌شاپ وفادار مانده‌اید، ولی اولویت‌ها را درک نکرده‌اید.
شما به درستی تشخیص نداده‌اید که عاملِ اصلیِ موفقیتِ دوستتان در درجهٔ اول مرغوبیت و کیفیت و در درجهٔ دوم قیمتِ منطقی بوده و به همین دلیل، موفق نبوده‌اید.
شما این نکته را در نظر نگرفته بودید که مکان و موقعیتِ کافی‌شاپ در جایی است و مشتریانی دارد که به کیفیت اولویت می‌دهند و قیمت برای آنها در درجهٔ دوم قرار دارد.

تو از روش او پیروی کرده‌ای، اما «روح روش» را درک نکرده‌ای. اصل، کیفیت قهوه بود، نه عددِ پولِ پرداختی.

درک قرآن نیز همین‌گونه است.

وفاداری به «روح آیات» و شناخت «اولویت‌ها» مهم‌تر از تکرار ظاهری دستورهاست.

هر آیه در بستر زمان خود معنا یافته و هدفش ارتقاء اخلاق، خرد و ارتباط با خدا بوده است.

اگر تنها به ظاهر واژه‌ها بچسبیم، ممکن است از همان راهی که به قصد ایمان می‌رویم، به دشواری و بی‌عدالتی یا سردرگمی برسیم.

 


قرآن؛ کتابی که جامعه را مرحله‌به‌مرحله رشد داد

باید به این نکته توجه کنیم که قرآن در بسیاری از دستوراتِ خود تلاش نموده تا این اولویت‌ها را به مخاطبان بشناساند؛
خدا در طی بیست‌وسه سال فرو فرستاده شدن قرآن؛ جامعهٔ مؤمنان را در قالب یک «فـرآیند تدریجی» تربیت نموده و ارتقاء داده است.
برای فهم بهتر، کافی است فرآیند برخورد قرآن با نوشیدنی‌های مست‌کننده (خَمر) را ببینیم:
در آغاز و قبل از هجرت به مدینه هیچ دستوری برای ترک شراب نیامد.
پس از هجرت به مدینه ابتدا در سورهٔ بقره (آیهٔ ۲۱۹) تنها گفته شد:

«در آن سودی هست، اما گناه و زیانش بزرگ‌تر است.»
یعنی اولین گام، آگاهی‌بخشی بود.

حدود هفت سال بعد در سورهٔ نساء (آیهٔ ۴۳) فرمود:

«در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید.»
این مرحله، یادآوری مرز هشیاری و ارتباط با خدا بود.

و در نهایت، در سال پایانی زندگی پیامبر و در سورهٔ مائده (آیات ۹۰ تا ۹۲) آشکارا فرمود:

«نوشیدنی‌های مست‌کننده و قمار از کارهای شیطان است، از آن دوری کنید تا رستگار شوید؛ چون شیطان می‌خواهد با نوشیدنی‌های مست کننده و قمار در میان شما دشمنی و کینه قراردهد و شما را از یاد خدا و از ارتباط مداوم با خدا بازدارد»
در این مرحله، دستور نهایی پرهیز کامل صادر شد.

در مرحله آخر خداوند به بیان محورهای اولویتِ راهِ درست پرداخته و دستور می‌دهد که چون نوشیدنی‌های مست کننده انسان را از یادآوری خدا و صلاة (ارتباط مستمر با خدا) دور می‌کند، مؤمنان باید آنرا از زندگی خودشان حذف کنند.

می‌بینیم که خدا جامعه را ناگهان از مرحلهٔ عادت به مرحلهٔ پرهیز نرساند؛ بلکه در یک فرآیند تربیتی و تکاملی، ذهن و قلب مردم را آماده کرد تا خود به درک درستی برسند.

کسی که می‌خواهد از هدایتِ قرآن استفاده کند، باید دستورالعمل‌های این کتاب را به عنوان یک «فرآیند» ببیند و اولویت‌های خدا را درک کند
تا بتواند بر اساس هر موقعیت و شرایطی طبقِ اولویت‌های اصلی تصمیم بگیرد و رفتار نماید.
چیزی که در قرآن به عنوان «حکمت» معرفی می‌شود.

مثلاً وقتی که اولویتهای خدا را در رابطه با آیاتِ ممنوعیتِ نوشیدنی‌های مست‌کننده درک کنیم، خواهیم فهمید که:
هر چیزی که ما را از ارتباط با خدا بازدارد
و باعث شود که تخم دشمنی و کینه در جامعه کاشته شود؛
درست مانند «خمر» و «میسر» یک امر نامناسب و ناشایسته است
و باید آنرا از مسیر زندگیمان حذف نماییم.
از سوی دیگر در رابطه با مسائل غیر اساسی (مثل رفتارهای وسواس گونه‌ و افراطی و خارج از قاعدهٔ خدا) برخوردی منطقی داشته باشیم و طبق الگوی فرایندیِ قرآن و به دور از افراط و تفریط رفتار نماییم.


نتیجه‌گیری: نگاه فرایندی به هدایت قرآن

قرآن مجموعه‌ای از قوانین مکانیکی نیست؛ بلکه سیستمی از هدایت است که انسان را از سطح فهم ابتدایی، به درک خردمندانه و الهی می‌رساند.
درک آیات بدون توجه به شرایط زمان و مکان، مثل آن است که بخواهیم همان قهوهٔ بی‌کیفیت را با قیمت قدیم بخریم و انتظار طعم عالی از آن داشته باشیم.

در هر زمان باید با توجه به روح آیات، ببینیم که خدا چه چیزی را اصل دانسته است.

هر چیزی که این ارزش‌ها را تضعیف کند — حتی اگر ظاهرش دینی باشد — از مسیر قرآن بیرون است.

قرآن را باید به عنوان یک فرآیند تربیتی زنده دید، نه مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های خشک.
درک درست آیات یعنی فهمیدن «هدفِ هدایت» و «روحِ قانون»، نه فقط اجرای ظاهر کلمات.

 

دیدگاهتان را بنویسید