ریشه ادعای تحریف قرآن از کجاست؟

ریشه ادعای تحریف قرآن از کجاست؟

شاید فکر کنیم نخستین کسانی که گفته‌اند «قرآن تحریف شده» یا «قرآن کلام خدا نیست»، اندیشمندان مغرض غربی بودند.
اما واقعیت این است که این صداها، از همان قرن‌های نخست در میان خودِ مسلمانان برخاست.
کسانی از هر مذهب و فرقه‌ای – شیعه، سنی، خوارج، معتزله، نواصب و… – که هرکدام گمان می‌کردند حقیقت نهایی و خالص را یافته‌اند، ولی قرآن را مطابق با آن حقیقتِ توهمی خود نمی‌یافتند.

الگوی مشترک میان همه‌شان یکی بود:

تمام سعی آنان بر این بوده که از قرآن، «ابزاری» بسازند که پیش‌داوری‌های خودشان را تأیید کند

و چون در بسیاری از این موارد نتوانسته‌اند آن‌گونه که دوست دارند، از قرآن برای تاییدِ ذهنیت‌های نادرستِ خودشان نردبانی بسازند،

ادعا کرده‌اند که لابد قرآن تحریف شده و چیزهایی از آن کم شده است که نشانی از این «چیزی که ما حقیقتش می‌پنداریم» در آن نیست!

آنها نمی‌خواستند خود را با قرآن هماهنگ کنند، می‌خواستند قرآن خودش را با آنان هماهنگ کند.

اما حقیقت قرآن هیچ‌گاه کم یا زیاد نشده است؛

آنچه که باید تغییر کند، زاویهٔ نگاه ماست.

قرآن پیامی دارد به سادگی و صلابت خورشید:

«همه‌کاره خداست، و هرچه جز او هیچ‌کاره.»

این جمله، اگر در جان ما بنشیند، دنیا و آخرت‌مان را روشن می‌کند.
اما هنوز بسیاری از ما می‌خواهیم «حق» را به دلخواه خود خم کنیم، نه دل خود را به سوی حق.
اگر وعده‌های قرآن در زندگی‌مان تحقق نمی‌یابد، شاید به‌جای متهم کردن آسمان، باید ذهن خود را پاک کنیم.

«بشوی اوراق اگر هم‌درس مایی
که درس عشق در دفتر نباشد.»

قرآن تحریف نشده؛ ذهنیت ما در مورد حقیقت است که تحریف شده.
برای فهم درست قرآن، باید پیش‌فرض‌ها را بشوییم و با دلی خالی و عاشقانه به محضر قرآن بیاییم.

در مورد راهکاری که قرآن برای درک درست خودش ارائه می‌دهد این مقاله را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید